شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • همراه با مصطفی محمدی ودیگرخانواده اسیران فرقه رجوی پژواک صدای این هستی باختگان باشیم

    همراه با مصطفی محمدی ودیگرخانواده اسیران فرقه رجوی پژواک صدای این هستی باختگان باشیم

    .

    ... مصطفی محمدی از طرفداران سابق فرقه تروریستی رجوی که هم اکنون برای آزادی دختراسیرش سمیه محمدی از اسارتگاه اشرف کوس رسوایی این گروه تبهکار رابربام می زند. علل ترس و عصبیت دیوانه وار سران فرقه رجوی از حضور مصطفی محمدی درعراق از کجا ناشی می گردد؟  ...

    لینک به فایل تصویری

    الف .مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و دوم فوریه 2010
    http://www.banafsheh707.blogfa.com/

    همانگونه که بنده قبلا بعنوان یک تلاشگرحقوق بشر اشاره نمودم گسیل خانواده اسیران اشرف به عراق نقطه ضعف وپاشنه آشیل سران گروه تروریستی رجوی جهت تداوم گروگان گیری واسارت محسوب می گردد.

    گسیل ده ها تن از خانواده این اسیران طی هفته های اخیر از نقاط مختلف ایران وجهان جهت ملاقات افراد خانواده های خود دراسارتگاه اشرف باعث سراسیمگی ودرماندگی سران این گروه گردید _ ترس ووحشت سران این گروه از این رخداد تا آنجا پیش رفت که دستگاه های تبلیغاتی ودروغزن این گروه این خانواده هارا عوامل رژیم ! معرفی وتبلیغ نمودند _ چنین فراافکنی ها ویاوه گویی های رذیلانه نشان می دهد که شرایط نگاهداری اسیران وحفظ تشکیلات سرکوبگرانه فرقه ای برای سران این گروه با توجه به رخدادهای یک ساله اخیر که تعین تکلیف نهایی این اردوگاه تروریستی دردست اقدام دولت عراق گردیده است بسیار مشکل و پیچیده شده است _ یاس وناامیدی وبی سرانجامی این افراد اسیر از یک سو و ریزش و فرار ده ها نفر طی شش ماهه اخیر را می توان از دیگر دلایل شکنندگی و آثار روشن فروپاشی این تشکیلات فرقه ای محسوب نمود .

    علل ترس و عصبیت دیوانه وار سران فرقه رجوی از حضور مصطفی محمدی درعراق از کجا ناشی می گردد؟

    مصطفی محمدی تا سال 2003 یکی از طرفداران وفعالان ثابت قدم این گروه تروریستی به شمار می رفته است _ ایشان سالها ازعمر وجوانی خود را به خدمت پشت صحنه برای این گروه به باد داده است _ نزدیکی آقای مصطفی محمدی بااین گروه تروریستی تا آنجا پیش رفته که ایشان با دست خود دوتن از فرزندان جوانش بنام های محمدوسمیه محمدی را به دست گشتاپوی این فرقه تروریستی سپرده است _

    آقای مصطفی محمدی همچنین در ژوئن سال 2003 درمقام یک طرفدار این فرقه پس از صدور دستور تشکیلاتی برای خودسوزی های این فرقه دراعتراض به دستگیری مریم قجر آمادگی خود رابرای اینگونه اقدامات تروریستی اعلام وبه این کارنیز اقدام نموده است .

    انجام چنین اقدام نادرستی از جانب آقای مصطفی محمدی شاید بهانه اولین درنگ ها و جرقه ها وسئوال ها را درذهنیت ایشان بوجود آورد و نامبرده را از سالها خواب وغفلت وبی خبری بیدار نمود _ آقای مصطفی محمدی راباید یکی از پشتیبانان باهوش این فرقه محسوب نمود زیرا پس از بیداری وهشایری از این خواب سالها متوجه شد که سران این گروه تروریستی چگونه از سادگی وزودباوری ایشان سو استفاده نموده است.

    مصطفی محمدی از دام فریب گریخته وبیدارشده فورا به فکر جبران اشتباهات خود گردید ود راولین اقدام توانست محمدمحمدی جوان را از چنگال گشتاپوی فرقه رجوی نجات دهد ولی سمیه جوان ونا آگاه همچنان دراسارت ماند_ طی این شش سال مصطفی محمدی بیش از پانزده بار به عراق سفرکرد تا شاید بتواند سمیه جوان رانیز از اسارت این فرقه نجات دهد _

    دوسال پیش آقای مصطفی محمدی با تلاش بسیار توانست حکم جلب سه نفر ازسران بجا مانده این گروه درعراق یعنی مژگان پارسایی _ عباس یاوری و صدیقه حسینی را از یکی از مراجع قضایی عراق دریافت نماید _ درآن زمان اسارتگاه اشرف تحت حاکمیت مستقیم نیروهای امریکایی بود ولذا تلاش های آقای محمدی برای به محاق قانون کشاندن این افراد به جایی نرسید _

    مصطفی محمدی اما دست ازتلاش خود برنداشت ودرآخرین سفر به عراق ( فوریه 2010) درکنار جمع دیگری از خانواده اسیران فرقه رجوی کوس رسوایی این گروه تبهکار را بربام نهاد وماهیت ضد بشری این خائنین راهرچه بیشربرای جهانیان ثابت نمود..

    عصبیت ودرماندگی وسراسیمگی سران این گروه از این حرکت اعتراضی خانواده اسیران اما قابل فهم است _ این درماندگان درواج حقارت و رذالت دنائت خوب می دانند که دولت عراق تحت پیگردقانونی قراردارن سران این گروه را بگونه ای جدی دردستور کارخود قرارداده است و درآینده نه چندان دور حکم جلب سران بجا مانده ترور درعراق وگریخته به فرانسه واردن از طریق پلیس بین المللی به اجرا درخواهد آمد که چنین سرانجامی درانتظار افرادیست که نزدیک به سه دهه درعملیات تروریستی _ نظامی ده ها هزار ایرانی وعراقی را با معرفه مزدوران صدام معدوم به خاک وخون کشیده اند _ دستگیری ومحاکمه سران این گروه باید بعنوان خواست مبرم تمامی خانواده های ترور و جداشدگان و فعالان حقوق بشر مورد پشتیبانی قرار گیرد.

    فراموش نکنیم سران خائن این گروه درکنار ترور و کشتار صدمات چبران ناپذیری به جنبش آزادی خواهی مردم ایران زده اند ولذا تمامی ایرانیان آگاه وآزاده ومستقل باید درافشای ماهیت پلید این فرقه مذهبی تروریستی همگام وهمصدا گردند _

    نتیجه =

    تلاش برای آزادی چندهزار اسیر گشتاپوی فرقه تروریستی رجوی مزدور صدام از عراق ناامن وظیفه هرایرانی طرفدار حقوق بشر وآزادی انسان ها می باشد _ به هرنوع ممکن درراه آزادی این اسیران قربانی بکوشیم وپژواک صدای این هستی باختگان درمجامع حقوق بشری جهان گردیم....

    سحرنزدیک است.

    الف .مینو سپهر نویسنده _ پژوهشگر وتلاشگر حقوق بشر وزنان 2010/02/22

    -----------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7736

    تقاضا از مقامات عراقی برای دخالت و کمک به خانواده هایی که در خارج از کمپ اشرف بست نشسته اند

    .

    ... حامیان شناخته شده سازمان تروریستی مجاهدین در بریتانیا و آمریکا هم از هر طرف هجوم آوردند و از دولت هایشان خواستند تا با دخالت مستقیم و فشار بر عراق از آنها بخواهند تا "حقوق بشر شهروندان اشرف رعایت گردد". این حامیان شناخته شده البته به این موضوع اشاره ای نکردند که رهبران مجاهدین به اعضای خود اجازه نمی دهند تا محوطه کمپ را برای ملاقات ترک نمایند ...

    ایران اینترلینک، بغداد، بیست و یکم فوریه 2010

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7735

    پس از گذشت ده روز بالاخره گروه کوچکی از خانواده های ایرانی که برای دیدار با جگر گوشه های خود به قرارگاه مجاهدین (قرارگاه اشرف سابق یا عراق جدید) رفته بودند بعنوان اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته هایشان در پشت درب این قرارگاه بست نشستند. این افراد هیچ خواسته ای جز دیدار با اعضای خانواده خود که در این کمپ تحت کنترل سران مجاهدین قرار هستند ندارند. برخی از این خانواده ها چندین دهه از فرزندانشان بی خبر بوده اند.

    کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) هنوز حدود سه هزار و پانصد تن از اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق را در بر می گیرد و دولت عراق در ماههای اخیر برنامه هایی را برای اخراج این افراد از سرزمین خود شروع کرده است.

    خانواده ها پس از رسیدن به کمپ متوجه شدند که نیروهای انتظامی عراق که حفاظت و امنیت این کمپ را بر عهده دارند مسئولیت حفاظت و سلامت افراد خانواده ها در صورت ورود به کمپ مجاهدین را قبول نکرده و در نتیجه به خانواده ها اجازه ورود به این کمپ را نمی دهند. نیروهای انتظامی عراق در عوض از سران سازمان مجاهدین خواستند تا ملاقاتی ها را برای دیدن خانواده هایشان به خارج از کمپ بفرستند.

    رهبران سازمان مجاهدین خلق تا بحال با این خواسته دولت عراق (ترتیب ملاقات در بیرون از محوطه کمپ سازمان) موافقت نکرده و در مقابل آن مقاومت نموده اند. اولین واکنش سران سازمان به این تقاضای خانواده ها و نیروهای انتظامی عراق این بود که در اطلاعیه ای عجولانه اعلام نمودند که تمامی این افراد "ماموران رژیم آخوندی و وزارت اطلاعات هستند که بدروغ و تحت پوشش خانواده افراد به شهر اشرف اعزام شده اند" و در همین اطلاعیه خود افزودند که "کمیته عراقی مسئول خفقان بر علیه شهروندان تحت دستور مستقیم نوری المالکی بر نقض حقوق بشر و محاصره اشرف شدت بخشیده است".

    حامیان شناخته شده سازمان تروریستی مجاهدین خلق در بریتانیا و آمریکا هم بیکار ننشسته و از هر طرف هجوم آوردند و از دولت های کشورهای مطبوع خود خواستند تا با دخالت مستقیم و فشار بر عراق از آنها بخواهند تا "حقوق بشر شهروندان اشرف رعایت گردد". این حامیان شناخته شده البته به این موضوع اشاره ای نکردند که رهبران سازمان مجاهدین خلق به اعضای خود اجازه نداده و نمی دهند تا محوطه کمپ را برای ملاقات هایی کوتاه با خانواده های خود ترک نمایند.

    اگر چه مسئولیت کمپ عراق جدید (اشرف سابق) از اول ژانویه 2009 به نیروهای عراقی تحویل گردیده ولی هنوز یگان بیست و پنج نفره ای از سربازان امریکایی با ماموریت حمایت از سازمان تروریستی مجاهدین خلق در کمپ باقی مانده است. لازم به یاد آوری است که همین امریکایی ها سازمان مجاهدین خلق را در کشور خودشان در لیست تروریستی قرار داده و محدود نموده اند.

    البته باید گفت که این بار سربازان امریکایی به تقاضاهای مکرر سران سازمان مجاهدین برای دخالت در تمامیت ارضی عراق با حمایت مستقیم از رهبران سازمان تروریستی جواب مثبت نداده اند. سران سازمان از سربازان مسلح امریکایی میخواهند تا با ورود خود اقدام به دور کردن خانواده ها از محل نمایند.

    از طرف دیگر نیروهای انتظامی عراق هم اگر چه با ورود بدون حفاظ خانواده ها به داخل کمپ مخالفت کرده اند ولی از بست نشستن آنها در جلوی قرارگاه هم جلوگیری نکرده اند.

    بالاخره دو روز قبل در تاریخ نوزدهم فوریه سازمان مجاهدین خلق در یکی از سایت های وابسته به این سازمان تروریستی بنام "ایران افشاگر" اعلام نمود که مشکل واقعی سران سازمان "افراد خانواده اعضای داخل کمپ" بوده و نه "ماموران رژیم ایران". سران سازمان همچنین در این سایت خود اقرار نمودند که این رهبران سازمان مجاهدین خلق هستند که به اعضای دربند خود اجازه ملاقات با خانواده ها را نمی دهند.

    در این سایت از طرف رهبر فرقه، مسعود رجوی، قید گردید که در حال حاضر حتی اگر ملاقات در داخل کمپ و با حضور محافظان سازمان هم خواسته شود با آن مخالفت خواهد شد. این یک واقعه جدیدی است.

    سران سازمان قبلا در روبرو شدن با خانواده افراد اسیر از اجازه خروج از کمپ خودداری می کردند چون می ترسیدند این افراد پس از خروج از کمپ فرار کرده و باز نگردند ولی اکنون رهبران حتی اجازه ملاقات در داخل کمپ و با حضور سران و ماموران فرقه را هم منع نموده اند.

    امروز یکی از خانواده ها در جلوی درب ورودی کمپ اشرف به نماینده ایران اینترلینک در بغداد گفت:

    "تا بحال ما بسیار ساکت و بدون سر و صدا عمل کرده ایم. ما فکر می کردیم بنابر اظهارات قبلی سران سازمان اگر تبلیغات و رو در رویی با آنها نداشته باشیم ممکن است بخاطر ترحم و انسانیت هم که شده اجازه بدهند ما فرزندانمان را ببینیم ولی اکنون بیش از یک هفته است که اینجا در بیابان مانده ایم ولی آنها اجازه ملاقات با فرزندانمان را نمی دهند. ما تصمیم گرفته ایم اینجا بست بنشینیم و تا زمانی که کاملا معلوم نشود که چه بلایی سر بچه هایمان آورده اند از اینجا تکان نخواهیم خورد. ما همچنین از مقامات عراقی میخواهیم تا با دخالت خود به کمک ما بیایند".

    در تحلیل نهایی باید گفت که سران سازمان مجاهدین خلق هیچ حق قانونی بر خاک این قرارگاه و یا افراد داخل آن ندارند. اگر چه هنوز بیست و پنج سرباز امریکایی مسلح در آنجا مانده و حمایت از این گروه تروریستی را بر عهده دارند ولی باید گفت که این دولت عراق است که مسئولیت نهایی کشور را عهده دار بوده و باید پاسخگوی این خانواده ها باشد. در همین رابطه خانواده ها تماس و ملاقات با مراجع حقوق بشری و خبرنگاران را برای توضیح مشکلاتشان شروع کرده اند.

    با وجود تمامی مشکلاتی که عراق امروز با آنها دست و پنجه نرم می کند، امیدواریم که دولت عراق بتواند با سرعت و دقت به این وضعیت بوجود آمده نیز بصورتی قابل قبول رسیدگی نماید

    ایران اینترلینک، بغداد، بیست و یکم فوریه 2010

    --------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7722

    حمله مجاهدین به خانواده های ایرانی اسیران در پادگان اشرف

    .

    ... یکی از بستگان افراد اسیر گفت: عناصر گروه مجاهدین برادرم را در اینجا بازداشت کرده اند و ما با وجود همه مشکلات برای دیدن وی از ایران آمده ایم اما آنها مانع ورود ما به پایگاه اشرف شدند و من از دولت عراق می خواهم که این مشکل را حل کند. فرزند یکی از اسیران نیزگفت: پدر من مدت ها است در این پایگاه محبوس است ، من خواهان ملاقات با او هستم و برای این منظور ...

    شبکه العالم، قرارگاه اشرف، هجدهم فوریه 2010
    گزارش از انجمن نجات
    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8850

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7721

    عناصر گروه مجاهدین ضمن جلوگیری از دیدار شماری از خانواده های ایرانی با نزدیکانشان که در پایگاه اشرف در اطراف شهر دیاله عراق زندانی هستند، به خانواده ها و نیروهای امنیتی عراقی همراه آنان، حمله کردند.

    به گزارش روز چهارشنبه شبکه خبری (العالم) ، خانواده های ایرانی از دولت عراق خواستند برای آزادی فرزندانشان از زندان های مجاهدین در پایگاه اشرف تدابیر فوری اتخاذ کند.

    یکی از بستگان افراد اسیر در گفت وگو با العالم گفت: عناصر گروه مجاهدین برادرم را در اینجا بازداشت کرده اند و ما با وجود همه مشکلات برای دیدن وی از ایران آمده ایم اما آنها مانع ورود ما به پایگاه اشرف شدند و من از دولت عراق می خواهم که این مشکل را حل کند.

    فرزند یکی از اسیران نیز در این باره به شبکه العالم گفت: پدر من مدت ها است در این پایگاه محبوس است ، من خواهان ملاقات با او هستم و برای این منظور به عراق آمده اما عناصر گروه مجاهدین مانع من شدند و مرا مورد ضرب و شتم قرار دهند.

    "عادل المانع" فعال سیاسی عراقی نیز دراین باره به شبکه خبری العالم گفت : دولت عراق مخالف حضور هر سازمان مسلح در داخل خاکش است زیرا علاوه بر اینکه تهدیدی برای کشورهای همسایه بشمار می روند ، برای امنیت داخلی عراق نیز تهدید هستند.

    وی گفت : فرصت حضور به گروه مجاهدین درعراق ، روابط دیپلماتیک بین ایران و عراق را تیره می کند.

     

    -----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7196

    ترس و برده داری در فرقه مجاهدین خلق

    .

    ... آیا باید باور کنیم که "اپوزیسیون اصلی ایران" – بقول تبلیغات خودشان – که ادعا میکند قادر است رژیم ایران را در تمامیت خود ساقط نماید و یک دموکراسی را جایگزین آن کند، پر از کسانی است که وحشت دارند مادران و پدرانشان بیایند و گوششان را بگیرند و آنان را وادار به بازگشت به وطن نمایند؟ (و ما باید فراموش کنیم که متوسط سن این افراد حدود 50 سال است). آیا واقعا به همین سادگی میشود یک فرد سرسپرده را از مبارزه اش دور کرد؟...

    نوشته آن سینگلتون، نوامبر 2009
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7192

    مقدمه

    روز جمعه ششم نوامبر خانواده ها در عراق اعلام نمودند که عاقبت توانستند با بستگان خود دیدار نمایند، اما به هیچ وجه نسبت به شرایط این دیدار رضایت نداشتند. آنان گفتند زمانی که رهبران سازمان مجاهدین خلق فهمیدند که خانواده ها همراه با تعدادی خبرنگار عراقی و آمریکایی به اردوگاه اشرف آمده اند آماده مذاکره شدند. سازمان مجاهدین خلق قبول کرد که خانواده ها با بستگان خود برای چند ساعت دیدار کنند به این شرط که خانواده ها با رسانه ها گفتگویی نداشته باشند. خانواده ها این شرط را پذیرفتند و دیدار صورت گرفت.

    بهر صورت خانواده ها همچنین گفتند که عزیزان آنان به ایشان گوشزد کرده اند که این موضوع را جلوتر از این پیش نبرید و گفتند که باید هرگونه ارتباط در آینده با آنان را هم قطع نمایند وگرنه آنان تحت شدیدترین فشارها از جانب رهبران فرقه قرار خواهند گرفت.

    خانواده ها حالا تصمیم گرفته اند که موضوع اردوگاه اشرف را با وزیر حقوق بشر عراق بطور خصوصی مطرح نمایند.

    ترس و برده داری در فرقه مجاهدین خلق

    برای کسانی که به حد کافی علاقمند به دنبال نمودن افول یک فرقه تروریست خارجی به نام مجاهدین خلق هستند آیا این شرم آور نیست که گروه مربوطه عاجزانه هر کس که در طرف آنان نباشد و قویا از آنان و حامیانشان پشتیبانی نکند را "مأموران وزارت اطلاعات ایران" می نامند؟ آیا واقعا این موضوع مصداق "ما چند نفر در برابری مابقی جهان" نیست؟

    بررسی بحران جاریی که سازمان مجاهدین خلق با آن روبروست این واقعیت را برملا میکند که این سازمان درگیر یک نبرد رو به جلو جهت ساقط کردن رژیم ایران نیست – یا شاید این هدف بدون اینکه به کسی گفته شود ملغی شده باشد – بلکه با هشت ایرانی سالخورده در دروازه اردوگاهش در عراق روبروست که خواهان رابطه با بستگان نزدیکشان – فرزند، همسر، . . . – می باشند که سالهای سال است آنان را ندیده اند و مایل به دیدار با آنان هستند. تمامی هشت نفر مربوطه توسط رهبران سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان "مأموران سرویس مخفی ایران" که عمدا جهت منحل نمودن اردوگاه اشرف و بازگرداندن ساکنان آن به ایران فرستاده شده اند محکوم گردیدند.

    واقعا؟

    این هشت نفر – و سایر گروه های کوچک و افرادی که طی شش سال گذشته به دروازه اردوگاه رسیدند – مأموران مخوفی هستند که قادر به نابود کردن نیروهای وفادار، از جان گذشته، و تماما مطیع مجاهد هستند! در کمال تعجب این افراد مسلح به دینامیت و بلدوزر جهت تخریب نبودند، بلکه در عوض با مهربانی، گرمی و کلمات مملو از عشق و تلخ کامی جلو رفتند. آنان حامل اخبار و پیام هایی از جانب اعضای خانواده و دوستان، در خصوص تولد ها، وفات ها، ازدواج ها و تمامی اجزای یک زندگی معمولی بودند.

    چقدر جالب. چقدر افشاگرانه. چه اعتراف غم انگیزی از ضعف و زبونی فرقه رجوی که واقعا از این جریان وحشت دارد.

    آیا باید باور کنیم که "اپوزیسیون اصلی ایران" – بقول تبلیغات خودشان – که ادعا میکند قادر است رژیم ایران را در تمامیت خود ساقط نماید و یک دموکراسی را جایگزین آن کند، پر از کسانی است که وحشت دارند مادران و پدرانشان بیایند و گوششان را بگیرند و آنان را وادار به بازگشت به وطن نمایند؟ (و ما باید فراموش کنیم که متوسط سن این افراد حدود 50 سال است). آیا واقعا به همین سادگی میشود یک فرد سرسپرده را از مبارزه اش دور کرد؟

    آیا صرفا تفسیرهای هیستری جاری مسعود و مریم رجوی برای نگاه داشتن پیروان از طریق فریب و القائات فکری کافی نیست و دیدار این خانواده ها واقعا این قضیه را مورد تهدید قرار خواهد داد؟

    واقعیت اساسی و غیرقابل اجتناب در پشت تمامی این جریانات این است که سازمان مجاهدین خلق یک فرقه خطرناک و مخرب و کنترل کننده ذهن افراد است که اعضای خود را در وضعیت برده داری مدرن نگاه داشته است.

    و ویژگی این وضعیت بسا بزرگتر از داستان این هشت نفر یا هشت خانواده می باشد. موضوع آینده ژئوپلیتیک سازمان در عراق و در منطقه است.

    بطور خلاصه، سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه خطرناک معرفی میگردد چرا که این سازمان اعتقاد به استفاده از خشونت جهت رسیدن به اهداف مشخص خود دارد. این فرقه مخرب است زیرا که زندگی ها، ذهن ها و روان های اعضای خود را خراب میکند. اکثریت اعضا در ایزولاسیون کامل نگاه داشته میشوند، که به هیچ وجه هیچگونه دسترسی به دنیای خارج ندارند. در درون این ایزولاسیون آنان بطور روزانه و سیستماتیک تحت نظام مانیپولاسیون روانی و القائات فکری قرار دارند.

    یکی از ابزار قدرتمند مورد استفاده رهبران فرقه جهت کنترل اعضایشان ایجاد ترس غیر منطقی، یا فوبیا، در اذهان اعضای فرقه است. هر فرقه ای رویکرد فوبیایی خاص خود را دارد. ولی تمامی آنان بر ایجاد یک ترس غیر منطقی از منتقدین و مخالفین فرقه، خصوصا اعضای سابق و خانواده های اعضا، در درون اعضای فعلی فرقه متمرکز هستند؛ که البته این افراد در بهترین موضع برای درک نحوه کنترل ذهنی درون فرقه قرار داشته و توان منفصل کردن آنرا دارند. اعضا هر زمان که فوبیای مربوطه فعال شود مملو از ترس خواهند شد. در خصوص سازمان مجاهدین خلق، کلمه رمز (کد) ی که این فوبیا را فعال میکند "مأمور وزارت اطلاعات ایران" است. هیچ مدرک روشنی زمانی که جمله مربوطه بکار گرفته میشود تا این ترس غیر منطقی و غیر واقعی ایجاد شود ارائه نمیگردد.

    اعضای سازمان مجاهدین خلق در وضعیت تقریبا ترس دائم بسر می برند. از طریق این ترس است که سازمان مجاهدین خلق نه تنها اعضای خود را منکوب می نماید بلکه برخی سیاستمداران غیر حرفه ای و افرادی در رسانه ها را هم فریب میدهد. استفاده از کلمه ترس در این مقاله جهت بزرگنمائی بکار گرفته نشده است. این مقاله استفاده از ترس غیر منطقی را جهت مخدوش نمودن اصل موضوع شرح میدهد. پارلمان های غربی، رسانه ها و سازمان های حقوق بشری بوسیله همین شیوه پیچیده مانیپولاسیون روانی مجذوب شده اند که در آن لابی کنندگان سازمان مجاهدین خلق سطح بالایی از ترس غیر منطقی از ارواح دروغین و خیالی (معمولا تحت عنوان "مأموران وزارت اطلاعات ایران") در برابر "جنبش اپوزیسیون اصلی ایران" یا سازمان مجاهدین خلق بوجود آورده اند.

    عجب اینکه این "تروریسم" غیر مسلحانه از جانب سازمان مجاهدین خلق جهت ممانعت از برملا شدن و رو گردیدن تهدید واقعی موجود در برابر گروه بوجود آمده است. این تهدید از جانب ارگان های خارج از سازمان نیست، بلکه مستقیما از ماهیت خود فرقه و در درون خود سازمان سر بر آورده است، که بنابراین هیستری رهبران سازمان مجاهدین خلق در برابر هشت عضو خانواده که در دروازه اردوگاه اشرف حاضر گردیده اند تا بستگان خود را ببینند را بوجود آورده است.

    ولی، کسانی که هنوز به حد کافی علاقمند به دنبال نمودن افول یک فرقه تروریست خارجی به نام سازمان مجاهدین خلق هستند، باید تابحال متوجه شده باشند که این تمامی داستان نیست. حتی بخشی از یک داستان واقعی هم نیست. و کسانی که ممکن است حالا از دیدن پادشاه عریان شرم کرده باشند باید روی خود را بگردانند (واقعیت را قبول نمایند).

    برای شش سال ارتش آمریکا حفاظت از سازمان مجاهدین خلق را در عراق به عهده گرفت، گروهی که هم توسط ایالات متحده و هم توسط عراق به عنوان یک گروه تروریست خارجی معرفی گردیده بود. انستیتوی تحقیقات دفاع ملی آمریکا RAND در گزارش "مجاهدین خلق در عراق – یک معمای سیاسی" منتشره در اوت 2009، شکست آمریکا در پرداختن قطعی به این گروه جهت منحل نمودن آن، آنطور که باید انجام میگرفت و همانطور که دولت های پی در پی عراق از دسامبر 2003 بر انجام آن تأکید داشتند، را تشریح نموده است. طبق این گزارش، "جهت تأمین حفاظت ترددات اعضای سازمان مجاهدین خلق به بغداد جهت خرید، حدود 14 سرباز آمریکایی کشته شده و 60 نفر زخمی گردیدند. لذا، اغلب مبهم بود که چه کسی مسئول اردوگاه اشرف است". طبق این گزارش، فرمان حفاظت از این فرقه تروریست مزدور کوچک که احتمال میرفت قابل استفاده باشد از سطوح خیلی بالا و از جانب وزیر دفاع سابق آمریکا دونالد رامسفلد آمده بود.

    چرا؟

    همانطور که رهبران سازمان مجاهدین خلق از دسترسی خانواده ها به بستگانشان در خارج اردوگاه اشرف ممانعت نمودند، درهای مستحکم اردوگاه در برابر تهدید موجود اثبات میکند که این مکان محلی کاملا مناسب برای تجمع اعضای رژیم سابق صدام حسین می باشد. در شش سال گذشته سازمان مجاهدین خلق مهماندار حامیان و مقامات رژیم دیکتاتور سابق عراق بوده است. خشونتهای شورشگرانه در استان دیاله از اردوگاه مجاهدین خلق تحت حفاظت آمریکا هماهنگ شده بود.

    بنابراین، زمانی که هشت عضو خانواده به دروازه اردوگاه مجاهدین خلق رسیدند، نه تنها رهبران سازمان که از این تهدید بالقوه نسبت به فرقه می ترسیدند، بلکه حامیان غربی گروه نیز وحشت کردند. طی بیش از دو دهه گذشته، سازمان مجاهدین خلق به دلیل منافع غرب به عنوان ارتش خصوصی صدام حسین تقویت شد. از سال 2003، حامیان صهیونیست و نو محافظه کار گروه، تحت هدایت لرد کوربت در انگلستان، استوران استیونسون و آلخو ویدال کوادراس در پارلمان اروپا، ایلینا روزلهتینن در کنگره آمریکا، و لابی کننده آمریکایی ریموند تنتر، از سازمان مجاهدین خلق به دلایل انسانی حمایت نکرده اند (در غیر این صورت آنان قطعا از دیدار این خانواده ها نیز حمایت میکردند). آنان از این گروه به عنوان یک عامل معرفی مجدد صدامی ها در سیاست عراق حمایت و حفاظت نمودند.

    آنان که با ایجاد ترس بر این باور بودند که به دلایل انسانی از سازمان مجاهدین خلق حمایت میکنند تا آنان را در برابر نابود شدن توسط دولت ایران حفاظت نمایند لازم است قدری انرژی صرف کرده و کمی شجاعت به خرج داده و ورای این دروغ و استدلال خیالی را هم مشاهده نمایند و به دنبال واقعیت باشند. در جهت انجام این کار آنان در برابر یک انتخاب معین قرار میگیرند: حمایت از سازمان مجاهدین خلق به عنوان عامل بازگشت صدامی های طرفدار غرب در عراق، یا حمایت از دولت منتخب مردم در عراق به عنوان یک دولت مستقل و حاکم بر تمامیت ارضی آن.

    این به روشنی یک انتخاب سیاسی است. ولی در عین حال، باید به خاطر داشت، قربانیان اصلی تروریسم سازمان مجاهدین خلق اعضای خود فرقه هستند که با ایجاد ترس در آنان به بردگی در آمده اند.

    -----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7182

    چرا رجوی از ملاقات والدین سالخورده با فرزندان شان در اشرف وحشت دارد؟!! 

    .

    .

    بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، پنجم نوامبر 2009
    http://www.mojahedin.ws/article/show.php?id=3379

    خبرهای دریافتی از قرارگاه عراق جدید(اشرف) حاکی از این است که سران این قرارگاه از ملاقات شماری از خانواده هایی که جهت ملاقات با فرزندان خود راهی اشرف شده، جلوگیری و ممانعت نموده اند. لازم به ذکر است این اقدام در حالی صورت گرفته که قرار بوده این ملاقات تحت نظارت نهادهای بین المللی و حقوق بشری صورت بگیرد. پیشتر بر ضرورت انجام این ملاقات ها در راستای رعایت جنبه های انسان دوستانه و فراهم نمودن زمینه های انتخاب آزادانه ساکنین اشرف تاکید شده بود. ممانعت سران قرارگاه اشرف از انجام این ملاقات ها بخودی خود ناقض حقوقی است که ظاهرا سران مجاهدین و به خصوص مریم و مسعود رجوی این روزها بر رعایت آن تاکید دارند. نقض این حقوق نشان دهنده این واقعیت است که مجاهدین از شعارهای مورد نظر تنها قصد استفاده ابزاری در جهت اغوا و فریب افکار عمومی و بعضا حامیان خود در اروپا را دارند. نکته قابل تامل سکوت و انفعال این حامیان در قبال چنین اقداماتی از سوی مجاهدین است. گذشته از اینها اقدام مجاهدین حاوی نکات قابل تعمق و اشاره ای است که به اجمال به مواردی از آن اشاره می شود.

    1- ظاهرا سران قرارگاه اشرف دلیل ممانعت از این ملاقات را دخالت جمهوری اسلامی و توطئه گری علیه تشکیلات اشرف قید کرده است، با فرض پذیرش این ادعا، باید خاطر نشان کرد که در واقعیت این امر که کسان یا فرزندان این ملاقات کننندگان در قرارگاه اشرف حضور داشته و حداقل بخشی از انگیزه این ملاقات ها جدای از ادعاهای سران قرارگاه به ضرورت نیازهای عاطفی و همچنین نگرانی در قبال سرنوشت و آینده فرزندان شان بستگی و مرتبط بوده، نمی توان شک کرد. مجاهدین حتی می توانند با این فرض و احتمال به موضوع نگاه کنند، که این خانواده ها برای دیدن فرزندان خود به ناچار تن به پذیرش خواسته ها و نظارت و مدیریت این سفرها توسط جمهوری اسلامی داده اند، تا بتوانند پس از سال ها جگرگوشه های خود را ببینند. حتی با چنین فرضی محروم کردن والدین از دیدار فرزندان شان توجیه پذیر است؟

    2- بعلاوه نگاهی به شرایط سنی ملاقات کنندگان که عموما پدر و مادرهای سالخورده و ضعیف و ناتوان و حتی در میان آنها علیل و خمیده حضور دارد، دلیلی بر کذب بودن این ادعاها نیست. حتی باز به فرض پذیرش این احتمال که پروژه مورد ادعا قابل اجرا و عملی هم باشد، آیا نمی توان با تفکیک والدین از سایر ملاقات کنندگان از جمله خواهران و برادران و ... حداقل این امکان را برای والدینی که روزهای واپسین عمر خود را می گذرانند، فراهم نمود. در طی این سال ها بوده اند پدر و مادرهایی که حسرت دیدن و ملاقات فرزندان شان را با خود به گور برده اند و تعدادی حتی در فراغ و غم ندیدن سالیان طولانی فرزندان شان دق کرده اند. بی توجهی سران اشرف و در راس آنها رجوی به این اتفاقات و پی آمدهای تاسف آور و متاثرکننده چه معنی می دهد؟

    3- گذشته از اینها حضور و نظارت نهادهای بین المللی ذی ربط فی النفسه می تواند از بروز هر گونه اعمال نظر یا آنچه به عنوان توطئه ها مطرح می کنند، جلوگیری کند. مضاف بر اینکه به ادعاهای خود مجاهدین جمهوری اسلامی از به کارزار کشاندن عاطفی خانواده ها برای متلاشی کردن قرارگاه اشرف در طی سال های اخیر چندان توفیقی کسب نکرده و به قول شما تیرش به سنگ خورده است. هر چند این ادعا تلویحا به این معنا نیز هست که اهرم های بازدارنده و فرقه ای سران اشرف در مقایسه با مکانیزم های عاطفی و مادر و فرزندی به مراتب موثرتر و کارآمدتر بوده است. با چنین ادعای مفروض شده ای نگرانی مجاهدین را از چه عواقبی باید پیش بینی کرد.

    4- این اتفاق در شرایطی صورت می گیرد که مجاهدین به خصوص طی ماه های بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بی وقفه بر ایجاد پل ارتباطی میان اشرف و عنصر اجتماعی در ایران تاکید می کنند. به گونه ای که در راستای ملحق کردن خود به عنصر اجتماعی حتی تا پای اعلام آمادگی برای بازگشت به ایران پیش رفتند. طبیعی است در چنین شرایطی تعامل و ارتباط سران قرارگاه اشرف با خانواده ها می تواند در پیشبرد بخشی از این هدف موثر و مفید باشد، با این حال سران قرارگاه اشرف از انجام چنین تعاملاتی که بر اساس دیدگاه ها و نقطه نظرات شخص رجوی بیشترین انتفاع و سود آن به جیب مجاهدین خواهد رفت، جلوگیری می کنند. اما بر خلاف چنین نظرگاه واقعیت گریزانه ای، اما سران قرارگاه می دانند این ملاقات ها تا چه اندازه در سرنوشت آتی قرارگاه اشرف و ساکنین آن موثر و تعیین کننده است، به همین دلیل ترجیح می دهند هزینه های ناشی از ممانعت از این ملاقات ها را در مقایسه با تبعات جبران ناپذیر این ملاقات ها با جان و دل بخرند.

    5- ممانعت سران مجاهدین از این ملاقات ها اگر چه در طی سال های بعد از سقوط صدام به تناوب و بعضا در مقاطعی به مثابه یک دستورالعمل تشکیلاتی در دستور کار سران قرارگاه بوده، اما از این نکته نباید غافل شد که به موازات رخدادها و اتفاقات و موضوع گیری های رجوی به خصوص در جریان اتفاقات بعد از ریاست جمهوری و عقب نشینی های استراتژیک او، احتمال ریزش های درون تشکیلاتی را نسبت به گذشته تشدید نموده و سران مجاهدین و قرارگاه اشرف می دانند چنین ملاقات هایی تا چه اندازه می تواند به شفاف سازی و واقع بینی ساکنین اشرف کمک کند. وقتی رجوی به هر دلیل می پذیرد که می خواهد به ایران بازگردد، به طور طبیعی باید از اینکه ساکنین اشرف زودتر از او و با انگیزه تر از او به سوی ایران برگردند، متقاعد و مجاب شده باشد.

    6- از همه اینها گذشته نفس این خبر حکایت از آن دارد بر خلاف ادعای مجاهدین مبنی تفویض کنترل اشرف از نیروهای عراقی به آمریکایی کماکان کنترل و اتوریته قرارگاه اشرف به دست خود مجاهدین است و ادعاهای مجاهدین در این خصوص صرفا هیاهو و جوسازی است.

    --------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7177

    درخواست عاجل کمک از خانم وجدان میخائیل سالم وزیر حقوق بشر عراق

    از طرف هشت خانواده گروگانهای رجوی در کمپ عراق جدید (اشرف)

    .

    ... ما به اینجا آمده ایم چون معتقد هستیم که دولت منتخب عراق نهایتا این اختیار را دارد که کنترل این کمپ و مسئولیت افراد مستقر در آن را بر عهده بگیرد. ما به اینجا آمده ایم چون معتقدی دولت منتخب عراق می تواند کمک کار ما باشد. و چرا نباید چنین اعتقادی داشته باشیم ...

    هشت نفر از خانواده های گروگنهای رجوی، درب ورودی کمپ عراق جدید (اشرف)، عراق، چهارم نوامبر 2009
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7175

    خانم سالم

    ما راه زیادی را برای دیدار با خانواده خود طی کرده ایم. برخی از ما دختران، پسران و همسران خود را بیش از بیست سال است که ندیده ایم. اکنون که به اینجا رسیده ایم متوجه شده ایم که از ملاقات با اعضای خانواده خود منع گردیده ایم و رهبران سازمان تروریستی مجاهدین خلق مانع این دیدار می گردند.

    خانم سالم چه کسی در اینجا مسئول وقایعی است که در این کشور اتفاق می افتد؟

    ما به اینجا آمده ایم چون معتقد هستیم که دولت منتخب عراق نهایتا این اختیار را دارد که کنترل این کمپ و مسئولیت افراد مستقر در آن را بر عهده بگیرد. ما به اینجا آمده ایم چون معتقدی دولت منتخب عراق می تواند کمک کار ما باشد. و چرا نباید چنین اعتقادی داشته باشیم.

    ما از تمامی حمایتها و امکاناتی که مقامات عراقی در پست بازرسی کمپ عراق جدید (اشرف) در اختیار ما گذاشته اند کمال تشکر را داریم . البته نام جدید "عراق جدید" طبعا این مسئله را برای ما تداعی کرده است که اکنون این دولت عراق است که کنترل کمپ را بر عهده داشته و مسئولیت آن را پذیرفته است.

    متاسفانه ما متوجه شده ایم که حداقل در این مورد خاص، هنوز این فرقه تروریستی مجاهدین خلق است که حرف آخر را در کشور شما می زند چرا که این دستور رهبران این فرقه است که مانع ملاقات ما با جگر گوشه هایمان می گردد. جگر گوشه هایی که این چنین راهی را برای دیدارشان پشت سر گذاشته ایم. جگر گوشه گانی که این قدر انتظار ملاقاتشان را کشیده ایم. براستی ما هشت نفر چه خطرو تهدیدی برای کسی می توانیم داشته باشیم؟

    وقتی افراد خانواده ما این چنین به گروگان گرفته شده اند طبعا ما جناب عالی را بعنوان وزیر حقوق بشر عراق مسئول می شناسیم. هیچ کس نمی تواند مدعی شود که این افراد در محیطی آزاد انتخابی آزاد کرده باشند که با ما ملاقات نکنند. این افراد در محیطی کاملا بسته و کنترل شده تحت شنیع ترین روش های غیر انسانی مجبور شده اند تا هر گونه احساس و رابطه عاطفی طبیعی انسانی را رد و نفی کنند. شما خود بهتر میدانید که سازمان مجاهدین خلق قبل از هر چیز یک فرقه است و بعنوان یک فرقه با تمام قوا حقوق انسانی اعضایش را نقض می کند.

    اگر این افراد واقعا آزاد هستند چرا رهبران فرقه رجوی حاضر نیستند به این افراد اجازه دهند تا قدم از درب پادگان عراق جدید (اشرف) بیرون گذاشته و با ما، خانواده خود، رو در رو گردند؟ طبعا کسی جلوی آنها را نگرفته تا پس از ملاقاتی کوتاه و بدون هیچ مزاحمتی آزادانه به پادگان عراق جدید (قرارگاه اشرف سابق) برگردند.

    ما هشت نفر از اعضای خانواده های ایرانیانی که اینجا به انتظار ملاقات خانواده های خود نشسته ایم منتظر جواب جنابعالی هستیم. ما خود را میهمانان موقت کشور شما میدانیم.

    اگر چه اکثر ما سالخورده و خسته و ضعیف هستیم ولی بخاطر عدم رسیدگی های لازم مجبور به اعتصاب غذا شده ایم. شما میدانید که وضعیت جسمی ما اجازه ادامه طولانی این وضع را نمی دهد. ولی ما هنوز امیدواریم. امیدواریم که شما با اشراف به قوت احساسات خانوادگی ما و با اشراف به عجز ما در مقابله با این فرقه تروریستی که ما را در این سن و سال وادار به اعتصاب غذا کرده است، از طرف ما خانواده ها دخالت کرده و جوابی محبت آمیز و شایسته برای کمک به ما و دیگران پیدا کنید.

    --------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7173

    گزارش ایران اینترلیک از قرارگاه "عراق جدید" (اشرف)

    خانواده ها در اعتراض به حمایت امریکا از گروه تروریستی که فرزندانشان را به گروگان گرفته است اعتصاب غذا کرده اند

    ارتش امریکا برای جلوگیری از نجات گروگانهای فرقه ترورستی توسط خانواده هایشان ایستگاه چک و بازرسی برقرار نموده است

    .

    ... خانواده ها از روز دوم نوامبر در اعتراض به مسدود شدن راهشان برای ملاقات با خانواده ها دست به اعتصاب غذا زده اند. آنها از دولت عراق می خواهند که بعنوان تنها مرجع مسئول در کشور مسئولیت این مسئله را بر عهده گرفته و راه را برای رهایی فرزندانشان باز کند...

    ایران اینترلینک، خالص، عراق، چهارم نوامبر 2009
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7172

    چهارم نوامبر - هشت تن از خانواده هایی که این هفته برای یافتن و ملاقات با افراد خانواده خود از ایران به عراق سفر کرده اند چند روزی است در جلوی درب قرارگاه "عراق جدید" متوقف شده اند. بنظر می رسد که بار دیگر سربازان امریکایی در حمایت از رهبران سازمان تروریستی مجاهدین وارد عمل شده و جلوی ملاقات خانواده ها با افراد را می گیرند.

    بنظر می رسد که کوشش های چند روز اخیر دولت عراق، نمایندگان سازمان ملل متحد و صلیب سرخ جهانی جهت تسهیل این ملاقات ها با دخالت امریکایی ها بی نتیجه مانده و مسدود گردیده است.

    اگر چه پلیس عراق توانسته است اخیرا با برقرار کردن ایستگاه در داخل کمپ "عراق جدید" نظم و قانون را در راستای تضمین سلامت افراد مستقر در این محل بر قرار نمایند ولی سربازان امریکایی با برقرار نمودن ایستگاهی مجزا در داخل کمپ و با دخالت در امور اداری از امکان اجرای درست وظایف توسط نیروهای پلیس عراق جلوگیری می کنند.

    خانواده هایی که اکنون در ایستگاه اول پست و بازرسی عراق مستقر شده اند ارتباطاتشان با کمپ تنها از طریق افسر رابط عراقی می باشد و بنظر می رسد که ارتش امریکا در مقابل خواسته خانواده ها مقاومت کرده و عملا خواستار این هستند که عراق و خانواده ها باید رضایت سران مجاهدین را برای ملاقات با فرزندانشان جلب کنند. قابل توجه است که سازمان مجاهدین خلقی که امریکا خواستار اجازه آنها شده است نه تنها در عراق گروهی تروریستی محسوب می گردد که در خود امریکا نیز از سال 1997 در لیست گروه های تروریستی بوده است!! (طبق قانون خود آمریکایی ها برقراری ارتباط با یک گروه تروریستی جرم محسوب می گردد ولی اکنون از خانواده ها می خواهند که از تروریست ها اجازه بگیرند!!)

    خانواده ها که اکنون در خانه های پیش ساخته موقتی ارتش عراق (پست اول ورودی) مستقر هستند با تشکر از ارتش عراق بخاطر در اختیار گذاشتن امکانات استقراری و حفظ امنیت آنها در این ایستگاه موقت همچنین از سعی و کوشش دولت عراق برای حل این مسئله حقوق بشری نهایت امتنان را دارند. امروز بیش از چهار روز است که این خانواده ها در شرایط نه چندان مطلوب در پست بازرسی ارتش عراق مستقر می باشند

    خانواده ها از روز دوم نوامبر در اعتراض به مسدود شدن راهشان برای ملاقات با خانواده ها دست به اعتصاب غذا زده اند. آنها از دولت عراق می خواهند که بعنوان تنها مرجع مسئول در کشور مسئولیت این مسئله را بر عهده گرفته و راه را برای رهایی فرزندانشان باز کند.

    حرکت دولت عراق برای انحلال کمپ تروریستی و آزاد سازی گروگانهای داخل آن با مقاومت شدید لابی اسرائیل و نو محافظه کاران که خواستار بازگشت بقایای حکومت صدام حسین به عراق هستند مواجه گردیده است. سازمان مجاهدین خلق بعنوان ابزاری در این رابطه مورد استفاده قرار گرفته و کمپ اشرف نیز بعد از تسخیر عراق توسط امریکایی ها در سال 2003 بعنوان مرکزی برای فعالیت های بقایای رژیم صدام حسین مورد استفاده قرار می گرفت. این کمپ با دستور مستقیم پنتاگون تحت حفاظت ارتش امریکا قرار گرفت تا زمانی که ارتش امریکا در سال 2008 دست به عقب نشینی زد. با این وجود امریکایی ها یک واحد خود را در جهت تضمین حمایت خود از این مرکز تروریستی و جلوگیری از انحلال آن توسط دولت جدید عراق در این کمپ باقی گذاشته اند.

    رهبران سازمان تروریستی مجاهدین خلق با حمایت کامل نیروهای ارتش آمریکا که در کمپ مستقر هستند مانع ملاقات افراد داخل کمپ با خانواده های خود می گردند. آنها می گویند که خانواده ها "ماموران سرویس های مخفی ایران" هستند و حتی از انتقال نامه های خانواده ها به فرزندانشان خود داری می کنند.

    نام و مشخصات خانواده های اعتصابی در پست اول ورودی کمپ "عراق جدید" (سابقا اشرف) به شرح زیر است:

    یک- آقای جهانشیر ساسانی: بدنبال فرزندش آقای محمد علی ساسانی آمده. محمد علی که از اسیران جنگ صدام علیه ایرانیان است بر خلاف تمامی قوانین جنگی توسط صدام حسین به رجوی و سازمان تروریستی اش هدیه شده و اکنون بیست و یک سال است که در عراق زندانی است

    دو- آقای رضا نوروزی: بدنبال فرزندش آقای عبدالمجید نوروزی آمده. عبدالمجید نیز از اسیران جنگ صدام علیه ایرانیان است بر خلاف تمامی قوانین جنگی توسط صدام حسین به رجوی و سازمان تروریستی اش هدیه شده و اکنون بیست و دو سال است که در عراق زندانی است.

    سه- آقای اکبر مرادی ریزی: بدنبال برادرش آقای حسین مرادی ریزی آمده. حسین قریب سی سال است که گروگان دستگاه فرقه رجوی است.

    چهار- خانم نسرین لطفی زاده: بدنبال دخترش خانم سوسن بنی هاشمی آمده است. سوسن بنی هاشمی حدود بیست و یک سال است که گروگان دستگاه فرقه رجوی است.

    پنج- خانم پروین صابری: بدنبال برادرش آقای عقیل صابری آمده است. عقل حدود شانزده سال است که گروگان دستگاه فرقه رجوی است.

    شش- خانم گیتی زرتشت نیا: بدنبال پسرش آقای روزبه عطایی (نام مستعار علی مهدوی) آمده است. روزبه حدود ده سال است که گروگان دستگاه فرقه رجوی است

    هفت- خانم معصومه محبی: بدنبال شوهرش آقای ارزیل دیاله و پسرانش آقایان محسن و پیمان دیاله آمده است. ارزیل، پیمان و محسن حدود هفت سال است که گروگان دستگاه فرقه رجوی هستند.

    هشت- (...)

    لینک به مجموعه عکس ها:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7173

    Home


    Date: 2010-02-22
    (C) 2006