شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و مرجان، از فيلمهاي آنچناني تا دفاع از حقوق زنان

    مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و مرجان

    از فيلمهاي آنچناني تا دفاع از حقوق زنان

    .

    ... اگر خانم مرجان، چهره بيروني مجاهدين را ديده است، بايستي خطاب به ايشان بگويم كه چهره واقعي آنها درست صد و هشتاد درجه با چهره بيروني شان متفاوت است. به استناد تجربه هيجده ساله خودم كه در اين تشكيلات بوده ام و هزاران نفر ديگري كه از اين تشكيلات جدا شده و به دنياي غير تشكيلاتي روي آورده اند، ممانعت از ابراز هرگونه عقيده و نظر در تشكيلات و محدود كردن نفرات در ارتباط با دنياي آزاد، باعث شده است كه نفرات تشكيلات به يك انسانهاي بي اراده و ماشين تبديل شوند. خانم مرجان، شما كه از چنين زنان مبارزي صحبت مي كنيد آيا مي دانيد كه آنها در چندين لايه فكري و جسمي محصور هستند و ساليان سال است كه آرزوي زندگي مثل يك زن معمولي را دارند، و هر شب بايستي بخاطر كارهاي كرده و نكرده خود صدها فحش و ناسزا تحمل كنند و ...

    وبلاگ باند رجوی، دهم مارس 2013
    http://bandrajavi.blogfa.com/post/260

    شهلا صافی ضمیر كه با نام مستعار «مرجان» معروف است از هنرپيشه هاي فيلم فارسي كه با بازي در فيلمهايي چون «سالومه» كاملا عريان جلوي دوربين ظاهر شد و افتخار «هنرپيشه سكسي» را از آن خود كرد، اكنون در خارج از كشور به فعاليت سياسي به هواداري از مجاهدين مشغول است. مرجان، پس از انقلاب چند سالي را در ايران زندگي كرد و سپس با همسر خود راهي فرنگ گرديد.

    طي سالياني كه مرجان در خارج از كشور زندگي مي كرد، بدليل محدوديت مالي، هيچگونه سياسي و فرهنگي نداشت. اما سال 84 بالاخره مرجان به صحنه آمد و براي «مريم رجوي» تملق گويي كرد. بقول قديميها «بسوزه بي پولي كه آدم را به چه كارهايي وادار نمي كنه»

    در اين سالها مرجان در برخي از برنامه هاي مجاهدين شركت كرده و حتي ترانه اي را هم به «مريم رجوي» تقديم كرده است. اما مصاحبه اي كه اخيرا از «ستاره سكسي سينماي ايران» در سايت همبستگي ملي وابسته به مجاهدين منتشر شده مرا واداشت با نگاهي به اين مصاحبه، اين مطلب را بنويسم.

    مرجان در ابتداي مصاحبه خود به «مبارزات زنان» در «رژيم سلطنتي» اشاره كرده و گفته است: «در طول مبارزات خونین ملت ایران با رژیم دیکتاتوری سلطنتی که منجر به پیروزی انقلاب شد، زنان اگر نخواهم ادعا کنم که در صف اول، حتما همدوش و در کنار مردان در تمامی جبهه ها حضوری بسیار فعال داشتند.»!!!

    خانم مرجان در حالي به مبارزات زنان در رژيم شاه اشاره مي كند كه خود نيز در اين مبارزه نقش فعالي داشت از جمله فعاليتهاي او را مي توان در فيلمهاي «هرجايي»، «سالومه»، «مادر جونم عاشق شده» و «ضعيفه» و دهها فيلم مشابه ديگر سعي مي كرد با درآوردن كامل لباسهاي خود و ظاهر شدن جلوي دوربين، به مبارزه ضد امپرياليستي خود بپردازد. البته خانم مريم رجوي نيز در زمان شاه به مبارزه مي پرداخته است!!!

    مرجان، كه باور كرده است يك انقلابي است، همچون نظريه پردازان «جنبش انقلابي» مي نويسد: «بعد از پیروزی انقلاب به سرقت رفته سال ۱۳۵۷ و حاکمیت آخوندها شکل گیری جنبش مقاومت یک ضرورت حیاتی برای مقابله با ارتجاع بود. مشارکت زنان در گروه های میلشیا یکی از عوامل بسط و گسترش این جنبش شد تا جاییکه در راهپیمایی با شکوه سی ام خرداد سال ۱۳۶۰ حضور چشمگیر زنان باعث وحشت رژیم شد. اکنون نیز هزار زن اشرفی زندان لیبرتی و شهر اشرف را اکثر این فولاد های آبدیده و معلمان تجربه اندوخته در راه مبارزه با ارتجاع تشکیل می دهند که به عیان تبدیل به نهاد و الگویی برای زنان قهرمان ایران.»

    آويختن به «مرجان» از سوي مجاهدين خود بيانگر يك چيز بيشتر نيست و آن هم دريوزگي و افلاس آنهاست. اين جانب شخصا براي تمامي هنرمندان ميهنم احترام خاصي قائل هستم چه كساني كه قبل از انقلاب و چه كساني كه پس از انقلاب فعاليت داشته اند. اما استفاده ابزاري از آنها، آنهم از سوي كساني كه قبل از هر كس ديگري خود را انقلابي ترين گروه روي زمين مي دانند، يك خيانت است. مجاهدين خلق كه مبارزه آنها با رژيم شاه خواستار برچيدن سينماي قبل از انقلاب بودند و فيلمهاي هنري آن روزگار را «فحشا در سينما» مي ناميدند اكنون به يكي از آن هنرمندهاي آن فيلمها آويخته و از او تأييديه مي خواهند.

    اگر خانم مرجان، چهره بيروني مجاهدين را ديده است، بايستي خطاب به ايشان بگويم كه چهره واقعي آنها درست صد و هشتاد درجه با چهره بيروني شان متفاوت است. به استناد تجربه هيجده ساله خودم كه در اين تشكيلات بوده ام و هزاران نفر ديگري كه از اين تشكيلات جدا شده و به دنياي غير تشكيلاتي روي آورده اند، ممانعت از ابراز هرگونه عقيده و نظر در تشكيلات و محدود كردن نفرات در ارتباط با دنياي آزاد، باعث شده است كه نفرات تشكيلات به يك انسانهاي بي اراده و ماشين تبديل شوند.

    خانم مرجان، شما كه از چنين زنان مبارزي صحبت مي كنيد آيا مي دانيد كه آنها در چندين لايه فكري و جسمي محصور هستند و ساليان سال است كه آرزوي زندگي مثل يك زن معمولي را دارند، و هر شب بايستي بخاطر كارهاي كرده و نكرده خود صدها فحش و ناسزا تحمل كنند و به گفته زناني كه از تشكيلات خارج شده اند، ابتدايي ترين چيزي كه يك زن دوست دارد، مثل آرايش كردن را هم از آنها دريغ مي كنند.

    آيا خانم مرجان مي داند صدها تن از اين زنان به عقد و نكاح مسعود رجوي در آمده اند و بصورت تكي يا جمعي به هم خوابگي با مسعود رجوي مي پردازند؟ آيا خانم مرجان مي داند براي اينكه اميد به آينده و زندگي را از آنها بگيرند و تنها به مبارزه و رجوي فكر كنند، رحم آنها را از بدنشان خارج مي كنند؟

    آيا اين رسم انسانيت و مبارزه براي آزادي است؟ خانم مرجان درست است كه شما زير تبليغات مجاهدين اين مطالب را نوشته ايد ولي اگر وجدان انساني در درونتان هست به اين مواردي كه نوشتم فكر كنيد، آن زنان بدبخت و بيچاره كه اكنون يكي پس از ديگري يا با سكته يا با خمپاره و گلوله كشته مي شوند نياز به تعريف و تمجيد ندارند آنها نياز دارند كه تلاش كنيم تا از اين مرداب مرگبار نجاتشان بدهيم. مردابي كه متاسفانه هر تلاششان به فرو رفتن بيشتر در اعماق، منجر مي شود.

    -----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=14761

    نامه سرگشاده به خانم " مگان رود " مسئول حقوق بشر زنان سازمان ملل

    به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن

    .

    ... دروغ و فریبی که وجود دارد این است که این خانم خودش مدعی است که از حقوق زنان میهن! دفاع می کند و در یکی از سایتهای وابسته این سازمان به نام سایت همبستگی ملی قسمتی هست "طرح شورای ملی مقاومت درباره آزادیهای و حقوق زنان" که البته شعارهای جالبی هست ولی به هیچکدام از آنها عمل نمی شود و فقط برای شعار و فریب افکار عمومی است. این خانم بخصوص بعد از خروج از لیست تروریستی خودش تماما در حال اروپا گردی است و رایزنی برای تحمیل کردن تشکیلاتش و همسرش بعنوان رهبر به جامعه جهانی ... در حالیکه همین الان زنانی همانند بردگان در خانه های تیمی این سازمان در اروپا یا در لیبرتی کنترل شدید می شوند کماکان امکان ارتباط با دنیای خارج از فرقه را ندارند. نیازهای جنسی و عواطف انسانی آنها سرکوب می شود و ...

    بتول سلطانی، زنان ایران، ششم مارس 2013
    http://www.iran-zanan.de/Maghalat/2013/3/b1.htm

    با سلام و تقدیم احترام

    من بتول سلطانی از اعضای سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران با ساختاری سکت بودم. من اوایل انقلاب جذب این سکت شدم و مدت 20 سال را در درون تشکیلاتش سپری کردم و اکنون بعد از رهائی برای احقاق حقوق پایمال شده زنان و هم اکنون در حدود 1000 زن که هنوز در تشکیلات این سازمان به سر می برند و خیلی از آنها مورد سوء استفاده جنسی توسط رهبر جریان سکت به واسطه مریم رجوی قرار گرفته اند.

    دروغ و فریبی که وجود دارد این است که این خانم خودش مدعی است که از حقوق زنان میهن! دفاع می کند و در یکی از سایتهای وابسته این سازمان به نام سایت همبستگی ملی قسمتی هست "طرح شورای ملی مقاومت درباره آزادیهای و حقوق زنان" که البته شعارهای جالبی هست ولی به هیچکدام از آنها عمل نمی شود و فقط برای شعار و فریب افکار عمومی است. این خانم بخصوص بعد از خروج از لیست تروریستی خودش تماما در حال اروپا گردی است و رایزنی برای تحمیل کردن تشکیلاتش و همسرش بعنوان رهبر به جامعه جهانی ... در حالیکه همین الان زنانی همانند بردگان در خانه های تیمی این سازمان در اروپا یا در لیبرتی کنترل شدید می شوند کماکان امکان ارتباط با دنیای خارج از فرقه را ندارند. نیازهای جنسی و عواطف انسانی آنها سرکوب می شود و به اجبار بایستی عواطفشان را نثار رهبری رجوی کنند.

    شاهدانی برای این مسئله وجود دارد که حتی معترضانی سطح شورای رهبری در این تشکیلات به قتل رسیدند خانمها مهری موسوی و مینو فتحعلی ولی هر دو بعدا بعنوان کشته جنگ آمریکا معرفی شدند ما برای هر گونه شهادت در برابر هر دادگاهی که برای اعاده حقوق این زنان تشکیل بشود آماده هستیم.

    من خودم شخصا مورد تهدید و ترور شخصیت توسط این سازمان به رهبری مسعود رجوی و همسر سومش مریم قجر عضدانلو شده ام و در سایت پاساگاردسیتی وابسته به این تشکیلات هنوز هم این ترور شخصیت وجود دارد البته اینکار توسط این سازمان نه تنها در مورد من بلکه حتی در مورد تمامی منتقدان این سازمان مصداق دارد حتی مارتین کوبلر نماینده سازمان ملل هم از این اتهامات و ترور شخصیتی مصون نمانده است.

    تمامی اعضای این سازمان در تشکیلاتشان در لیبرتی و یا اروپا کنترل شدید تشکیلاتی می شوند. آنها از دسترسی به رسانه ها محروم هستند. بعضی از اعضاء هستند باوجودیکه در اروپا مهد آزادی و دمکراسی هستند اما سالهاست که از قلعه اورسورواز خارج نشده اند. خیلی از زنان ناراضی هنوز در زندانهای این تشکیلات به سر می برند.

    این سازمان سعی میکند ازاعضاء افرادی جان باخته و فدائی رهبری جلوه دهد و به همین منظور بطور تشکیلاتی خودسازیهائی را در پروسه دستگیری مریم رجوی در ژوئن 2002 طراحی و برنامه ریزی کرد که در آن بسیاری خودسوزی کردند واز جمله دو زن بنامهای صدیقه مجاوری و ندا حسنی

    بعلت سرکوب مستمر غریزه جنسی و عواطف و احساسات خانوادگی و مادری و حتی انسانی توسط رهبری این جریان و سلسله مراتب تشکیلاتی این انسانها رفتارهای غیر عادی می کنند مثلا به خانواده خود دشنام می دهند که به وفور می توانید از این دشنام نامه ها را خطاب به خانواده هایشان در سایتهای آنها مشاهده کنید.

    رهبری این فرقه بصورت مرحله ای و طی 20 سال حکومت صدام حسین در عراق و با همکاری استخبارات عراق روی این اعضاء مراحل تفتیش عقاید و بعد طلاق و جدا کردن کودکان آنها و قطع از دنیا و جامعه و استفاده ابزاری از تک تک نفرات و نگهداشتن آنها در عراق دست زده است برای اینکه رجوی تشکیلاتش را به آمریکا یا به کشورهای اروپائی تحمیل کند. در حقیقت رهبری این تشکیلات این انسانها را که مدت بیست سال از جامعه ودنیا قطع بوده اند و انسانهائی هستند که هر کدام نیاز به درمان و ابتدا ایجاد ارتباط با خانواده و جامعه دارند این انسانها و بخصوص این زنان را گروگان اهداف خودش گرفته است

    در حال حاضر 10 سال است که بعد از سقوط دولت صدام این سازمان اعضا را وادار به ماندن در عراق کرده است و افراد را گروگان گرفته تا بتواند تشکیلاتش را به جامعه جهانی تحمیل کند

    بار دیگر در آستانه روز جهانی زن از شما می خواهم حدود 1000 زن گروگان را از مناسبات سکت این سازمان خارج کنید و تحت حمایت و درمان قرار بدهید.

    بتول سلطانی
    06.03.2013

    رونوشت به:
    آنتونیا رادوز
    صلیب سرخ
    کمیساریای عالی پناهندگان
    نماینده یونامی در بغداد

    ----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14528

    نامه سرگشاده خانم نسرین ابراهیمی به مجامع بین المللی و حقوق بشری

    (گروگانهای مجاهدین خلق، فرقه رجوی، در عراق را نجات دهید)

    .

    ... به پناهندگی تک تک افراد در لیبرتی هر چه سریعتر رسیدگی شود و کشورهای اروپایی و آمریکا ملزم به پذیرش این افراد شوند چرا که کشور عراق برای این افراد محلی بسیار خطرناک و نا امن می باشد و جان این افراد در معرض خطر جدی می باشد. همانطوری که خود شما در جریان هستید مجاهدین خلق به هیچ وجه حاضر به ترک عراق نمی باشند لذا تا می توانند در امر پناهندگی و انتقال افراد به کشور سوم سنگ اندازی می کنند و بسیار در تلاش هستند که با ترفندها و بهانه های مختلف افراد را به کمپ اشرف برگردانند و یا کمپ موقت لیبرتی را به کمپ پناهندگی تبدیل کرده که در اینصورت مدتها طول خواهد کشید که کشورهای اروپایی و آمریکا بخواهند این افراد را به عنوان پناهنده به کشور خود ببرند ...

    نسرین ابراهیمی، زنان ایران، یازدهم فوریه 2013
    http://www.iran-zanan.de/Maghalat/2013/2/n1.htm

    با سلام و تقدیم احترام

    اینجانب نسرین ابراهیمی یکی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین ضمن محکوم کردن حمله خونبار به کمپ ترانزیت لیبرتی از تمامی ارگانهای مسئول از جمله کمیساریای عالی پناهندگان، دبیر کل سازمان ملل متحد، پارلمان اروپا، دیدبان حقوق بشر و .. می خواهم که به پناهندگی تک تک افراد در لیبرتی هر چه سریعتر رسیدگی شود و کشورهای اروپایی و آمریکا ملزم به پذیرش این افراد شوند چرا که کشور عراق برای این افراد محلی بسیار خطرناک و نا امن می باشد و جان این افراد در معرض خطر جدی می باشد .

    همانطوری که خود شما در جریان هستید مجاهدین خلق به هیچ وجه حاضر به ترک عراق نمی باشند لذا تا می توانند در امر پناهندگی و انتقال افراد به کشور سوم سنگ اندازی می کنند و بسیار در تلاش هستند که با ترفندها و بهانه های مختلف افراد را به کمپ اشرف برگردانند و یا کمپ موقت لیبرتی را به کمپ پناهندگی تبدیل کرده که در اینصورت مدتها طول خواهد کشید که کشورهای اروپایی و آمریکا بخواهند این افراد را به عنوان پناهنده به کشور خود ببرند

    اینگونه مجاهدین می توانند باز این افراد را به اسارت خود درآورده و این کمپ را به اشرف دیگری تبدیل کنند و باز افراد را مورد سوء استفاده قرار بدهند و یا همینطور سازمان ادعا می کند که حمایت و امضای پنچ میلیون و دویست هزار عراقی را برای ماندن در عراق را دارد و به این ترتیب می خواهد کشورهای اروپایی را وادار به فشار بر دولت عراق مبنی بر ماندن مجاهدین در عراق بکند

    این از آن دروغهایی است که ما خود شاهد آن بوده ایم زمانی که حفاظت اشرف در دست امریکاییها بود سازمان مردم عراق را به کمپ اشرف به بهانه یک وعده غذای خوب و مقداری پول تو جیبی اون هم در آن شرایط سخت جنگ که مردم داشتند دعوت می کرد و بعد از یک مراسم سخنرانی به آنها غذایی داده می شد و برای گرفتن پول توجیبی اول باید یک برگه را امضا می کردند و آنها را تشویق می کردند که در هر صفحه هر چقدر که می خواهند اسامی بنویسند و امضاء کنند بدون آنکه این افراد خبر داشته باشند که به چه دلیل این کاغذها را امضاء می کنند و بعد هم به آنها پول توجیبی می دادند و یا بعضا فقط رئیس یک قبیله یک پولی را می گرفت و هزاران ورقه را امضا می کرد به اسمهای مختلف و هر چه بیشتر امضا می کرد پول بیشتری می گرفت و ایشان حتی خبر نداشتند که این امضاهها برای چی استفاده می شود و این حمایتی که مجاهدین از آن صحبت می کنند اینگونه جمع آوری شده است

    پس آن حمایت مردم عراق که مجاهدین از آن صحبت می کنند دروغی بیش نیست و فقط برای این است که به هر قیمت این سازمان در خاک عراق بماند. بعد از این حمله خونبار به خوبی باید روشن باشد که کشور عراق چه اشرف و چه لیبرتی برای این افراد خطرناک می باشد و نباید بیشتر از این افراد را در این کشور نگه داشت و می بایست کشورهای اروپایی و آمریکا به پذیرش این افراد در کشورهای خود به لحاظ انسانی ملزم شوند و گول دروغهای مجاهدین را نخورده و به وظایف انسانی خود عمل کنند چرا که مجاهدین تنها چیزی که برایشان ارزش ندارد جان آن انسانهای بیگناه می باشد

    از آنجا که ما به عنوان اعضای سابق این سازمان از توانایی های مالی و غیره این سازمان به خوبی آشنایی داریم لذا انتقال و کمک به این افراد برای خروج از عراق برای سازمان مجاهدین یک کار ساده ای است ولی از آنجا که رهبری سازمان می خواهد این افراد را همواره به عنوان گروگان اهداف خود نگه دارد تا مورد سوء استفاده قرار بدهد به همین خاطر نه تنها حاضر به کمک نیست بلکه به شدت سنگ اندازی کرده و حتی افراد را وادار می کند که به نامه نگاری به ارگانهای مختلف اروپایی و آمریکایی پرداخته و در خواست برگشت به اشرف را بکنند, و یا اینکه در مصاحبه هایشان با کمیساریا چی باید بگویند را سازمان برایشان مشخص می کند که روند مصاحبه ها را کند کرده و در پناهندگی افراد اخلال وارد کند .
    من به عنوان یکی از اعضای سابق این سازمان که از نزدیک شاهد کارهای مافیایی این گروه بوده ام و به خوبی با کارکردهای آن آشنایی دارم شهادت می دهم که این افراد به خواست خود در عراق نمانده اند و فقط بر اساس شتشوی مغزی و ترساندن افراد از خارج از مجاهدین آنها را نگه داشته اند این افراد به حدی مغز شویی شده اند که توان و اراده آنها را از آنها گرفته اند لذا مجاهدین صلاحیت نمایندگی این افراد را نداشته و ندارند و از شما می خواهم رهبری مجاهدین و نماینده معرفی شده از طرف رهبری را به عنوان نماینده این افراد به رسمیت نشناخته و ترتیبی داده شود که مسئولین مجاهدین از افراد جدا شده باشند و هیچ گونه فشار و اجباری بر روی این افراد گرفتار نباشد و این افراد خود بتوانند برای خودشان و آینده شان تصمیم بگیرند.

    با سپاس فراوان نسرین ابراهیمی 11.02.2013
    رو نوشت به
    دبیر کل سازمان ملل متحد آقای بان کی مون
    صلیب سرخ
    دیده بان حقوق بشر
    دفتر یونامی در بغداد
    کمیساریای عالی پناهندگان
    پارلمان اروپا

    -----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14766

    حمله به قربانیان زن فرقه رجوی (مجاهدین خلق) به امید استفاده ابزاری از تروریسم

    (روز جهانی زن )

    .

    ... امروز این زنان با هیولایی بنام "پول و قدرت" روبرو شده اند که میخواهد صدای آنها را خاموش کند. این هیولای "پول و قدرت" همچنین بشدت بدنبال آرایش و بزک کردن جنایتکار و ناقض حقوق بشر یعنی مریم رجوی هم هست تا بتواند وی را در سالن های پر زرق و برق بنشاند و از "قوانین ازدواج" انتقاد کند و توضیح بدهد و بگوید که به نظر وی این "قوانین" باید به این صورت یا آن صورت به نفع زنان عوض شوند. "قدرت و پول" معتقد است که مجاهدین خلق نه تنها باید از لیستهای گروههای تروریستی خارج شوند که البته باید در پارلمانها بعنوان نمونه ای از "فمنیسم" به نمایش گذاشته شوند. "قدرت و پول" آنقدر دروغگو و وارونه گر است که میخواهد سازمان مجاهدین خلق را در جای "قربانی" بنشاند و اعضای سابق زن و "قربانیان" فرقه را "شکنجه گر، جاسوس، مامور" بنمایاند ...

    آن سینگلتون، مشاورین استراتژی خاورمیانه، ششم مارس 2013
    http://mesconsult.com

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=14765

    هشت مارس روز جهانی زن ریشه در خواسته های زنان برای حقوق و شرایط کاری بهتر دارد و البته حق رای. دامنه این خواسته این روزها به مقولاتی همچون برابری اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نیز کشانده شده است.

    اگر چه ما شاهد پیشرفت قابل توجهی در این مقوله هستیم ولی برای تضمین ادامه پیشرفت و نگاهبانی از حقوق زنان در همه زمینه های زندگی در سراسر جهان، تلاش و حرکت مستمر و همه جانبه ضرورتی غیر قابل انکار است. ولی ما امروز و در چهارچوب این تفکر، حرکات به ظاهر فمینیستی مریم رجوی را چگونه ارزیابی کنیم؟

    بنظر میرسد که بجای توجه به سخنان مریم رجوی و تصاویرسطحی که به نمایش میگذارد بهتر است که ما افعال و رفتار وی در قبال زنان سازمان خودش را مورد بررسی قرار بدهیم. بهترین کسانی که می توانند در این زمینه کمک کنند همانا خود اعضای زن در سازمان مجاهدین خلق هستند.

    البته قابل درک است که اعضای کنونی طبعا نمی توانند بصورتی آزادانه در مورد تجارب خود در سازمان مجاهدین خلق صحبت کنند چرا که آنها مجبورند فقط سخنان تایید شده تبلیغاتی که سازمان مجاهدین خلق اعلام نموده را رله کنند.

    ولی زنانی که اخیرا سازمان مجاهدین خلق را ترک کرده اند مسلما آزاد هستند و می توانند در مورد وضعیت زنان در درون سازمان صحبت کنند. و البته فراموش نمی کنیم که شجاعت این افراد بسیار قابل تحسین است. این شکستن تابوهای اجتماعی در افشای واقعیات سوء استفاده های جنسی نه تنها برای این زنان کاری بسیار مشکل است که همانند هر افشاگری دیگری آنها بسرعت تحت حمله و فشار و تهدید قرار می گیرند تا از ادامه افشاگری منصرف شده و ساکت شوند.

    نگاهی سطحی به فشارها و مشکلاتی که این زنان در همین ماههای اخیر تحمل کرده اند خود به راحتی چند جلد کتاب می شود و به خودی خود می تواند بیانگر نگرش و برخورد مجاهدین خلق با زنان باشد. این زنان در پاییز سال 2012 در یک کنفرانس عمومی در اروپا به تشریح سوء استفاده های جنسی رهبران مجاهدین خلق، مسعود و مریم رجوی، علیه خود و دیگر زنان پرداختند. این زنان از آن روز تا کنون مسائلی از قبیل موارد زیر را تجربه کرده اند.

    خانم بتول سلطانی قبلا هم در بغداد و هم در اروپا جایی که اکنون زندگی میکند در مورد سوء استفاده های مجاهدین خلق صحبت کرده است. وی اخیرا در جلوی خانه خود مورد هجوم و حمله قرار گرفت که خوشبختانه همسایه ها به کمک وی آمدند. مجاهدین خلق در این مدت مدارکی ساختگی در وبسایت های خود منتشر کرده اند و بشدت تبلیغ می کنند که ثابت کنند وی همان زمانی که عضو شورای رهبری مجاهدین خلق بوده (بالاترین رده تشکیلاتی بعد از رجوی ها) در ضمن مامور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران هم بوده است. البته خانم سلطانی همراه با همسر و فرزند دو ماهه اش زمانی به مجاهدین خلق پیوست که سنش به زحمت به هجده سال میرسید. وی بیش از دو دهه عضو این سازمان بوده است.

    خانم نسرین ابراهیمی که اکنون در کشور سوئیس زندگی می کند در زمانی که به کمپ اشرف مجاهدین خلق در عراق برده شد بیش از چهارده سال نداشت. امکان فرار وی وقتی بوجود آمد که نیروهای ارتش امریکا در سال 2003 سازمان مجاهدین خلق را به زور خلع سلاح کردند. نسرین ابراهیمی به پارلمان اروپا دعوت شده و در آنجا در مورد آنچه که بعنوان یک زن در سازمان مجاهدین خلق تجربه کرده بود شهادت داده است. وی پس از این ادای شهادت بشدت تحت فشار و تهدید ماموران مجاهدین خلق قرار گرفت تا جایی که مجبور شد دو بار کشور محل اقامتش را عوض کند. پلیس مدتها برای وی در مقابل حملات مجاهدین خلق حفاظت گذاشته بود. وی اخیرا هم باز در کشور سوئیس تهدید شده است و به وی اخطار کرده اند که دست از همکاری با گروه زنان ایران و افشاگری در مورد سوء استفاده های رجوی از زنان بردارد.

    خانم زهرا باقری بعد از ساعت ها و طی بیش از یک کیلومتر از مسیر بصورت سینه خیز توانست خود را از کمپ اشرف نجات دهد. گروه سربازان عراقی که وی را پیدا کردند با دیدن بدن خون آلود وی بشدت گریه کردند. وی مستقیما به بیمارستان برده شد و هفته ها برای بازیافت نسبی سلامتش بستری بود. اکنون نیز وی در آلمان چندین عمل جراحی را پشت سر گذاشته که تمامی آنها ناشی از عدم رسیدگی پزشکی در کمپ اشرف بوده است. وی نیز در جلسه افشاگری پاییز گذشته به دیگر زنان پیوسته بود. مجاهدین خلق اکنون دو خواهر و یک برادر وی را که هنوز در کمپ لیبرتی عراق هستند بعنوان گروگان علیه وی استفاده می کنند. مجاهدین این افراد را جلوی دوربین های تلویزیونی خود می آورند تا به خواهر و همچنین مادر خود که چشم انتظارشان است فحاشی کنند.
    در دو ماه اخیر، سه زن دیگر توانسته اند از کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرار کنند. آیا عجیب است که ببینیم این زنان با دیدن وضعیت به هیچ وجه حاضر نباشند تا با سازمانهای حقوق بشری و محققین در عراق صحبت کنند و یا وضعیت درون سازمان مجاهدین و وضعیت زنان را بازگو نمایند؟ البته همین زنان به شرط عدم نشر نامشان همه چیز را میگویند.

    آنها از آرایش زنان جوان توسط مریم رجوی صحبت می کنند و این که باید بصورت لخت در جلوی وی و مسعود رجوی برقصند. آنها میگویند که مسعود رجوی بعد از تجاوز به آن ها گردنبدی با عکس خودش را هدیه میدهد که باید به گردن بیاندازند. حدود صد نام و شاید هم بیشتر در دسترس هست که زنانی هستند که رحم آنها را خارج کرده اند. این آمار یعنی بیش از ده درصد کل زنان کمپ. آنها می گویند که این عمل بدین خاطر صورت می گیرد تا مسعود رجوی بتواند به راحتی با هر کدام از آنها همخوابه شود و یا دستور دهد که با دیگران همخوابه شوند و ترسی از حاملگی نداشته باشند.

    امروزه مسئله طلاقهای اجباری که سالها قبل از سقوط صدام به اجرا در آمد دیگر چیزی نیست که انکار شود. در دو دهه گذشته حتی یک بچه نیز در این سازمان چشم به جهان نگشوده است. نمایندگان سازمان مجاهدین خلق سالها قبل این مسئله را با افتخار در مصاحبه با بی بی سی اعلام نموده از آن دفاع کردند. ولی اکنون بنابر شهادت افرادی که اخیرا فرار کرده اند رجوی به اعضای زن مجاهدین خلق در کمپ گفته است که "بنابر قوانین اسلامی زنانی که علیه شوهرانشان برخیزند باید کشته شوند" وی گفته است که "بنابر قوانین انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان همه شما زنان من هستند و اگر کسی به من خیانت کند و از کمپ فرار کند مجازاتش طبق قوانین اسلام مرگ است". مجاهدین خلق همچنین در وب سایتهای خود صحبت های مسعود رجوی را منتشر کرده اند که تهدید می کند که "من برای تک تک همه شما مدرک و سند دارم و هر کدام از شما که بخواهید اینجا را ترک کنید مدارکتان را بیرون می آورم". احتمالا منظور وی فیلم هایی باشد که از همخوابگی ها و اعمال سکسی برداشته شده است.


    (Women "rewarded" with pendants and robes after sexual ordeal)

    سازمان مجاهدین خلق سابقه چندین دهه خشونت و ترور و تهدید و مزاحمت و غیره علیه اعضای سابق خود را یدک می کشد. سازمان مجاهدین خلق طبعا بدین وسیله بدنبال ساکت کردن افراد و جلوگیری از افشای نقض حقوق بشر در داخل سازمان است.

    انتشار اخبار این مسائل در مطبوعات بشدت کنترل و محدود می شود چرا که برخی فکر می کنند هنوز هم می توانند از تروریسم این گروه بعنوان یک وسیله استفاده کنند. امروز این زنان با هیولایی بنام "پول و قدرت" روبرو شده اند که میخواهد صدای آنها را خاموش کند. این هیولای "پول و قدرت" همچنین بشدت بدنبال آرایش و بزک کردن جنایتکار و ناقض حقوق بشر یعنی مریم رجوی هم هست تا بتواند وی را در سالن های پر زرق و برق بنشاند و از "قوانین ازدواج" انتقاد کند و توضیح بدهد و بگوید که به نظر وی این "قوانین" باید به این صورت یا آن صورت به نفع زنان عوض شوند. "قدرت و پول" معتقد است که مجاهدین خلق نه تنها باید از لیستهای گروههای تروریستی خارج شوند که البته باید در پارلمانها بعنوان نمونه ای از "فمنیسم" به نمایش گذاشته شوند. "قدرت و پول" آنقدر دروغگو و وارونه گر است که میخواهد سازمان مجاهدین خلق را در جای "قربانی" بنشاند و اعضای سابق زن و "قربانیان" فرقه را "شکنجه گر، جاسوس، مامور" بنمایاند.

    هیچ کس هیچ وقت از "قدرت و پول" توقع حمایت از "قربانیان" و انسانیت و حقوق بشر را نداشته ولی این گونه سعی درعوض کردن جای "قربانی" با "جنایتکار" واقعا تهوع آور است.


    (Camp Ashraf)


    (E.U. Parliament)


    (Baghdad University)

    Home


    Date: 2013-03-10
    (C) 2006