شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • گزارش حمله مجاهدین خلق (فرقه رجوی) به خانواده ها در جلوی درب کمپ عراق جدید (اشرف سابق)

    گزارش حمله مجاهدین خلق (فرقه رجوی) به خانواده ها

    شب چهاردهم آوریل 2010

    جلوی درب کمپ عراق جدید (اشرف سابق)

    .

    ... البته ایران اینترلینک هم صحنه هایی را از این روزها ضبط نموده است که در آینده پخش خواهد کرد. فیلم ها در اختیار نمایندگی سازمان ملل در عراق قرار خواهد گرفت و به دستگاه قضایی دولت عراق تسلیم خواهد شد و کپی آنها به سازمان های حقوق بشری ارسال خواهد گردید. زن مجاهد خلق چاقوکش هم شناسایی شده است و خانواده ها در پی شکایت رسمی بر علیه وی در دادگاههای عراق هستند ...

    ایران اینترلینک، درب کمپ، هفدهم آوریل 2010
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7973

    این گزارشی است کوتاه و منطقی در رابطه با انبوهی از بیانیه هایی که سازمان تروریستی مجاهدین خلق در روز های اخیر در خروجی های غربی خود بیرون داده است. انتشار این گزارش در جهت آگاهی علاقه مندان به این موضوع بوده و ماوقع را بصورت خلاصه تشریح می کند.

    چه چیز باعث گردید ماموران سازمان مجاهدین خلق به خانواده ها حمله ور گردند؟

    فاکت اولیه و پایه ای که بیش از هر دلیل دیگری خود نمایی می کند این است که رهبران سازمان مجاهدین خلق بعد از 66 روز بست نشستن خانواده ها هنوز در مقابل ملاقات خانواده ها با جگرگوشگانشان مقاومت می کنند. رهبران مجاهدین خلق تا کنون اجازه نداده اند که خانواده ها حتی برای دقایقی چند فرزندان خود را ملاقات کنند.

    شواهد و مدارک غیر قابل انکار نشان می دهند که سازمان مجاهدین خلق شروع کننده خشونت بوده این خشونت با برنامه ریزی قبلی و هماهنگی های گسترده انجام گرفته است و تمامی سیستم های مجاهدین خلق برای اجرای نقش خود در این برنامه در آمادگی کامل بسر می برده اند. این آمادگی بخصوص در قسمت تبلیغات و دروغ پراکنی معروف فرقه بشدت بالا بوده است که نتیجه آن انبوهی اطلاعیه و دروغ پردازی بوده که بزور پول و تبلیغات بیرون داده شده است.

    خانواده ها در آغاز هفته ها را به امید دیدار با فرزندانشان در جلوی درب قرارگاه سپری نمودند ولی رهبران فرقه مجاهدین خلق به هیچ وجه اجازه چنین ملاقات هایی را به این پدران و مادران ندادند. خانواده ها که مستاصل شده بودند و طاقت دوری بیشتر را نداشتند شروع به استفاده از بلندگوهایی نمودند تا شاید بتوانند نظر افراد مستقر در داخل کمپ اشرف را جلب کنند. آنها امیدوار بودند که فرزندانشان از حضور آنها در جلوی درب قرارگاه اشرف مطلع گردند.

    هفته گذشته خانواده ها تصمیم گرفتند تا در ضمن درخواستهایشان به افشاگری بر علیه فرقه و رهبران آن نیز بپردازند. آنها در پشت بلند گو شروع به خواندن و پخش مصاحبه های خانم بتول سلطانی (عضو جدا شده از شورای رهبری فرقه مجاهدین خلق) کردند. رهبران فرقه با اعتراض به این مسئله به نیروهای عراقی مسئول کمپ شکایت بردند و اظهار نمودند که خانواده ها در پشت بلند گو به آنها فحاشی می کنند. آنها پخش مصاحبه های خانم سلطانی را بعنوان دلیل مطرح نمودند. رئیس نیروهای مسئول کمپ اشرف از خانواده ها توضیح خواست که آنها متن ترجمه شده عربی مصاحبه های خانم سلطانی را در اختیارش قرار دادند.

    مجاهدین خلق یک باصطلاح بیمارستان درست در جلوی درب قرارگاه تاسیس کرده اند و نام آن را "بیمارستان شماره دو" گذاشته اند. فقط افراد مورد اعتماد در بین رهبری و اعضای بالا فرقه می توانند به این محل تردد کنند. با این وجود پخش سخنان خانم سلطانی از پشت بلندگو باعث گردید که افرادی که به این محل تردد داشتند تحت تاثیر قرار گیرند. تاثیرات به حدی بود که برخی از این افراد شروع به ارتباط برقرار کردن با خانواده ها از راه دور و با استفاده از علائم و دست و غیره بنمایند. برخی حتی بصورت علنی خانواده ها را تشویق نموده و خواستار ادامه تحصن آنها شده و اشاره می کردند که مایوس و تسلیم نشوند.

    خانواده ها در یک حرکت خود جوش و جالب تصمیم گرفتند در مقطعی صدای خنده یک بچه دو ساله را از طریق بلندگو به افراد داخل کمپ اشرف برسانند. میدانید که افراد داخل کمپ اشرف چندین دهه است که چنین صدایی را نشنیده اند. این مسئله تاثیر زیادی روی افرادی از فرقه که نزدیک تر به درب بودند گذاشت بطوری که برخی لبخند به لب آوردند و چهره هایشان باز شد. این البته مورد توجه سران مجاهدین خلق هم قرار گرفت و باعث گردید که بشدت بر خود بلرزند.

    سه روز قبل آقای ایمان یگانه خراسانی از مشهد بعد از بیست و دو سال با کامیونی که بخاطر مسئولیت کاری در اختیار داشت به سمت درب قرارگاه آمد و خود را تسلیم نیروهای عراقی نمود. وی بعدا به جمع خانواده ها پیوسته با آنها گفتگو نمود.

    ایمان به ایران اینترلینک گفت: "چندی قبل از نوروز رهبر قسمت اول شروع به فحاشی بر علیه خانواده ها نمودند. من از او سوال کردم که چرا به خانواده ها ناسزا می گوید؟ وی جواب داد که آنها توسط رژیم ایران فرستاده شده اند. من گفتم حتی اگر چنین باشد شما حق ندارید به مردمی که برای دیدار فرزندشان آمده اند ناسزا بگویید و اضافه کردم که آیا اگر خانواده من هم بیایند شما میخواهید همین حرف ها را به خواهر و مادر من هم بزنید؟ در این لحظه دیگر صبرم تمام شد و به آنها گفتم که بیش از این اینجا نخواهم ماند".

    ایمان اضافه کرد: "آنها شروع به گذاشتن جلسات مغزشویی کردند ولی بعد از مدتی برایشان مشخص شد که من دیگر نمی مانم. آنها به من گفتند که تا نوروز بمان چون همه تعهد داده ایم که تا نوروز بمانیم و تو باید روی حرفت بایستی."

    "چند روز قبل از فرا رسیدن نوروز آنها مجددا شروع به تعهد گیری نمودند که همه باید تا نوروز سال دیگر هم در کمپ بمانند و تعهد بدهند که می مانند. من دیگر چاره ای نداشتم بجز این که از کمپ به صورتی فرار کنم. ولی رهبران مجاهدین خلق اکنون هر گونه حرکت یا کار و یا راه رفتن تنها در سطح کمپ اشرف را ممنوع کرده اند. هیچ کس حق ندارد به تنهایی به جایی برود یا کاری انجام دهد".

    وی چگونگی فرارش را اینطور توضیح داد: "دیروز من در کامیون نشسته و منتظر بودم تا نفر دوم بیاید که با هم به سر کار برویم. وی چند دقیقه ای تاخیر کرد. من از این فرصت استفاده کردم و با کامیون خود را به نیروهای عراق رساندم و از آنها تقاضای حفاظت و پناهندگی نمودم".

    ایمان به ایران اینترلینک گفت: "رهبران مجاهدین خلق اعضای فرقه را بر علیه نیروهای عراقی شستشوی مغزی داده اند. بنابراین اعضا بشدت از افسران عراقی وحشت دارند. در آن لحظه من ترجیح دادم بدست نیروهای عراقی کشته شوم ولی یک روز دیگر در زندان رجوی نمانم. البته وقتی که متوجه رفتار مودبانه و انسانی عراقی ها شدم از خودم خجالت کشیدم".

    از زمان فرار ایمان، مجاهدین خلق دیگر به اعضای عادی خود اجازه انجام کارهای خدماتی را نمی دهند. رهبران خودشان این کارها را انجام می دهند. مثلا رهبران هر قسمت شب ها خودشان معابر را جارو می کنند.

    مجاهدین خلق برای کنترل افراد کمپ با مشکل جدی روبرو شده است. آنها برای جلوگیری از رسیدن صدای خانواده ها به افراد کمپ و جلوگیری از فرار افراد دست به هر کاری می زنند.

    بعد از فرار ایمان، رهبران مجاهدین خلق تعداد پست های خود در داخل کمپ را زیاد تر کرده و قوانین شدید تری را برای جلوگیری از فرار افراد به اجرا در آورده اند.

    رهبران مجاهدین خلق اکنون می دانند که دیگر قادر به کنترل انبوهی از افرادی که خواستار خارج شدن می باشند نیستند و اکنون میدانند که خانواده ها به هیچ وجه قصد ترک محل خود در جلوی درب کمپ را ندارند.

    این بن بست است که اکنون رهبران مجاهدین خلق را وادار نموده تا سناریویی مشابه ژوئیه 2009 را تدارک ببینند و البته این بار گناه را به گردن خانواده ها بیاندازند.

    صبح روز پنج شنبه گذشته افراد مجاهدین بصورت مخفی شروع به کار گذاشتن بلند گو هایی در صد متری درب ورودی کمپ نموده و در ساعت ده و نیم شب با آوردن حدود دویست تن از اعضا شروع به فحاشی همزمان بر علیه خانواده ها نمودند. آنها در این سناریوی خود از بلندگوهایی قوی که صبح همان روز کار گذاشته بودند استفاده می کردند. مجاهدین سپس بیشترین سعی خود را کردند تا شاید بتوانند واکنش خانواده ها را که در پشت درب های بسته بودند برانگیخته و کار را به خشونت بکشند.

    برای همگان واضح بود که این نوع حمله بر علیه یازده نفر اعضای خانواده ها که در جلوی کمپ نشسته بودند بیشتر برای این برنامه ریزی شده بود که بتوانند نیروهای عراق را وادار به دخالت کرده و با به خشونت کشاند کار باز با مظلوم نمایی مسائل را مخدوش نمایند. یعنی اگر دقیق تر بگوییم سه هزار و پانصد نفر قربانیان یازده نفر از خانواده های بست نشسته معرفی گردند.

    حدود ساعتی یک و نیم صبح خانواده ها با توصیه رئیس نیروهای عراقی مسئول کمپ به محلی رفتند تا به نوبت استراحت کنند. ولی دو زن از فرقه مجاهدین خلق بدون هیچ مقدمه ای یکباره ظاهر شده و با چاقو به خانواده ها حمله ور گردیدند. خوشبختانه نیروهای عراقی با هوشیاری و دخالت سریع خود توانستند تا از یک واقعه خشونت آمیز جدی و یک سوقصد با سلاح توسط مجاهدین خلق جلوگیری کنند.

    مجاهدین خلق تا ساعت سه صبح آن روز به فحاشی های خود از پشت بلند گو ادامه دادند و بعد یک نوار سرود نظامی "پیروزی" پخش کردند و بعد هم اعلام نمودند که در صورتی که خانواده ها درب کمپ را ترک نکنند به این کار خود ادامه داده و دست به اعمال شدید تری بر علیه خانواده ها خواهند زد.
    روز جمعه صبح خانواده ها مجددا با روحیه ای بسیار خوب و سرحال در جلوی درب کمپ جمع شدند. آن شب آنها جلوی درب کمپ را چراغانی کردند و "پیروزی" رهبران مجاهدین در شب قبل را جشن گرفتند. آنها شعار میدادند که "جنگ و پیروزی با شما، جشن و سرور و استقامت تا رسیدن به خواسته هایمان از ما".

    البته همانطور که انتظار می رفت مجاهدین مدعی شدند که نیروهای عراقی و خانواده ها به آنها حمله کرده اند. جالب است که بدانید در صورتی که سران مجاهدین تمامی لحظات این روزها و شب ها را ضبط کرده اند ولی تا کنون حتی یک مدرک و دلیل برای اثبات ادعای خودشان ارائه ننموده اند. البته ایران اینترلینک هم صحنه هایی را از این روزها ضبط نموده است که در آینده پخش خواهد کرد. فیلم ها در اختیار نمایندگی سازمان ملل در عراق قرار خواهد گرفت و به دستگاه قضایی دولت عراق تسلیم خواهد شد و کپی آنها به سازمان های حقوق بشری ارسال خواهد گردید. زن مجاهد خلق چاقوکش هم شناسایی شده است و خانواده ها در پی شکایت رسمی بر علیه وی در دادگاههای عراق هستند.

    خانواده ها می گویند از این که رهبر مجاهدین مریم رجوی به سازمان ملل نامه نوشته است بسیار خوشحال هستند. آنها بی صبرانه منتظر هستند تا ببینند سازمان ملل چه برنامه ای برای مقابله با گروگانگیری رهبر یک گروه تروریستی دارد و چه اقدامی خواهد کرد. سازمان تروریستی ای که علنی از طرف قاتلینی در امریکا و اسرائیل حمایت می گردند.

    خانواده ها یک پیام واضح و روشن هم دارند. آنها می گویند بدون فرزندانشان این مکان را ترک نخواهند کرد. آنها همچنین هشدار می دهند که بسیاری خانواده های دیگر گروگانهای فرقه در راهند و بزودی خواهند رسید.

    خانواده ها همچنین خواستند تا از طرف آنها از همه کسانی که در هر کجای جهان از آنها حمایت کرده و به آنها قوت قلب داده اند تشکر کنیم.

    (Mehdi Abrishamchi and Massoud Rajavi taking orders from Saddam's head of secret services General Haboush


    (Massoud and Maryam Rajavi, cult leaders)


    (Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

    -------------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7954

    آقای محمدی: رجویها به دروغ به پسرم گفته اند که پدرت فوت نموده است

    .

    ... گفتم« پسرم را آزاد کنید تا با من به ایران برگردد »گفت شما بروید ما سه ماه دیگر به ایران می آییم !!! آنها فکر می کنند مردم ایران خیانت رهبری شان نسبت به ملت ایران در زمان جنگ صدام علیه ایران را فراموش کرده اند , شما چه خدمتی جز خیانت و وطن فروشی به مردم ایران کردید که انتظار دارید مردم ما پذیرای شما در ایران باشند.!!! ...

    انجمن نجات مرکز مازندران، چهاردهم آوریل 2010
    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=9004

    بیست سال از به اسارت رفتن تعدادی از افرادی که در جنگ صدام علیه ایران مشغول دفاع از آب و خاک میهن بودند گذشته است ولی هنوز در اسارتگاهی دیگر به نام اردوگاه اشرف در حصار ذهنی و فیزیکی رجوی اند , و خانواده هایشان سالیان است که از رنج بی خبری و حسرت بدلی چشم به راه یک خبر ، نامه ، عکس و یا تلفنی می باشند تا شاید مرحمی شود بر آلام بیست ساله بر دلهای سوخته شان .

    اما به تجربه تاریخ سی ساله استراتژی جنگی سازمان، از رجوی دیکتاتور جز سنگدلی و بیرحمی انتظار دیگری نمی رود رجوی بارها و بارها از قطع هرگونه عاطفه خانوادگی اعضا و افراد اسیر در اشرف گفته است خانواده کانون فساد می باشد و یا در پیام ماه رمضان 86 خود صراحتا اعلام نمود :آیا به نسبتهای موروثی و خانوادگی خودتان و این که پدر و مادرتان این یا آن است ( چه بهترین فرد روز گار باشد چه بدترین آن) متکی هستید یا به آنجا رسیده اید که از این قبیل ارث و میراثها بالکل قیچی کنید ؟ و.... و بدین طریق تلاش دارد تا آخرین رگه ها و رشته های عاطفی افراد را در اشرف بخشکاند تا شاید چند روزی بیشتر به بقای خیانت بار خود ادامه دهد .

    خبر نقاهت آقای محمدی و همسرش ( پدر و مادر اسیر فرقه رجوی مجید محمدی ) اعضای دفتر انجمن استان را به منزل ایشان در سواد کوه کشاند تا ضمن عیادت ، پای درد دل این پدر و مادر چشم انتظار بنشینند .

    آقای محمدی از بدو ورود ضمن خوشامد گویی به دنبال خبری از فرزندش در اشرف بود و شروع به درد و دل و سبک نمودن خود نمود و اظهار داشت :

    بیست سال است فرزندم اسیر این ملعون ( رجوی ) در عراق شده است و رنج بی خبری , دوری و چشم انتظاری من و مادرش را به این روز انداخته است و جدا از من و همسرم بچه هایم نیز از این جریان رنج می برند و دچار بیماریهای عصبی شده اند.

    آقای محمدی در رابطه با دروغ های مسئولین فرقه و دست به سر کردن افراد اعلام داشت وقتی در سال 82 به دنبال پسرم در اشرف رفتم متوجه شدم که آنها به دروغ به پسرم گفته اند که پدرت فوت نموده است و وقتی او و سایرین از حضورم در اشرف مطلع شدند مبهوت و متعجب بودند و در آنجا بود که به یکی از مسئولین زن سازمان که از بستگان می باشد گفتم« پسرم را آزاد کنید تا با من به ایران برگردد »گفت شما بروید ما سه ماه دیگر به ایران می آییم !!!

    آنها فکر می کنند مردم ایران خیانت رهبری شان نسبت به ملت ایران در زمان جنگ صدام علیه ایران را فراموش کرده اند , شما چه خدمتی جز خیانت و وطن فروشی به مردم ایران کردید که انتظار دارید مردم ما پذیرای شما در ایران باشند.!!!

    ما هرگز اجازه نمی دهیم که رجوی بیشتر از این از فرزند اسیرم در راه اهداف پلید خود سوءاستفاده کند .

    ما نمی گذاریم مجددا جگر گوشه هایمان وسیله و ابزاری برای خیانتی دیگر علیه ملت ایران شوند .

    خانم محمدی نیز که از غم دوری جگرگوشه اش به بیماری دچار شده است و تاکنون با آب و آتش زدن تلاش دارد به هر طریق ممکن ارتباط و تماسی با پسرش داشته باشد اظهار داشت :

    در صورت امکان ملاقات مجدد با پسرم این بار به هر طریق ممکن او را برخواهم گرداند حتی اگر جانم را در این راه بدهم .

    در پایان این ملاقات خانم و آقای محمدی ضمن دعوت اعضای دفتر به تماشای چشم انداز مناظر طبیعت زیبای سواد کوه از بالکن خانه شان , ضمن یاد آوری خاطراتی از پسرش مجید و با آرزوی بازگشت او ، عکسهای یادگاری با همراهان گرفتند .

    -------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7883

    وجدان ميخائيل: حضور منافقین در عراق غير قانونی است

    .

    ... سازمان بين المللي مهاجرت و کميساريای پناهندگان به عنوان پناهنده با آنها برخورد نمی کنند و همکاری با اين سازمان را نمي پذيرند. وزارت حقوق بشر نيز بارها با اين دو سازمان به شکل رسمی نامه نگاری کرده اما آنها در پاسخ خود تأکيد می کنند که مکانيزم های حضور اين گروه در عراق نشان می دهد که آنها يک سازمان نظامی هستند که هنوز سلاح در اختيار دارند و ...

    هابیلیان به نقل از روزنامه الصباح، بغداد، هجدهم مارس 2010
    http://www.habilian.com/view.asp?ID=05316

    لینک به متن اصلی (عربی)
    http://www.alsabaah.com/paper.php?source=akbar&mlf=interpage&sid=99446
    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7882

    خانم وجدان ميخائيل وزير حقوق بشر عراق تأکيد کرد که حضور اعضای گروهک منافقين در عراق غير قانونی است ولی با اين حال دولت عراق به صورت کاملا ً انسانی با آنها برخورد می کند به ويژه آنکه دولت از سال 2003 شرايط خروج 300 تن از آنها را که خواهان خروج داوطلبانه از پادگان اشرف بوده اند فراهم کرده است.

    وی که به شکل اختصاصی با روزنامه رسمی الصباح چاپ بغداد گفتگو می کرد به برخورد انسانی دولت با آنها اشاره کرد و گقت : هيچ سند رسمی که نشان دهنده درخواست پناهندگی آنها باشد در مدارکشان يافت نشد و اين دليل بر غير قانونی حضور آنها در پادگان اشرف است.

    وی به 300 عضوی که از سال 2003 داوطلبانه از منافقین جداشده اند اشاره نمود و گفت که از اين اشخاص تعدادی به ايران بازگشته اند و تعدادی ديگر نيز به عنوان پناهنده به ديگر کشورها رفته اند.

    براساس گفته های مهندس وجدان سالم هيئت هايی از وزارت حقوق بشر عراق با هماهنگی دفاتر کميته بين المللی صليب سرخ و سازمان ملل مستقر در آنجا به طور مرتب از پادگان ديدن می کنند تا از وضعيت افراد موجود در آن اطمينان حاصل کنند. وی به اين نکته اشاره کرد که در کمتر از يک سال 36 تن از اعضای پادگان خواهان خروج از آنجا شدند که برخی از آنها درخواست بازگشت به ايران داشتند بدون اينکه نهادهای دولتی عراق در تصميم آنها تأثير گذار بوده باشند و ما هم که مسؤول مستقيم پرونده آنها هستيم آنان را به کميته بين المللی صليب سرخ ارجاع داديم و اين سازمان مسؤليت اين 36 تن را پذيرفت.

    وزير حقوق بشر عراق با اشاره به پناهنده نبودن منافقين در عراق گفت : عناصر سازمان که از دهها سال قبل در اين پادگان بوده اند پناهنده نيستند به ويژه آنکه سازمان بين المللي مهاجرت و کميساريای پناهندگان به عنوان پناهنده با آنها برخورد نمی کنند و همکاری با اين سازمان را نمي پذيرند. وزارت حقوق بشر نيز بارها با اين دو سازمان به شکل رسمی نامه نگاری کرده اما آنها در پاسخ خود تأکيد می کنند که مکانيزم های حضور اين گروه در عراق نشان می دهد که آنها يک سازمان نظامی هستند که هنوز سلاح در اختيار دارند و تنها در صورت با آنها تعامل خواهد کرد که به شکل غير نظامی از پادگان خارج شوند. اما پيرامون مسأله حمايت از آنها وزير حقوق بشر عراق توضيح داد که بر اساس قوانين و پيمان نامه های ويژه حمايت از حقوق اشخاص، حمايت از اشخاصی که از کشوری با حالت جنگی يا آشوب زده می آيند ضروری است اما اين قانون شامل اعضای اين گروه نمی شود چراکه کشور متبوع آنها درگير جنگ يا شورش نيست.

    خانم سالم افزود : از زمان اجرایی شدن پيمان نامه امنيتی مشترک ميان ايالات متحده با عراق که در خلال آن مسؤوليت پادگان به عراق داده شد وضعيت حقوقی آنها نيز به شکل کامل تغيير يافت به ويژه پس از اطلاع از پرونده های افراد حاضر در آنجا و اسناد و مدارک رسمی آنها ، هيچ درخواست پناهندگی يا حمايتی يافت نشد و اين نشان دلالت بر حضور غير قانونی آنها در عراق دارد.

    وی به پايبندی دولت عراق بر برخورد انسانی با ايت اشخاص تأکيد کرد و گفت : باعث شگفتی است که اعضای پادگان هرگونه انتقال از پادگان به يک نقطه ديگر از خاک عراق را رد می کنند چرا که زمين پادگان اشرف نه از سوی آنها اجاره شده است و نه اينکه هيچ مجموعه ای نيز اين زمين را به آنها هديه نداده است.

    ---

    حقوق الانسان: وثائق تؤكد عدم قانونية تواجد سكان معسكر أشرف في العراق 

    http://www.alsabaah.com/paper.php?source=akbar&mlf=interpage&sid=99446

    اكدت وزيرة حقوق الانسان المهندسة وجدان سالم ان تواجد سكان معسكر اشرف في العراق غير قانوني فيما شددت على ان الحكومة العراقية تتعامل معهم بشكل انساني بحت لاسيما انها امنت منذ عام 2003 اخراج 300 منهم رغبوا بترك المعسكر.

    واشارت في تصريح خصت بـه( الصباح ) الى ان الحكومة تتعامل مع سكان المعسكر الواقع في محافظة ديالى من عناصر منظمة مجاهدي خلق الايرانية بشكل انساني على الرغم من عدم وجود وثائق رسمية ضمن ملفاتهم تحوي طلبات لجوء ما يؤشر عدم قانونية تواجدهم في معسكر اشرف ، مؤكدة تامين اخراج 300 منهم رغبوا بارادتهم الخاصة ترك المعسكر وتوزعوا بين لاجئين وعائدين الى بلادهم منذ عام 2003 لغاية نهاية عام 2009 .

    المهندسة سالم اوضحت ان وفودا من الوزارة تقوم بزيارة المعسكر بين الحين والاخر للاطلاع على احوال سكانه بالتنسيق مع مكاتب اللجنة الدولية للصليب الاحمروالامم المتحدة المتواجدة هناك ،كاشفة عن اعادة اكثر من 36 شخصا طلبوا الخروج من المعسكر خلال اقل من سنة وباشراف الوزارة المباشر ، منهم طلبوا العودة الى ايران بدون اي تاثير من جهات حكومية اذ تمت احالتهم الى اللجنة الدولية للصليب الاحمر التي تولت مسؤولية ذلك .

    ونبهت الى ضرورة عدم السماح بنقل مشاكل دول الجوار الى العراق ، لافتة ان عناصر منظمة خلق الساكنين بالمعسكر منذ عشرات السنين ليسوا بلاجئين لاسيما ان منظمة الهجرة الدولية ومفوضية شؤون اللاجئين لا تتعاملان معهم على اساس ذلك وترفضان التعاون معهم ، اذ ان الوزارة خاطبت هاتين الجهتين بشكل رسمي لاكثر من مرة بغية مد يد العون لهم الا انهما تؤكدان في اجاباتهما دائما على ان اليات تواجدهم تدل على انهم منظمة عسكرية ليست منزوعة السلاح وانهما ستتعاملان معهم حال خروجهم من المعسكر بصفة مدنية،اما مسألة حمايتهم فاوضحت انه وفقا للقوانين والاتفاقات الخاصة بحماية الاشخاص فان على هذه الجهات توفير الحماية للسكان اذا ما توافدوا من بلد يعاني من نزاعات عسكرية او حروب ،مبينة ان ذلك لا ينطبق على هؤلاء كونهم ليسوا من دولة تعاني من حروب او نزاعات.

    وبينت سالم انه منذ بداية سريان الاتفاقية الامنية المشتركة مع الولايات المتحدة والتي تم خلالها نقل مسؤولية المعسكر من الجانب الامريكي الى العراقي فقد تغير الوضع القانوني لهم بشكل كامل لاسيما بعد الاطلاع على ملفات المتواجدين هناك واوراقهم الرسمية التي لم نجد بها اية طلبات لجوء او حماية ما يدل على ان تواجدهم غير شرعي.

    ودعت الى ضرورة ان تكون الصفة العامة في التعامل معهم هي الصفة الانسانية وعدم ترحيلهم الى بلدان قد يتعرضون بها الى اذى او تعذيب ،مؤكدة ان الحكومة العراقية التزمت بهذا المبدأ ولم تنقلهم قسريا الى مكان اخر لا تتوفر به خدمات او عناية، مبدية استغرابها من رفض سكان المنطقة الانتقال الى اية ارض عراقية اخرى غير ارض المعسكر علما انها غير مؤجرة او موهوبة لهم من قبل اية جهة

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7877

    وزارت حقوق بشر و سازمان ملل خواستار دسترسی خانواده ها به فرزندانشان هستند

    ولی سران مجاهدین خلق مخالفت می کنند

    .

    ... اصرار سران مجاهدین در مخالفت با ملاقات خانواده ها یی که راه زیادی را از ایران به عراق آمده اند نقض واضح حقوق بین الملل و حقوق انسانی و تمامی قوانین و سنن ما است. این در حالی است که سران مجاهدین همچنان به جمع کردن و میهمانی دادن برای برخی سران عشایر ادامه می دهد. خانواده ها با اجازه دولت عراق که ملاقات بین خانواده ها را تشویق می کند به عراق آمده اند ...

    البینه الجدیده، بغداد، هفدهم مارس 2010
    (ترجمه ایران اینترلینک)
    http://www.albayyna-new.com/php/index.html

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7876

    زهیر الفتلاوی، البینه الجدیده.

    در عراق جدید فضای تازه ای از آزادی ها و احترام به حقوق بشر در زمینه های مختلف بوجود آمده است. این بخصوص در زمینه رسیدگی به زندانیان و بازداشتی ها قابل مشاهده است. در این رابطه ملاقات های زیادی از طرف سازمان های مدنی و حقوق بشری و همچنین دیدبان های بین المللی و داخلی از زندان ها و مراکز بازداشتی در سراسر عراق جریان دارد.

    در همین رابطه هیئت هایی از سازمانهای حقوق بشری و مطبوعات و سران عشایر برای بازدید از کمپ عراق جدید (اشرف سابق) در استان دیاله مراجعه کرده بودند ولی متاسفانه متوجه شدند که ده ها تن از خانواده هایی که از ایران آمده اند بیش از یک ماه است ک در مقابل درب این کمپ بست نشسته اند و از رهبران سازمان مجاهدین خلق می خواهند تا بگذارند این خانواده ها به فرزندانشان که در داخل کمپ هستند دسترسی یافته با آنها صحبت کنند.

    آنها می گویند: "ما این راه را از ایران آمده ایم تا فرزندانمان را ببینیم ولی سران مجاهدین از ورود ما به این کمپ برای ملاقات با دختران و پسرانمان جلوگیری می کند. برخی از این افراد بیش از بیست سال است که به این کمپ آورده شده اند. ما بیش از یک ماه است که اینجا بست نشسته ایم".

    البیان الجدیده با برخی از این خانواده ها صحبت کرد. خانم فاطمه بابایی، چهل و پنج ساله می گوید: "ما بیش از یک ماه است که در زیر این چادر ها نشسته ایم ولی سران مجاهدین اجازه نمی دهند با افراد خانواده و پسرانمان که بیش از بیست سال است اینجا زندانی هستند ملاقات کنیم".

    وی می افزاید: "با تمام کوششی که دولت عراق و وزارت حقوق بشر و هیئت سازمان ملل بکار برده اند سران مجاهدین خلق با ورود ما بداخل این کمپ و ملاقات با بچه هایمان مخالفت می کنند. ما هیچ خبری از آنها نداریم و تنها میدانیم که اسامی و عکس هایی از آنها نزد سازمان ملل متحد موجود است".

    این افراد در داخل کمپ اجازه دسترسی به مطبوعات و یا استفاده از وسائل ارتباطی همچون رادیو و تلویزیون ندارند. دسترسی افراد به کامپیوتر و تلفن نیز توسط سران مجاهدین ممنوع شده است. آنها حتی حق صحبت و گفتگو بین خودشان بصورت آزادانه و دلخواه را ندارند.

    محمد پیروز می گوید: "من از ایران آمده امد تا برادرم را که بیست و دو سال است در این کمپ زندانی است ملاقات کنم. من نام و عکس وی را نزد کمیسیون حقوق بشر عراق که مسئول این کمپ است پیدا کردم. من از طریق شما و روزنامه شما از تمامی سازمانهای حقوق بشری و دولت عراق استدعا می کنم تا اجازه بدهند من برادرم را در حضور مقامات مسئول وزارت حقوق بشر و سازمان ملل و ریش سفیدان استان دیاله ملاقات کنم".

    اصرار سران مجاهدین در مخالفت با ملاقات خانواده ها یی که راه زیادی را از ایران به عراق آمده اند نقض واضح حقوق بین الملل و حقوق انسانی و تمامی قوانین و سنن ما است. این در حالی است که سران مجاهدین همچنان به جمع کردن و میهمانی دادن برای برخی سران عشایر ادامه می دهد.

    خانواده ها با اجازه دولت عراق که ملاقات بین خانواده ها را تشویق می کند به عراق آمده اند. دولت عراق افراد کمپ را تشویق می کند تا یا به ایران و یا به هر کشور دیگری که پذیرای آنها باشد بروند. این خروج از عراق تحت نظارت مستقیم صلیب سرخ جهانی و وزرات حقوق بشر عراق انجام می گیرد.

    آمدن خانواده ها به درب کمپ سران مجاهدین را غافلگیر نموده است. آنها به اعضای خود اجازه نمی دهند تا با خانواده های خود رو در رو شوند. آنها نگران هستند که در صورت ملاقات، این اعضا کمپ اشرف و سازمان مجاهدین را ترک کرده با خانواده های خود بروند. سران مجاهدین بهانه می آورند و مثلا می گویند که اسامی کامل نیست تا اجازه بدهیم ملاقات کنید یا این که خود بچه ها نمی خواهند با پدر و مادرشان ملاقات کنند و نمی خواهند با کسی صحبت کنند و یا ارتباط داشته باشند.

    خانواده ها خواستار ملاقات و مصاحبه با حضور سازمان های مدنی و حقوق بشری و مطبوعات هستند و از سازمان ملل می خواهند تا این مسئله را دنبال کند

    وزارة حقوق الانسان والامم المتحدة سمحت لهم بمقابلة ابنائهــــم وافراد منظمة خلق يرفضون

    البينة الجديدة / زهير الفتلاوي

    في العراق الجديد وفي ظل اجواء الحرية والعمل المؤسساتي واحترام حقوق الانسان على شتى المجالات وخاصة للمعتقلين والسجناء وهنالك جولات تفقدية ميدانية لمنظمات المجتمع المدني المهتمة بحقوق الانسان فضلا عن الالجان الدولية والمحلية لتلك السجون والمعتقلات وفي جميع انحاء العراق لكن جمع من منظمات انسانية ووسائل اعلام وشيوخ عشائر تفاجئوا عندما نظمت لهم جولة ميدانية الى مخيم العراق الجديد اشرف سابقاً في محافظة ديالى حيث وجدوا عشرات من العوائل القادمة من ايران معتصمين امام ابواب المخيم ومطالبين افراد منظمة مجاهدي خلق ان تسمح لهم بمقابلة ابنائهم الموجودين داخل المخيم ويقولون نحن جئنا من ايران لمقابلة ابنائنا لكن افراد منظمة مجاهدي خلق يرفضون دخولنا الى المخيم ومقابلة ابنائنا المتواجدين منذ عشرين عام ونحن نعتصم هنا منذ ثلاثين يوماً , البينة الجديدة التقت بعض العوائل حيث قالت السيدة فاطمة بابائي 45 عام نحن هنا نقيم في هذه الخيام منذ اكثر من شهر ولم يسمح لنا بمقابلة ابنائنا المحتجزين منذ اكثر من 20 عاماً واضافت انه بالرغم الجهود التي بذلتها الحكومة العراقية ووزارة حقوق الانسان اضافة الى مندوب الامم المتحدة الا ان افراد منظمة خلق لن يسمحوا لنا بالدخول الى المخيم ومقابلة ابنائنا ولا نعرف اي شيء عنهم سوى اسمائهم وصورهم فب بعثة الامم المتحدة وهم مجردين من اجهزة الاتصال وممنوعين من اي وسيلة اعلام ولا يسمح لهم الاختلاط في ما بينهم. فيما قال محمود بيروزي جئنا من إيران لمقابلة شقيقي المحتجز داخل المخيم منذ اكثر من 22 عام ووجدت اسمه وصورته عند لجنة حقوق الانسان العراقية المسؤولة عن المخيم لكنني تفاجأة بمنع الدخول الى المخيم بحجج واهية واناشد من خلال صحيفتكم كل المنظمات الانسانية والحكومة العراقية بالسماح لي بمقابلة شقيقي وبحضور لجنة من وزارة حقوق الإنسان والأمم المتحدة فيما اكد وجهاء وشيوخ محافظة ديالى ان رفض منظمة (مجاهدي خلق) مقابلة العوائل الايرانية الذين جاءوا من ايران الى العراق لمقابلة ابنائهم يعد مخالفاً للشرائع السماوية والقوانين الدولية المعترف بها في جميع انحاء العالم. وبين شيوخ ووجهاء محافظة ديالى انه ليس من صلاحيات هذه المنظمة ان لا يسمحوا لهذه العوائل الايرانية الذين جاءوا من ايران الى العراق بموافقة ودعم الحكومة العراقية وان لا يسمح لهم الدخول الى مخيم العراق الجديد منذ الشهر الماضي. واكدوا الشيوخ ان المنظمة غير مرحب بها في العراق وديالى خصوصاً وان اعمال ارهابية كانت تجري في هذه المناطق المحاذية للمخيم وتقام المؤتمرات والملتقيات المشبوهة وهذا ما ترفضه الاعراف والقوانين الخاصة باللاجئين وتابع ان المحافظة وجمع من وجهاء وشيوخ العشائر سينضمون مؤتمراً خاصاً يسمح لهذه العوائل القادمة الى العراق وبمعية الحكومة العراقية ان تلاقي ابنائهم والذين هم مخيرين في العودة الى ايران او اي بلد يختارونه وبحضور لجنة الصليب الاحمر الدولية ووزارة حقوق الانسان. ونحن تفاجأنا باحتجاج المسؤولين في المنظمة الذين يرفضون مقابلة اعضاء المنظمة بعوائلهم خوفاً من تركهم المنظمة ومعسكر اشرف والعودة الى وطنهم وذويهم ، وذلك من خلال اطلاق ذرائع اهمها عدم وجود الاسماء المطلوبة للمقابلة بين عناصر في المنظمة ، أوعدم رغبة الابناء انفسهم من مقابلة عوائلهم ورفضهم الاتصال بذويهم واقاربهم ونريد الاشراف والمقابلات تتم وبحضور وسائل الاعلام ومنظمات المجتمع المدني وهيأة الامم المتحدة الخاصة بمتابعة قضية اللاجئين

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7859

    خانواده های قربانیان فرقه رجوی به تحصن خود در مقابل درب قرارگاه اشرف ادامه می دهند

    .

    ... امروز برای خانواده ها دیگر فرقی نمی کند چه کسی فرزندنش را زود تر ببیند. اکنون خانواده هایی که روز به روز به تعدادشان افزوده می شود با ورود به ششمین هفته تحصن خود در مقابل درب قرارگاه جمعا متعهد شده اند تا درب قرارگاه را تا روز آزادی تمامی گروگانهای فرقه رجوی خالی نگذارند ...

    ایران اینترلینک، مقابل درب قرارگاه عراق جدید (سابقا اشرف)، پانزدهم مارس 2010
    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7858

    "... این فرزند من مرده بود ولی اکنون زنده شده است، گم شده بود ولی اکنون پیدا شده است. ... " (انجیل، Luke 15:24)

    حدود شش هفته قبل در ماه فوریه 2010 رهبران مجاهدین خلق متوجه شدند گروهی از خانواده های ایرانی برای ملاقات با فرزندان خود به درب قرارگاه اشرف مراجعه کرده و بر ملاقات با خانواده های خود اصرار می ورزند. رهبران مجاهدین دستگاههای تبلیغاتی خود را بکار انداختند تا چنین وانمود کنند که این خانواده ها در واقع نه خانواده های قربانیان، که ماموران سرویس های اطلاعاتی ایران هستند که آمده اند تا آنها را کشته، کمپ آنها را به آتش کشیده زیر و رو کنند.

    ولی وقتی که عکس های این خانواده ها در سایت های مختلف منتشر شد، سازمان مجاهدین خلق تمامی مطالب مربوطه را از مطبوعات استخدامی غربی خود برداشت. این مطالب همچنین از تلویزیون و سایتهای آنها نیز به سرعت حذف شدند. آنها ناگهان متوجه شده بودند که مردم انگشت به دهان به این گروه نگاه می کنند و مانده اند که چگونه "ارتش آزادی بخش ملی" ای که قرار بوده کشوری با جمعیت هفتاد میلیون نفر را تسخیر کند اینچنین جیغ و داد راه انداخته که ای وای!! بیست و پنج نفر بازنشسته با دست خالی آمده اند و عنقریب است که همه ما را در قرارگاه خودمان از بین ببرند!!.

    البته ناگفته نماند که همین بیست و پنج تن بازنشسته هم واقعا معتقد بوده و هستند که بله. اگر دربهای قرارگاه اشرف گشوده شود و افراد بتوانند آزادانه تصمیم بگیرند، حتی یک نفر از این گروگانها هم برای سران فرقه تروریستی باقی نخواهد ماند.

    متاسفانه درحال حاضر مریم رجوی و شکنجه گرانش در اروپا و امریکا بر گرده این گروگانهای گرفتار در کمپ عراق سواری می خورند. آنها انبوهی از تبلیغات گران قیمت و بیانیه هایی را در این رابطه منتشر می کنند که با پول دزدیده شده از بانکهای عراقی پرداخت می گردند. مجاهدین خلق بعد از مدتی شروع کردند به تولید کلیپ های ویدئویی از خانواده هایی که بیرون درب قرارگاه خواستار دیدار با فرزندانشان بودند. آنها تا توانستند این خانواده های بیگناه و مردان و زنان پیر متحصن را مسخره کردند و هم زمان با تمسخر این پیرزنان و پیرمردان مریم رجوی را نشان دادند که چگونه در جشن های فرقه ادای آرتیست های سینما را در می آورد و به فرقه نشینان فخر می فروشد.

    دستگاه مسخره تبلیغاتی فرقه که با پشتیبانی و حمایت مستقیم سازمان سیا در کشور های غربی بپا شده است به این کار خود ادامه داد تا روزی که خانواده ها تصمیم گرفتند نوشته ها، پلاکارت ها و بلندگوهای خود را به سوی قرارگاه برگردانند. اکنون هر گونه فیلمی که مجاهدین از طرف داخل قرارگاه تهیه می کردند لاجرم پلاکارت هاو طبعا تنها خواسته خانواده ها (یا بقول رجوی ماموران رژیم) را نشان میداد. به ناگاه و درجا تمامی فیلم برداری ها و تبلیغات مربوطه قطع شد. سران مجاهدین دیگر قادر به نشان دادن صحنه ها نبودند. هر صحنه ای لاجرم نشان میداد که تنها خواسته این خانواده ها فقط و فقط ملاقات با فرزندانشان است.

    رهبران فرقه مجاهدین از این به بعد امیدشان را به وقت کشی بستند. آنها منتظر ماندند و امیدوار بودند که مردان و زنان سالخورده در محلی بدون امکانات در جلوی درب قرارگاهی در بیابانهای عراق یکی یکی مریض و ناتوان به زمین افتاده، بقیه نیز مجبور به ترک محل شوند. آنها باور نمی کردند که این خانواده ها بتوانند زیر یک چادر و بدون هیچ امکاناتی این قدر دوام بیاورند. اگر چه در این رابطه تا حدودی هم درست فکر کرده بودند و برخی از خانواده های مریض و سالخورده مجبور شدند تا درب را ترک کرده و برای معالجه و رسیدگی های لازم به خانه های خود باز گردند ولی شاید سران مجاهدین این گمان را نمی بردند که با رفتن تعدادی از خانواده ها، تعداد بسا بیشتری به محل آمده و جای آنها را پر کنند. بله. خانواده هایی با عزمهای جزم جای دیگران را با همان هدف پر کردند. رجوی این را محاسبه نکرده بود که هزاران خانواده دیگر هم هستند که منتظرند جای کسانی را که دیگر طاقتشان تمام شده است را پر کنند.

    امروز برای خانواده ها دیگر فرقی نمی کند چه کسی فرزندنش را زود تر ببیند. اکنون خانواده هایی که روز به روز به تعدادشان افزوده می شود با ورود به ششمین هفته تحصن خود در مقابل درب قرارگاه جمعا متعهد شده اند تا درب قرارگاه را تا روز آزادی تمامی گروگانهای فرقه رجوی خالی نگذارند.

    عکس های جدیدی از درب ورودی کمپ عراق جدید (سابقا اشرف)



    -------------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7196

    ترس و برده داری در فرقه مجاهدین خلق

    .

    ... آیا باید باور کنیم که "اپوزیسیون اصلی ایران" – بقول تبلیغات خودشان – که ادعا میکند قادر است رژیم ایران را در تمامیت خود ساقط نماید و یک دموکراسی را جایگزین آن کند، پر از کسانی است که وحشت دارند مادران و پدرانشان بیایند و گوششان را بگیرند و آنان را وادار به بازگشت به وطن نمایند؟ (و ما باید فراموش کنیم که متوسط سن این افراد حدود 50 سال است). آیا واقعا به همین سادگی میشود یک فرد سرسپرده را از مبارزه اش دور کرد؟...

    نوشته آن سینگلتون، نوامبر 2009
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7192

    مقدمه

    روز جمعه ششم نوامبر خانواده ها در عراق اعلام نمودند که عاقبت توانستند با بستگان خود دیدار نمایند، اما به هیچ وجه نسبت به شرایط این دیدار رضایت نداشتند. آنان گفتند زمانی که رهبران سازمان مجاهدین خلق فهمیدند که خانواده ها همراه با تعدادی خبرنگار عراقی و آمریکایی به اردوگاه اشرف آمده اند آماده مذاکره شدند. سازمان مجاهدین خلق قبول کرد که خانواده ها با بستگان خود برای چند ساعت دیدار کنند به این شرط که خانواده ها با رسانه ها گفتگویی نداشته باشند. خانواده ها این شرط را پذیرفتند و دیدار صورت گرفت.

    بهر صورت خانواده ها همچنین گفتند که عزیزان آنان به ایشان گوشزد کرده اند که این موضوع را جلوتر از این پیش نبرید و گفتند که باید هرگونه ارتباط در آینده با آنان را هم قطع نمایند وگرنه آنان تحت شدیدترین فشارها از جانب رهبران فرقه قرار خواهند گرفت.

    خانواده ها حالا تصمیم گرفته اند که موضوع اردوگاه اشرف را با وزیر حقوق بشر عراق بطور خصوصی مطرح نمایند.

    ترس و برده داری در فرقه مجاهدین خلق

    برای کسانی که به حد کافی علاقمند به دنبال نمودن افول یک فرقه تروریست خارجی به نام مجاهدین خلق هستند آیا این شرم آور نیست که گروه مربوطه عاجزانه هر کس که در طرف آنان نباشد و قویا از آنان و حامیانشان پشتیبانی نکند را "مأموران وزارت اطلاعات ایران" می نامند؟ آیا واقعا این موضوع مصداق "ما چند نفر در برابری مابقی جهان" نیست؟

    بررسی بحران جاریی که سازمان مجاهدین خلق با آن روبروست این واقعیت را برملا میکند که این سازمان درگیر یک نبرد رو به جلو جهت ساقط کردن رژیم ایران نیست – یا شاید این هدف بدون اینکه به کسی گفته شود ملغی شده باشد – بلکه با هشت ایرانی سالخورده در دروازه اردوگاهش در عراق روبروست که خواهان رابطه با بستگان نزدیکشان – فرزند، همسر، . . . – می باشند که سالهای سال است آنان را ندیده اند و مایل به دیدار با آنان هستند. تمامی هشت نفر مربوطه توسط رهبران سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان "مأموران سرویس مخفی ایران" که عمدا جهت منحل نمودن اردوگاه اشرف و بازگرداندن ساکنان آن به ایران فرستاده شده اند محکوم گردیدند.

    واقعا؟

    این هشت نفر – و سایر گروه های کوچک و افرادی که طی شش سال گذشته به دروازه اردوگاه رسیدند – مأموران مخوفی هستند که قادر به نابود کردن نیروهای وفادار، از جان گذشته، و تماما مطیع مجاهد هستند! در کمال تعجب این افراد مسلح به دینامیت و بلدوزر جهت تخریب نبودند، بلکه در عوض با مهربانی، گرمی و کلمات مملو از عشق و تلخ کامی جلو رفتند. آنان حامل اخبار و پیام هایی از جانب اعضای خانواده و دوستان، در خصوص تولد ها، وفات ها، ازدواج ها و تمامی اجزای یک زندگی معمولی بودند.

    چقدر جالب. چقدر افشاگرانه. چه اعتراف غم انگیزی از ضعف و زبونی فرقه رجوی که واقعا از این جریان وحشت دارد.

    آیا باید باور کنیم که "اپوزیسیون اصلی ایران" – بقول تبلیغات خودشان – که ادعا میکند قادر است رژیم ایران را در تمامیت خود ساقط نماید و یک دموکراسی را جایگزین آن کند، پر از کسانی است که وحشت دارند مادران و پدرانشان بیایند و گوششان را بگیرند و آنان را وادار به بازگشت به وطن نمایند؟ (و ما باید فراموش کنیم که متوسط سن این افراد حدود 50 سال است). آیا واقعا به همین سادگی میشود یک فرد سرسپرده را از مبارزه اش دور کرد؟

    آیا صرفا تفسیرهای هیستری جاری مسعود و مریم رجوی برای نگاه داشتن پیروان از طریق فریب و القائات فکری کافی نیست و دیدار این خانواده ها واقعا این قضیه را مورد تهدید قرار خواهد داد؟

    واقعیت اساسی و غیرقابل اجتناب در پشت تمامی این جریانات این است که سازمان مجاهدین خلق یک فرقه خطرناک و مخرب و کنترل کننده ذهن افراد است که اعضای خود را در وضعیت برده داری مدرن نگاه داشته است.

    و ویژگی این وضعیت بسا بزرگتر از داستان این هشت نفر یا هشت خانواده می باشد. موضوع آینده ژئوپلیتیک سازمان در عراق و در منطقه است.

    بطور خلاصه، سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه خطرناک معرفی میگردد چرا که این سازمان اعتقاد به استفاده از خشونت جهت رسیدن به اهداف مشخص خود دارد. این فرقه مخرب است زیرا که زندگی ها، ذهن ها و روان های اعضای خود را خراب میکند. اکثریت اعضا در ایزولاسیون کامل نگاه داشته میشوند، که به هیچ وجه هیچگونه دسترسی به دنیای خارج ندارند. در درون این ایزولاسیون آنان بطور روزانه و سیستماتیک تحت نظام مانیپولاسیون روانی و القائات فکری قرار دارند.

    یکی از ابزار قدرتمند مورد استفاده رهبران فرقه جهت کنترل اعضایشان ایجاد ترس غیر منطقی، یا فوبیا، در اذهان اعضای فرقه است. هر فرقه ای رویکرد فوبیایی خاص خود را دارد. ولی تمامی آنان بر ایجاد یک ترس غیر منطقی از منتقدین و مخالفین فرقه، خصوصا اعضای سابق و خانواده های اعضا، در درون اعضای فعلی فرقه متمرکز هستند؛ که البته این افراد در بهترین موضع برای درک نحوه کنترل ذهنی درون فرقه قرار داشته و توان منفصل کردن آنرا دارند. اعضا هر زمان که فوبیای مربوطه فعال شود مملو از ترس خواهند شد. در خصوص سازمان مجاهدین خلق، کلمه رمز (کد) ی که این فوبیا را فعال میکند "مأمور وزارت اطلاعات ایران" است. هیچ مدرک روشنی زمانی که جمله مربوطه بکار گرفته میشود تا این ترس غیر منطقی و غیر واقعی ایجاد شود ارائه نمیگردد.

    اعضای سازمان مجاهدین خلق در وضعیت تقریبا ترس دائم بسر می برند. از طریق این ترس است که سازمان مجاهدین خلق نه تنها اعضای خود را منکوب می نماید بلکه برخی سیاستمداران غیر حرفه ای و افرادی در رسانه ها را هم فریب میدهد. استفاده از کلمه ترس در این مقاله جهت بزرگنمائی بکار گرفته نشده است. این مقاله استفاده از ترس غیر منطقی را جهت مخدوش نمودن اصل موضوع شرح میدهد. پارلمان های غربی، رسانه ها و سازمان های حقوق بشری بوسیله همین شیوه پیچیده مانیپولاسیون روانی مجذوب شده اند که در آن لابی کنندگان سازمان مجاهدین خلق سطح بالایی از ترس غیر منطقی از ارواح دروغین و خیالی (معمولا تحت عنوان "مأموران وزارت اطلاعات ایران") در برابر "جنبش اپوزیسیون اصلی ایران" یا سازمان مجاهدین خلق بوجود آورده اند.

    عجب اینکه این "تروریسم" غیر مسلحانه از جانب سازمان مجاهدین خلق جهت ممانعت از برملا شدن و رو گردیدن تهدید واقعی موجود در برابر گروه بوجود آمده است. این تهدید از جانب ارگان های خارج از سازمان نیست، بلکه مستقیما از ماهیت خود فرقه و در درون خود سازمان سر بر آورده است، که بنابراین هیستری رهبران سازمان مجاهدین خلق در برابر هشت عضو خانواده که در دروازه اردوگاه اشرف حاضر گردیده اند تا بستگان خود را ببینند را بوجود آورده است.

    ولی، کسانی که هنوز به حد کافی علاقمند به دنبال نمودن افول یک فرقه تروریست خارجی به نام سازمان مجاهدین خلق هستند، باید تابحال متوجه شده باشند که این تمامی داستان نیست. حتی بخشی از یک داستان واقعی هم نیست. و کسانی که ممکن است حالا از دیدن پادشاه عریان شرم کرده باشند باید روی خود را بگردانند (واقعیت را قبول نمایند).

    برای شش سال ارتش آمریکا حفاظت از سازمان مجاهدین خلق را در عراق به عهده گرفت، گروهی که هم توسط ایالات متحده و هم توسط عراق به عنوان یک گروه تروریست خارجی معرفی گردیده بود. انستیتوی تحقیقات دفاع ملی آمریکا RAND در گزارش "مجاهدین خلق در عراق – یک معمای سیاسی" منتشره در اوت 2009، شکست آمریکا در پرداختن قطعی به این گروه جهت منحل نمودن آن، آنطور که باید انجام میگرفت و همانطور که دولت های پی در پی عراق از دسامبر 2003 بر انجام آن تأکید داشتند، را تشریح نموده است. طبق این گزارش، "جهت تأمین حفاظت ترددات اعضای سازمان مجاهدین خلق به بغداد جهت خرید، حدود 14 سرباز آمریکایی کشته شده و 60 نفر زخمی گردیدند. لذا، اغلب مبهم بود که چه کسی مسئول اردوگاه اشرف است". طبق این گزارش، فرمان حفاظت از این فرقه تروریست مزدور کوچک که احتمال میرفت قابل استفاده باشد از سطوح خیلی بالا و از جانب وزیر دفاع سابق آمریکا دونالد رامسفلد آمده بود.

    چرا؟

    همانطور که رهبران سازمان مجاهدین خلق از دسترسی خانواده ها به بستگانشان در خارج اردوگاه اشرف ممانعت نمودند، درهای مستحکم اردوگاه در برابر تهدید موجود اثبات میکند که این مکان محلی کاملا مناسب برای تجمع اعضای رژیم سابق صدام حسین می باشد. در شش سال گذشته سازمان مجاهدین خلق مهماندار حامیان و مقامات رژیم دیکتاتور سابق عراق بوده است. خشونتهای شورشگرانه در استان دیاله از اردوگاه مجاهدین خلق تحت حفاظت آمریکا هماهنگ شده بود.

    بنابراین، زمانی که هشت عضو خانواده به دروازه اردوگاه مجاهدین خلق رسیدند، نه تنها رهبران سازمان که از این تهدید بالقوه نسبت به فرقه می ترسیدند، بلکه حامیان غربی گروه نیز وحشت کردند. طی بیش از دو دهه گذشته، سازمان مجاهدین خلق به دلیل منافع غرب به عنوان ارتش خصوصی صدام حسین تقویت شد. از سال 2003، حامیان صهیونیست و نو محافظه کار گروه، تحت هدایت لرد کوربت در انگلستان، استوران استیونسون و آلخو ویدال کوادراس در پارلمان اروپا، ایلینا روزلهتینن در کنگره آمریکا، و لابی کننده آمریکایی ریموند تنتر، از سازمان مجاهدین خلق به دلایل انسانی حمایت نکرده اند (در غیر این صورت آنان قطعا از دیدار این خانواده ها نیز حمایت میکردند). آنان از این گروه به عنوان یک عامل معرفی مجدد صدامی ها در سیاست عراق حمایت و حفاظت نمودند.

    آنان که با ایجاد ترس بر این باور بودند که به دلایل انسانی از سازمان مجاهدین خلق حمایت میکنند تا آنان را در برابر نابود شدن توسط دولت ایران حفاظت نمایند لازم است قدری انرژی صرف کرده و کمی شجاعت به خرج داده و ورای این دروغ و استدلال خیالی را هم مشاهده نمایند و به دنبال واقعیت باشند. در جهت انجام این کار آنان در برابر یک انتخاب معین قرار میگیرند: حمایت از سازمان مجاهدین خلق به عنوان عامل بازگشت صدامی های طرفدار غرب در عراق، یا حمایت از دولت منتخب مردم در عراق به عنوان یک دولت مستقل و حاکم بر تمامیت ارضی آن.

    این به روشنی یک انتخاب سیاسی است. ولی در عین حال، باید به خاطر داشت، قربانیان اصلی تروریسم سازمان مجاهدین خلق اعضای خود فرقه هستند که با ایجاد ترس در آنان به بردگی در آمده اند.

    Home


    Date: 2010-04-17
    (C) 2006