شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • ترس و برده داری در فرقه مجاهدین خلق

    ترس و برده داری در فرقه مجاهدین خلق

    .

    ... آیا باید باور کنیم که "اپوزیسیون اصلی ایران" – بقول تبلیغات خودشان – که ادعا میکند قادر است رژیم ایران را در تمامیت خود ساقط نماید و یک دموکراسی را جایگزین آن کند، پر از کسانی است که وحشت دارند مادران و پدرانشان بیایند و گوششان را بگیرند و آنان را وادار به بازگشت به وطن نمایند؟ (و ما باید فراموش کنیم که متوسط سن این افراد حدود 50 سال است). آیا واقعا به همین سادگی میشود یک فرد سرسپرده را از مبارزه اش دور کرد؟...

    نوشته آن سینگلتون، نوامبر 2009
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7192

    مقدمه

    روز جمعه ششم نوامبر خانواده ها در عراق اعلام نمودند که عاقبت توانستند با بستگان خود دیدار نمایند، اما به هیچ وجه نسبت به شرایط این دیدار رضایت نداشتند. آنان گفتند زمانی که رهبران سازمان مجاهدین خلق فهمیدند که خانواده ها همراه با تعدادی خبرنگار عراقی و آمریکایی به اردوگاه اشرف آمده اند آماده مذاکره شدند. سازمان مجاهدین خلق قبول کرد که خانواده ها با بستگان خود برای چند ساعت دیدار کنند به این شرط که خانواده ها با رسانه ها گفتگویی نداشته باشند. خانواده ها این شرط را پذیرفتند و دیدار صورت گرفت.

    بهر صورت خانواده ها همچنین گفتند که عزیزان آنان به ایشان گوشزد کرده اند که این موضوع را جلوتر از این پیش نبرید و گفتند که باید هرگونه ارتباط در آینده با آنان را هم قطع نمایند وگرنه آنان تحت شدیدترین فشارها از جانب رهبران فرقه قرار خواهند گرفت.

    خانواده ها حالا تصمیم گرفته اند که موضوع اردوگاه اشرف را با وزیر حقوق بشر عراق بطور خصوصی مطرح نمایند.

    ترس و برده داری در فرقه مجاهدین خلق

    برای کسانی که به حد کافی علاقمند به دنبال نمودن افول یک فرقه تروریست خارجی به نام مجاهدین خلق هستند آیا این شرم آور نیست که گروه مربوطه عاجزانه هر کس که در طرف آنان نباشد و قویا از آنان و حامیانشان پشتیبانی نکند را "مأموران وزارت اطلاعات ایران" می نامند؟ آیا واقعا این موضوع مصداق "ما چند نفر در برابری مابقی جهان" نیست؟

    بررسی بحران جاریی که سازمان مجاهدین خلق با آن روبروست این واقعیت را برملا میکند که این سازمان درگیر یک نبرد رو به جلو جهت ساقط کردن رژیم ایران نیست – یا شاید این هدف بدون اینکه به کسی گفته شود ملغی شده باشد – بلکه با هشت ایرانی سالخورده در دروازه اردوگاهش در عراق روبروست که خواهان رابطه با بستگان نزدیکشان – فرزند، همسر، . . . – می باشند که سالهای سال است آنان را ندیده اند و مایل به دیدار با آنان هستند. تمامی هشت نفر مربوطه توسط رهبران سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان "مأموران سرویس مخفی ایران" که عمدا جهت منحل نمودن اردوگاه اشرف و بازگرداندن ساکنان آن به ایران فرستاده شده اند محکوم گردیدند.

    واقعا؟

    این هشت نفر – و سایر گروه های کوچک و افرادی که طی شش سال گذشته به دروازه اردوگاه رسیدند – مأموران مخوفی هستند که قادر به نابود کردن نیروهای وفادار، از جان گذشته، و تماما مطیع مجاهد هستند! در کمال تعجب این افراد مسلح به دینامیت و بلدوزر جهت تخریب نبودند، بلکه در عوض با مهربانی، گرمی و کلمات مملو از عشق و تلخ کامی جلو رفتند. آنان حامل اخبار و پیام هایی از جانب اعضای خانواده و دوستان، در خصوص تولد ها، وفات ها، ازدواج ها و تمامی اجزای یک زندگی معمولی بودند.

    چقدر جالب. چقدر افشاگرانه. چه اعتراف غم انگیزی از ضعف و زبونی فرقه رجوی که واقعا از این جریان وحشت دارد.

    آیا باید باور کنیم که "اپوزیسیون اصلی ایران" – بقول تبلیغات خودشان – که ادعا میکند قادر است رژیم ایران را در تمامیت خود ساقط نماید و یک دموکراسی را جایگزین آن کند، پر از کسانی است که وحشت دارند مادران و پدرانشان بیایند و گوششان را بگیرند و آنان را وادار به بازگشت به وطن نمایند؟ (و ما باید فراموش کنیم که متوسط سن این افراد حدود 50 سال است). آیا واقعا به همین سادگی میشود یک فرد سرسپرده را از مبارزه اش دور کرد؟

    آیا صرفا تفسیرهای هیستری جاری مسعود و مریم رجوی برای نگاه داشتن پیروان از طریق فریب و القائات فکری کافی نیست و دیدار این خانواده ها واقعا این قضیه را مورد تهدید قرار خواهد داد؟

    واقعیت اساسی و غیرقابل اجتناب در پشت تمامی این جریانات این است که سازمان مجاهدین خلق یک فرقه خطرناک و مخرب و کنترل کننده ذهن افراد است که اعضای خود را در وضعیت برده داری مدرن نگاه داشته است.

    و ویژگی این وضعیت بسا بزرگتر از داستان این هشت نفر یا هشت خانواده می باشد. موضوع آینده ژئوپلیتیک سازمان در عراق و در منطقه است.

    بطور خلاصه، سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه خطرناک معرفی میگردد چرا که این سازمان اعتقاد به استفاده از خشونت جهت رسیدن به اهداف مشخص خود دارد. این فرقه مخرب است زیرا که زندگی ها، ذهن ها و روان های اعضای خود را خراب میکند. اکثریت اعضا در ایزولاسیون کامل نگاه داشته میشوند، که به هیچ وجه هیچگونه دسترسی به دنیای خارج ندارند. در درون این ایزولاسیون آنان بطور روزانه و سیستماتیک تحت نظام مانیپولاسیون روانی و القائات فکری قرار دارند.

    یکی از ابزار قدرتمند مورد استفاده رهبران فرقه جهت کنترل اعضایشان ایجاد ترس غیر منطقی، یا فوبیا، در اذهان اعضای فرقه است. هر فرقه ای رویکرد فوبیایی خاص خود را دارد. ولی تمامی آنان بر ایجاد یک ترس غیر منطقی از منتقدین و مخالفین فرقه، خصوصا اعضای سابق و خانواده های اعضا، در درون اعضای فعلی فرقه متمرکز هستند؛ که البته این افراد در بهترین موضع برای درک نحوه کنترل ذهنی درون فرقه قرار داشته و توان منفصل کردن آنرا دارند. اعضا هر زمان که فوبیای مربوطه فعال شود مملو از ترس خواهند شد. در خصوص سازمان مجاهدین خلق، کلمه رمز (کد) ی که این فوبیا را فعال میکند "مأمور وزارت اطلاعات ایران" است. هیچ مدرک روشنی زمانی که جمله مربوطه بکار گرفته میشود تا این ترس غیر منطقی و غیر واقعی ایجاد شود ارائه نمیگردد.

    اعضای سازمان مجاهدین خلق در وضعیت تقریبا ترس دائم بسر می برند. از طریق این ترس است که سازمان مجاهدین خلق نه تنها اعضای خود را منکوب می نماید بلکه برخی سیاستمداران غیر حرفه ای و افرادی در رسانه ها را هم فریب میدهد. استفاده از کلمه ترس در این مقاله جهت بزرگنمائی بکار گرفته نشده است. این مقاله استفاده از ترس غیر منطقی را جهت مخدوش نمودن اصل موضوع شرح میدهد. پارلمان های غربی، رسانه ها و سازمان های حقوق بشری بوسیله همین شیوه پیچیده مانیپولاسیون روانی مجذوب شده اند که در آن لابی کنندگان سازمان مجاهدین خلق سطح بالایی از ترس غیر منطقی از ارواح دروغین و خیالی (معمولا تحت عنوان "مأموران وزارت اطلاعات ایران") در برابر "جنبش اپوزیسیون اصلی ایران" یا سازمان مجاهدین خلق بوجود آورده اند.

    عجب اینکه این "تروریسم" غیر مسلحانه از جانب سازمان مجاهدین خلق جهت ممانعت از برملا شدن و رو گردیدن تهدید واقعی موجود در برابر گروه بوجود آمده است. این تهدید از جانب ارگان های خارج از سازمان نیست، بلکه مستقیما از ماهیت خود فرقه و در درون خود سازمان سر بر آورده است، که بنابراین هیستری رهبران سازمان مجاهدین خلق در برابر هشت عضو خانواده که در دروازه اردوگاه اشرف حاضر گردیده اند تا بستگان خود را ببینند را بوجود آورده است.

    ولی، کسانی که هنوز به حد کافی علاقمند به دنبال نمودن افول یک فرقه تروریست خارجی به نام سازمان مجاهدین خلق هستند، باید تابحال متوجه شده باشند که این تمامی داستان نیست. حتی بخشی از یک داستان واقعی هم نیست. و کسانی که ممکن است حالا از دیدن پادشاه عریان شرم کرده باشند باید روی خود را بگردانند (واقعیت را قبول نمایند).

    برای شش سال ارتش آمریکا حفاظت از سازمان مجاهدین خلق را در عراق به عهده گرفت، گروهی که هم توسط ایالات متحده و هم توسط عراق به عنوان یک گروه تروریست خارجی معرفی گردیده بود. انستیتوی تحقیقات دفاع ملی آمریکا RAND در گزارش "مجاهدین خلق در عراق – یک معمای سیاسی" منتشره در اوت 2009، شکست آمریکا در پرداختن قطعی به این گروه جهت منحل نمودن آن، آنطور که باید انجام میگرفت و همانطور که دولت های پی در پی عراق از دسامبر 2003 بر انجام آن تأکید داشتند، را تشریح نموده است. طبق این گزارش، "جهت تأمین حفاظت ترددات اعضای سازمان مجاهدین خلق به بغداد جهت خرید، حدود 14 سرباز آمریکایی کشته شده و 60 نفر زخمی گردیدند. لذا، اغلب مبهم بود که چه کسی مسئول اردوگاه اشرف است". طبق این گزارش، فرمان حفاظت از این فرقه تروریست مزدور کوچک که احتمال میرفت قابل استفاده باشد از سطوح خیلی بالا و از جانب وزیر دفاع سابق آمریکا دونالد رامسفلد آمده بود.

    چرا؟

    همانطور که رهبران سازمان مجاهدین خلق از دسترسی خانواده ها به بستگانشان در خارج اردوگاه اشرف ممانعت نمودند، درهای مستحکم اردوگاه در برابر تهدید موجود اثبات میکند که این مکان محلی کاملا مناسب برای تجمع اعضای رژیم سابق صدام حسین می باشد. در شش سال گذشته سازمان مجاهدین خلق مهماندار حامیان و مقامات رژیم دیکتاتور سابق عراق بوده است. خشونتهای شورشگرانه در استان دیاله از اردوگاه مجاهدین خلق تحت حفاظت آمریکا هماهنگ شده بود.

    بنابراین، زمانی که هشت عضو خانواده به دروازه اردوگاه مجاهدین خلق رسیدند، نه تنها رهبران سازمان که از این تهدید بالقوه نسبت به فرقه می ترسیدند، بلکه حامیان غربی گروه نیز وحشت کردند. طی بیش از دو دهه گذشته، سازمان مجاهدین خلق به دلیل منافع غرب به عنوان ارتش خصوصی صدام حسین تقویت شد. از سال 2003، حامیان صهیونیست و نو محافظه کار گروه، تحت هدایت لرد کوربت در انگلستان، استوران استیونسون و آلخو ویدال کوادراس در پارلمان اروپا، ایلینا روزلهتینن در کنگره آمریکا، و لابی کننده آمریکایی ریموند تنتر، از سازمان مجاهدین خلق به دلایل انسانی حمایت نکرده اند (در غیر این صورت آنان قطعا از دیدار این خانواده ها نیز حمایت میکردند). آنان از این گروه به عنوان یک عامل معرفی مجدد صدامی ها در سیاست عراق حمایت و حفاظت نمودند.

    آنان که با ایجاد ترس بر این باور بودند که به دلایل انسانی از سازمان مجاهدین خلق حمایت میکنند تا آنان را در برابر نابود شدن توسط دولت ایران حفاظت نمایند لازم است قدری انرژی صرف کرده و کمی شجاعت به خرج داده و ورای این دروغ و استدلال خیالی را هم مشاهده نمایند و به دنبال واقعیت باشند. در جهت انجام این کار آنان در برابر یک انتخاب معین قرار میگیرند: حمایت از سازمان مجاهدین خلق به عنوان عامل بازگشت صدامی های طرفدار غرب در عراق، یا حمایت از دولت منتخب مردم در عراق به عنوان یک دولت مستقل و حاکم بر تمامیت ارضی آن.

    این به روشنی یک انتخاب سیاسی است. ولی در عین حال، باید به خاطر داشت، قربانیان اصلی تروریسم سازمان مجاهدین خلق اعضای خود فرقه هستند که با ایجاد ترس در آنان به بردگی در آمده اند.

    -----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7182

    چرا رجوی از ملاقات والدین سالخورده با فرزندان شان در اشرف وحشت دارد؟!! 

    .

    .

    بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، پنجم نوامبر 2009
    http://www.mojahedin.ws/article/show.php?id=3379

    خبرهای دریافتی از قرارگاه عراق جدید(اشرف) حاکی از این است که سران این قرارگاه از ملاقات شماری از خانواده هایی که جهت ملاقات با فرزندان خود راهی اشرف شده، جلوگیری و ممانعت نموده اند. لازم به ذکر است این اقدام در حالی صورت گرفته که قرار بوده این ملاقات تحت نظارت نهادهای بین المللی و حقوق بشری صورت بگیرد. پیشتر بر ضرورت انجام این ملاقات ها در راستای رعایت جنبه های انسان دوستانه و فراهم نمودن زمینه های انتخاب آزادانه ساکنین اشرف تاکید شده بود. ممانعت سران قرارگاه اشرف از انجام این ملاقات ها بخودی خود ناقض حقوقی است که ظاهرا سران مجاهدین و به خصوص مریم و مسعود رجوی این روزها بر رعایت آن تاکید دارند. نقض این حقوق نشان دهنده این واقعیت است که مجاهدین از شعارهای مورد نظر تنها قصد استفاده ابزاری در جهت اغوا و فریب افکار عمومی و بعضا حامیان خود در اروپا را دارند. نکته قابل تامل سکوت و انفعال این حامیان در قبال چنین اقداماتی از سوی مجاهدین است. گذشته از اینها اقدام مجاهدین حاوی نکات قابل تعمق و اشاره ای است که به اجمال به مواردی از آن اشاره می شود.

    1- ظاهرا سران قرارگاه اشرف دلیل ممانعت از این ملاقات را دخالت جمهوری اسلامی و توطئه گری علیه تشکیلات اشرف قید کرده است، با فرض پذیرش این ادعا، باید خاطر نشان کرد که در واقعیت این امر که کسان یا فرزندان این ملاقات کننندگان در قرارگاه اشرف حضور داشته و حداقل بخشی از انگیزه این ملاقات ها جدای از ادعاهای سران قرارگاه به ضرورت نیازهای عاطفی و همچنین نگرانی در قبال سرنوشت و آینده فرزندان شان بستگی و مرتبط بوده، نمی توان شک کرد. مجاهدین حتی می توانند با این فرض و احتمال به موضوع نگاه کنند، که این خانواده ها برای دیدن فرزندان خود به ناچار تن به پذیرش خواسته ها و نظارت و مدیریت این سفرها توسط جمهوری اسلامی داده اند، تا بتوانند پس از سال ها جگرگوشه های خود را ببینند. حتی با چنین فرضی محروم کردن والدین از دیدار فرزندان شان توجیه پذیر است؟

    2- بعلاوه نگاهی به شرایط سنی ملاقات کنندگان که عموما پدر و مادرهای سالخورده و ضعیف و ناتوان و حتی در میان آنها علیل و خمیده حضور دارد، دلیلی بر کذب بودن این ادعاها نیست. حتی باز به فرض پذیرش این احتمال که پروژه مورد ادعا قابل اجرا و عملی هم باشد، آیا نمی توان با تفکیک والدین از سایر ملاقات کنندگان از جمله خواهران و برادران و ... حداقل این امکان را برای والدینی که روزهای واپسین عمر خود را می گذرانند، فراهم نمود. در طی این سال ها بوده اند پدر و مادرهایی که حسرت دیدن و ملاقات فرزندان شان را با خود به گور برده اند و تعدادی حتی در فراغ و غم ندیدن سالیان طولانی فرزندان شان دق کرده اند. بی توجهی سران اشرف و در راس آنها رجوی به این اتفاقات و پی آمدهای تاسف آور و متاثرکننده چه معنی می دهد؟

    3- گذشته از اینها حضور و نظارت نهادهای بین المللی ذی ربط فی النفسه می تواند از بروز هر گونه اعمال نظر یا آنچه به عنوان توطئه ها مطرح می کنند، جلوگیری کند. مضاف بر اینکه به ادعاهای خود مجاهدین جمهوری اسلامی از به کارزار کشاندن عاطفی خانواده ها برای متلاشی کردن قرارگاه اشرف در طی سال های اخیر چندان توفیقی کسب نکرده و به قول شما تیرش به سنگ خورده است. هر چند این ادعا تلویحا به این معنا نیز هست که اهرم های بازدارنده و فرقه ای سران اشرف در مقایسه با مکانیزم های عاطفی و مادر و فرزندی به مراتب موثرتر و کارآمدتر بوده است. با چنین ادعای مفروض شده ای نگرانی مجاهدین را از چه عواقبی باید پیش بینی کرد.

    4- این اتفاق در شرایطی صورت می گیرد که مجاهدین به خصوص طی ماه های بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بی وقفه بر ایجاد پل ارتباطی میان اشرف و عنصر اجتماعی در ایران تاکید می کنند. به گونه ای که در راستای ملحق کردن خود به عنصر اجتماعی حتی تا پای اعلام آمادگی برای بازگشت به ایران پیش رفتند. طبیعی است در چنین شرایطی تعامل و ارتباط سران قرارگاه اشرف با خانواده ها می تواند در پیشبرد بخشی از این هدف موثر و مفید باشد، با این حال سران قرارگاه اشرف از انجام چنین تعاملاتی که بر اساس دیدگاه ها و نقطه نظرات شخص رجوی بیشترین انتفاع و سود آن به جیب مجاهدین خواهد رفت، جلوگیری می کنند. اما بر خلاف چنین نظرگاه واقعیت گریزانه ای، اما سران قرارگاه می دانند این ملاقات ها تا چه اندازه در سرنوشت آتی قرارگاه اشرف و ساکنین آن موثر و تعیین کننده است، به همین دلیل ترجیح می دهند هزینه های ناشی از ممانعت از این ملاقات ها را در مقایسه با تبعات جبران ناپذیر این ملاقات ها با جان و دل بخرند.

    5- ممانعت سران مجاهدین از این ملاقات ها اگر چه در طی سال های بعد از سقوط صدام به تناوب و بعضا در مقاطعی به مثابه یک دستورالعمل تشکیلاتی در دستور کار سران قرارگاه بوده، اما از این نکته نباید غافل شد که به موازات رخدادها و اتفاقات و موضوع گیری های رجوی به خصوص در جریان اتفاقات بعد از ریاست جمهوری و عقب نشینی های استراتژیک او، احتمال ریزش های درون تشکیلاتی را نسبت به گذشته تشدید نموده و سران مجاهدین و قرارگاه اشرف می دانند چنین ملاقات هایی تا چه اندازه می تواند به شفاف سازی و واقع بینی ساکنین اشرف کمک کند. وقتی رجوی به هر دلیل می پذیرد که می خواهد به ایران بازگردد، به طور طبیعی باید از اینکه ساکنین اشرف زودتر از او و با انگیزه تر از او به سوی ایران برگردند، متقاعد و مجاب شده باشد.

    6- از همه اینها گذشته نفس این خبر حکایت از آن دارد بر خلاف ادعای مجاهدین مبنی تفویض کنترل اشرف از نیروهای عراقی به آمریکایی کماکان کنترل و اتوریته قرارگاه اشرف به دست خود مجاهدین است و ادعاهای مجاهدین در این خصوص صرفا هیاهو و جوسازی است.

    --------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7177

    درخواست عاجل کمک از خانم وجدان میخائیل سالم وزیر حقوق بشر عراق

    از طرف هشت خانواده گروگانهای رجوی در کمپ عراق جدید (اشرف)

    .

    ... ما به اینجا آمده ایم چون معتقد هستیم که دولت منتخب عراق نهایتا این اختیار را دارد که کنترل این کمپ و مسئولیت افراد مستقر در آن را بر عهده بگیرد. ما به اینجا آمده ایم چون معتقدی دولت منتخب عراق می تواند کمک کار ما باشد. و چرا نباید چنین اعتقادی داشته باشیم ...

    هشت نفر از خانواده های گروگنهای رجوی، درب ورودی کمپ عراق جدید (اشرف)، عراق، چهارم نوامبر 2009
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7175

    خانم سالم

    ما راه زیادی را برای دیدار با خانواده خود طی کرده ایم. برخی از ما دختران، پسران و همسران خود را بیش از بیست سال است که ندیده ایم. اکنون که به اینجا رسیده ایم متوجه شده ایم که از ملاقات با اعضای خانواده خود منع گردیده ایم و رهبران سازمان تروریستی مجاهدین خلق مانع این دیدار می گردند.

    خانم سالم چه کسی در اینجا مسئول وقایعی است که در این کشور اتفاق می افتد؟

    ما به اینجا آمده ایم چون معتقد هستیم که دولت منتخب عراق نهایتا این اختیار را دارد که کنترل این کمپ و مسئولیت افراد مستقر در آن را بر عهده بگیرد. ما به اینجا آمده ایم چون معتقدی دولت منتخب عراق می تواند کمک کار ما باشد. و چرا نباید چنین اعتقادی داشته باشیم.

    ما از تمامی حمایتها و امکاناتی که مقامات عراقی در پست بازرسی کمپ عراق جدید (اشرف) در اختیار ما گذاشته اند کمال تشکر را داریم . البته نام جدید "عراق جدید" طبعا این مسئله را برای ما تداعی کرده است که اکنون این دولت عراق است که کنترل کمپ را بر عهده داشته و مسئولیت آن را پذیرفته است.

    متاسفانه ما متوجه شده ایم که حداقل در این مورد خاص، هنوز این فرقه تروریستی مجاهدین خلق است که حرف آخر را در کشور شما می زند چرا که این دستور رهبران این فرقه است که مانع ملاقات ما با جگر گوشه هایمان می گردد. جگر گوشه هایی که این چنین راهی را برای دیدارشان پشت سر گذاشته ایم. جگر گوشه گانی که این قدر انتظار ملاقاتشان را کشیده ایم. براستی ما هشت نفر چه خطرو تهدیدی برای کسی می توانیم داشته باشیم؟

    وقتی افراد خانواده ما این چنین به گروگان گرفته شده اند طبعا ما جناب عالی را بعنوان وزیر حقوق بشر عراق مسئول می شناسیم. هیچ کس نمی تواند مدعی شود که این افراد در محیطی آزاد انتخابی آزاد کرده باشند که با ما ملاقات نکنند. این افراد در محیطی کاملا بسته و کنترل شده تحت شنیع ترین روش های غیر انسانی مجبور شده اند تا هر گونه احساس و رابطه عاطفی طبیعی انسانی را رد و نفی کنند. شما خود بهتر میدانید که سازمان مجاهدین خلق قبل از هر چیز یک فرقه است و بعنوان یک فرقه با تمام قوا حقوق انسانی اعضایش را نقض می کند.

    اگر این افراد واقعا آزاد هستند چرا رهبران فرقه رجوی حاضر نیستند به این افراد اجازه دهند تا قدم از درب پادگان عراق جدید (اشرف) بیرون گذاشته و با ما، خانواده خود، رو در رو گردند؟ طبعا کسی جلوی آنها را نگرفته تا پس از ملاقاتی کوتاه و بدون هیچ مزاحمتی آزادانه به پادگان عراق جدید (قرارگاه اشرف سابق) برگردند.

    ما هشت نفر از اعضای خانواده های ایرانیانی که اینجا به انتظار ملاقات خانواده های خود نشسته ایم منتظر جواب جنابعالی هستیم. ما خود را میهمانان موقت کشور شما میدانیم.

    اگر چه اکثر ما سالخورده و خسته و ضعیف هستیم ولی بخاطر عدم رسیدگی های لازم مجبور به اعتصاب غذا شده ایم. شما میدانید که وضعیت جسمی ما اجازه ادامه طولانی این وضع را نمی دهد. ولی ما هنوز امیدواریم. امیدواریم که شما با اشراف به قوت احساسات خانوادگی ما و با اشراف به عجز ما در مقابله با این فرقه تروریستی که ما را در این سن و سال وادار به اعتصاب غذا کرده است، از طرف ما خانواده ها دخالت کرده و جوابی محبت آمیز و شایسته برای کمک به ما و دیگران پیدا کنید.

    --------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7173

    گزارش ایران اینترلیک از قرارگاه "عراق جدید" (اشرف)

    خانواده ها در اعتراض به حمایت امریکا از گروه تروریستی که فرزندانشان را به گروگان گرفته است اعتصاب غذا کرده اند

    ارتش امریکا برای جلوگیری از نجات گروگانهای فرقه ترورستی توسط خانواده هایشان ایستگاه چک و بازرسی برقرار نموده است

    .

    ... خانواده ها از روز دوم نوامبر در اعتراض به مسدود شدن راهشان برای ملاقات با خانواده ها دست به اعتصاب غذا زده اند. آنها از دولت عراق می خواهند که بعنوان تنها مرجع مسئول در کشور مسئولیت این مسئله را بر عهده گرفته و راه را برای رهایی فرزندانشان باز کند...

    ایران اینترلینک، خالص، عراق، چهارم نوامبر 2009
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7172

    چهارم نوامبر - هشت تن از خانواده هایی که این هفته برای یافتن و ملاقات با افراد خانواده خود از ایران به عراق سفر کرده اند چند روزی است در جلوی درب قرارگاه "عراق جدید" متوقف شده اند. بنظر می رسد که بار دیگر سربازان امریکایی در حمایت از رهبران سازمان تروریستی مجاهدین وارد عمل شده و جلوی ملاقات خانواده ها با افراد را می گیرند.

    بنظر می رسد که کوشش های چند روز اخیر دولت عراق، نمایندگان سازمان ملل متحد و صلیب سرخ جهانی جهت تسهیل این ملاقات ها با دخالت امریکایی ها بی نتیجه مانده و مسدود گردیده است.

    اگر چه پلیس عراق توانسته است اخیرا با برقرار کردن ایستگاه در داخل کمپ "عراق جدید" نظم و قانون را در راستای تضمین سلامت افراد مستقر در این محل بر قرار نمایند ولی سربازان امریکایی با برقرار نمودن ایستگاهی مجزا در داخل کمپ و با دخالت در امور اداری از امکان اجرای درست وظایف توسط نیروهای پلیس عراق جلوگیری می کنند.

    خانواده هایی که اکنون در ایستگاه اول پست و بازرسی عراق مستقر شده اند ارتباطاتشان با کمپ تنها از طریق افسر رابط عراقی می باشد و بنظر می رسد که ارتش امریکا در مقابل خواسته خانواده ها مقاومت کرده و عملا خواستار این هستند که عراق و خانواده ها باید رضایت سران مجاهدین را برای ملاقات با فرزندانشان جلب کنند. قابل توجه است که سازمان مجاهدین خلقی که امریکا خواستار اجازه آنها شده است نه تنها در عراق گروهی تروریستی محسوب می گردد که در خود امریکا نیز از سال 1997 در لیست گروه های تروریستی بوده است!! (طبق قانون خود آمریکایی ها برقراری ارتباط با یک گروه تروریستی جرم محسوب می گردد ولی اکنون از خانواده ها می خواهند که از تروریست ها اجازه بگیرند!!)

    خانواده ها که اکنون در خانه های پیش ساخته موقتی ارتش عراق (پست اول ورودی) مستقر هستند با تشکر از ارتش عراق بخاطر در اختیار گذاشتن امکانات استقراری و حفظ امنیت آنها در این ایستگاه موقت همچنین از سعی و کوشش دولت عراق برای حل این مسئله حقوق بشری نهایت امتنان را دارند. امروز بیش از چهار روز است که این خانواده ها در شرایط نه چندان مطلوب در پست بازرسی ارتش عراق مستقر می باشند

    خانواده ها از روز دوم نوامبر در اعتراض به مسدود شدن راهشان برای ملاقات با خانواده ها دست به اعتصاب غذا زده اند. آنها از دولت عراق می خواهند که بعنوان تنها مرجع مسئول در کشور مسئولیت این مسئله را بر عهده گرفته و راه را برای رهایی فرزندانشان باز کند.

    حرکت دولت عراق برای انحلال کمپ تروریستی و آزاد سازی گروگانهای داخل آن با مقاومت شدید لابی اسرائیل و نو محافظه کاران که خواستار بازگشت بقایای حکومت صدام حسین به عراق هستند مواجه گردیده است. سازمان مجاهدین خلق بعنوان ابزاری در این رابطه مورد استفاده قرار گرفته و کمپ اشرف نیز بعد از تسخیر عراق توسط امریکایی ها در سال 2003 بعنوان مرکزی برای فعالیت های بقایای رژیم صدام حسین مورد استفاده قرار می گرفت. این کمپ با دستور مستقیم پنتاگون تحت حفاظت ارتش امریکا قرار گرفت تا زمانی که ارتش امریکا در سال 2008 دست به عقب نشینی زد. با این وجود امریکایی ها یک واحد خود را در جهت تضمین حمایت خود از این مرکز تروریستی و جلوگیری از انحلال آن توسط دولت جدید عراق در این کمپ باقی گذاشته اند.

    رهبران سازمان تروریستی مجاهدین خلق با حمایت کامل نیروهای ارتش آمریکا که در کمپ مستقر هستند مانع ملاقات افراد داخل کمپ با خانواده های خود می گردند. آنها می گویند که خانواده ها "ماموران سرویس های مخفی ایران" هستند و حتی از انتقال نامه های خانواده ها به فرزندانشان خود داری می کنند.

    نام و مشخصات خانواده های اعتصابی در پست اول ورودی کمپ "عراق جدید" (سابقا اشرف) به شرح زیر است:

    یک- آقای جهانشیر ساسانی: بدنبال فرزندش آقای محمد علی ساسانی آمده. محمد علی که از اسیران جنگ صدام علیه ایرانیان است بر خلاف تمامی قوانین جنگی توسط صدام حسین به رجوی و سازمان تروریستی اش هدیه شده و اکنون بیست و یک سال است که در عراق زندانی است

    دو- آقای رضا نوروزی: بدنبال فرزندش آقای عبدالمجید نوروزی آمده. عبدالمجید نیز از اسیران جنگ صدام علیه ایرانیان است بر خلاف تمامی قوانین جنگی توسط صدام حسین به رجوی و سازمان تروریستی اش هدیه شده و اکنون بیست و دو سال است که در عراق زندانی است.

    سه- آقای اکبر مرادی ریزی: بدنبال برادرش آقای حسین مرادی ریزی آمده. حسین قریب سی سال است که گروگان دستگاه فرقه رجوی است.

    چهار- خانم نسرین لطفی زاده: بدنبال دخترش خانم سوسن بنی هاشمی آمده است. سوسن بنی هاشمی حدود بیست و یک سال است که گروگان دستگاه فرقه رجوی است.

    پنج- خانم پروین صابری: بدنبال برادرش آقای عقیل صابری آمده است. عقل حدود شانزده سال است که گروگان دستگاه فرقه رجوی است.

    شش- خانم گیتی زرتشت نیا: بدنبال پسرش آقای روزبه عطایی (نام مستعار علی مهدوی) آمده است. روزبه حدود ده سال است که گروگان دستگاه فرقه رجوی است

    هفت- خانم معصومه محبی: بدنبال شوهرش آقای ارزیل دیاله و پسرانش آقایان محسن و پیمان دیاله آمده است. ارزیل، پیمان و محسن حدود هفت سال است که گروگان دستگاه فرقه رجوی هستند.

    هشت- (...)

    لینک به مجموعه عکس ها:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7173

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7115

    جابجایی اسیران اشرف وارد مرحله اجرایی گردیده است

    جمع شدن پایگاه گروه تروریستی رجوی درعراق به سرانجام خود نزدیک می شود

    .

    ... اکنون پایگاهی درجنوب عراق برای نگاهداری موقت این اسیران مجهزوآماده گردیده است و مسئولان عراقی درتلاش هستند تا با همکاری نزدیک با سازمانهایی چون صلیب سرخ وکمیساریای سازمان ملل درامور پناهندگان و سازمانهای مدافع حقوق بشراین انتقال درکمال آرامش صورت گیرد_ ودرکنار این تحولات دولت عراق به خانواده اسیران قول داده است ...

    الف مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و سوم اکتبر 2009
    http://www.banafsheh707.blogfa.com/

    بنابرشواهد وقرائن موجود دوهفته پس از آزادی 36 اسیرفرقه رجوی دولت عراق برآنست تا مرحله آخر درمورد تعین تکلیف نهایی وجمع نمودن اسارتگاه اشرف را وارد مرحله اجرایی نماید _ بنابرتصمیمات قبلی اعلام شده دولت عراق افراد مستقردراین پایگاه به محل دیگری منتقل خواهند شد و 50 نفراز مسئولین طراز اول موجود درصحنه تحت پیگرد قانونی قرارخواهند گرفت _ هم اکنون پایگاهی درجنوب عراق برای نگاهداری موقت این اسیران مجهزوآماده گردیده است و مسئولان عراقی درتلاش هستند تا با همکاری نزدیک با سازمانهایی چون صلیب سرخ وکمیساریای سازمان ملل درامور پناهندگان و سازمانهای مدافع حقوق بشراین انتقال درکمال آرامش صورت گیرد_ ودرکنار این تحولات دولت عراق به خانواده اسیران قول داده است که آنها درآینده نزدیک موفق خواهند شد درمیحطی آزاد ودرمکانی تازه موفق به دیدار اعضای خانواده خود گردند _ تمامی این تحولات نشان می دهد که اسارتگاه تروریستی عراق جدید ( اشرف) حداکثرظرف دوماه آینده کاملا برچیده خواهد گردید.

    ایجا آخر خط است وزمان حسابرسی برسی و گشوده شدن پرونده سی سال خیانت وجنایت سران گروه تروریستی رجوی

    ............... .

    پس از شادی های کودکانه و جشن های خنده دار پیروزی ! هم اکنون سران گروه تروریستی رجوی به سراسمیگی وسردرگمی شگفتی دچارگردیده اند زیرا در آخرین مرحله عقب نشینی وتسلیم دربرابر تصمیمات دولت عراق قراردارند _ شروع دوباره التماس وزاری وگریه وروضه خوانی های تبلیغی این گروه نشان می دهد که آخرین خشت های بجا مانده ازویرانی کامل وفروپاشی این گروه تروریستی بر سرسرکردگان این فرقه فروخواهد ریخت و درنتیجه افرادی که 24 سال دراین قلعه فراموش شده درسخت ترین شرایط اسارت ذهنی _ فیزیکی _ احساسی قرارداشته اند بزودی آزاد شده وبه جامعه آزاد و آغوش گرم خانواده های خود باز خواهند گشت ..

    قفل این قلعه اسارت درروزهای 28و29 جولای شکست و رهایی این 36 اسیر به مدت 70 روز از چنگال تشکیلات فرقه رجوی وآزادی آنها درواقع پیام آزادی همه اسیران راباخودبه همراه داشت _ .

    جشن بزرگ واقعی درراه است _ جشنی که درآن همه ایرانیان آگاه وآزاده وخانواده قربانیان ترور شاهد دستگیری وبه محاکمه کشیدن سران فراری این گروه متعفن تروریستی باشند .

    آزادی 36 اسیر و رازورمز های نهفته دراین رهایی .

    دستگیری وآزادی 36 نفرازاسیران گروه تروریستی رجوی پس ازگذشت 70 روز گرچه باعث شادمانی وجشن دراردوی تروریست ها گردید ولی چنین اقدام لازم وضروری ازجانب دولت عراق بی شک نتایح وپیامهای مهمی با خود دربرداشت که مهم ترین آنها عبارتند از...

    یکم _ استقرارواستحکام مواضع پلیس ونیروهای عراقی دراین پایگاه که نشان از عزم دولت عراق برای اعمال حاکمیت بی چون وچرا براین تکه خود مختار از خاک خود می باشد.

    سران گروه تروریستی رجوی همانند همیشه باذهنیت مالیخولیایی وتوهم زای خود تصور می کردند می توانند با خونین کردن صحنه توسط تعدادی اسیر انتحاری و قمه زنی وایجاد درگیری وخونریزی مانع این عمل قانونی دولت عراق گردند _ ولی نیروهای امنیتی عراق با استفاده از کم ترین هزینه ممکن توانستند یک گام سازنده ومهم دراین راه برداشته و این پایگاه تروریستی خود مختار را تحت حاکمیت قانون درآورند _ طبیعی است که تمامی که تلاش های تبلیغی این گروه برای مظلوم نمایی وتحت تاثیرقرارادادن وفریب افکارعمومی با دروغ پراکنی و اخبار نادرست باشکست کامل مواجه گردید _ وآنها پس از این همه گریه وزاری ودست بدامنی از امریکا باخفت وخواری به تصمیم دولت عراق تن درداده واز خواست های غیرعملی خود کاملا عقب نشینی نمودند.

    دوم _ شکست طرح قربانی نمودن این اسیران جهت فعالیت های تبلیغی

    سران فرقه رجوی به این اسیران دستور تشکیلاتی داده بود که تا می توانند اعتصاب غذا کنند و وبراین امرمصصم بود که دست کم تعدادی از این اسیران را دراین راه قربانی نماید _ ولی آنگونه که ازمیزان قابل توجه سلامتی این اسیران پس از آزادی مشخص شد این افراد ازاین دستور تشکیلاتی سرباززدند _ گرچه سران دروغگو وشیاد رجوی سعی کردند دریک نمایش مفتضحانه با خواباندن و اتصال سرم بصورتی نمایشی ودروغین چنین تبلیغ نمایند که اینها طی این مدت درحالت اعتصاب غذا به سر می برده اند ! _ فیلم های ارسالی این گروه شیاد ودروغزن از مراسم جشن آزادی این اسیران نشان می دهد که این افراد نه تنها دراین مدت درحال اعتصاب غذا نبوده اند بلکه درمحلی امن وراحت مشغول زندگی گذران زندگی عادی خود مشغول بوده اند _ شعرخوانی یکی از این اسیران درحال وهوایی سرشاراز تندرستی بذله گویی ادعا های نادرست این گروه رابرملا می سازد .

    سوم _ به شکست کشاندن کامل حربه اعتصاب غذا وبیرون آمدن این دست آویز از دست سران این فرقه .

    ازشش ماه پیش که دولت عراق جمع کردن این اسارتگاه را دردستور کاری وعملی خود قرارداده بود سرکردگان این فرقه دولت دولت عراق را تهدید می کردند که درصورت اجرایی شدن این تصمیم اسیران را وادار به اعتصاب غذا تامرگ ! خواهند نمود _ و لذا با استقرار پلیس عراق این تصمیم خود رابگونه ای نمایشی به اجرا گذاشتند _ نویسنده این سطور همان موقع اشاره نمودم که این یک حرکت ظاهری ونمایشی است وبه دور از واقعیت می باشد زیرا خود سوزی های تشکیلاتی سال 2003 درذهنیت افکار عمومی جهان بعنوان یک حرکت تشکیلاتی تروریستی جهت باج خواهی بی نتیجه ثبت شده است وبنابراین دست سران این گروه با توجه به این رخداد مشمئز کننده وضدانسانی بسته است و دست کم دراین مرحله قادر نیستند این افراد را قربانی نماید.

    دولت عراق اما دریک اقدام هوشمندانه این افراد را هفتاد روز نگاه داشت تا هرچه روشن تر نمایشی ودرغین بودن این اعتصاب غذا را به آگاهی عموم برساند _ دریک اعتصاب غذای غیرنمایشی بنابرشواهد ودلایل علمی حال اعتصاب کنندگان از روز چهلم به بعد رو به وخامت می گذارد و هرچه به روز پنجاهم نزدیک تر می شوند به سوی حالت غیرقابل برگشت خواهند رفت _ حال چگونه ممکن است کسانی پیداشوندکه رکورد علمی وآمار موجود راشکسته وتا هفتاد روز اعتصاب غذای خودرا ادامه دهند ! تنها کمدی خنده داری است که حتی تصور نمی رود اسیران ناآگاه واز جهان دور نگاه داشته مستقر دراشرف آنرا باورکنند _ بنابراین بااین اقدام دولت عراق یک با برای همیشه حربه استفاده از تهدید به اعتصاب غذا ازدسترس تبلیغاتی این گروه تروریستی خارج گردید ودیگر سران این گروه قادر نیستند چنین نمایش مسخره ای را دوباره به صحنه آورند ..

    چهارم _ شکست سران گروه تروریستی درطرح تحت تاثیرقراردادن افکارعمومی بخاطر بی اعتنایی وعدم پشتیبانی از درخواست های غیرحقوقی وغیرقانونی و غیرعملی این فرقه.

    پس از استقرار پلیس عراق دراسارتگاه اشرف دعا وناله وزاری ونفرین نامه ها و اعلامیه های تبلیغی این گروه بگونه ای گسترده دراین وآنجا پخش گردید _ جامعه ایرانیان برون مرز باشناخت کاملی که از دغل کاری ها وشیادیهای سران این گروه وقعی ننهاد و مهم ترین روی سخن این تبلیغات یعنی دولت امریکا هم رسما اعلام نمود کلیه تصمیم گیری ها درمورد این پایگاه بعهده دولت عراق است _ سازمانها حقوق بشری هم تنها نگرانی خود را از اخراج این افراد به کشورهایی که جان آنها راباخطر مواجه نمایند ابراز نمودند _ دولت های اروپایی هم بر اعمال حاکمیت دولت عراق پای فشردند ودرنتیجه سران این فرقه که قبلا ادعا های ابلهانه ای را مبنی بر به جنبش درآمدن افکارعمومی را تبلیغ می کردند دست از پای فشاری بی سرانجام احمقانه برداشتن و با خاری وذلت پذبرفتند که طرف حساب آنها فقط دولت عراق است وباید برای سرانجامی خوش ومسالمت آمیز جهت حل این معضل بادولت عراق وارد گفتگو شده وبه قوانین آن کشور تصمیمات دولت آن احترام بگذارند .

    پنچم _ آزادی این 36 نفر را باید پیش زمینه اقدام برای آزادی کل اسیران به حساب آورد ..

    دولت عراق این 36 نفر را آزاد نمود و طبعا جای خرسندی دارد ولی یادمان باشد آزادی درچهارچوب یک قرارگاه محاصره شده تروریستی آزادی نیست بلکه نوعی تغییر زندان به حساب می آید _ هم اکنون این پایگاه بگونه ای کامل دراختیار دولت عراق است و این دولت سعی می کند دریک روند قانونی مسالمت آمیز افراد بدنه این فرقه راازسران آن جدا کرده وبه مکانی دیگر درجنوب عراق منتقل نماید _ که درچنین صورتی بی تردید سران موجود این گروه که دستانشان به خون ده ها هزارایرانی وعراقی آلوده است تحت پیگرد قرار خواهند گرفت _ جدایی افراد بدند از سران راه رابرای آزادی تمامی این اسیران خواهد گشود _ بنابراین آزادی این 36 نفر درحقیقت پیام آور رها شدن چند هزار هم میهن اسیر ما از چنگال گشتاپوی فرقه تروریستی رجوی خواهد گشت ..

    سحررهایی نزدیک است_ دراین زمان برای شدت بخشیدن به اخرین مرحله فروپاشی این گروه تروریستی باید خانواده اسیران تلاش های خودرا چندبرابر نمایند وبا ارتباط با کانالهای دولت عراق وسازمانهای بین المللی زمان آزادی بی تردید این اسیران را هرچه باید نزدیک تر نمایند ...

    جابجایی اسیران برابراست با فروپاشی کامل تشکیلات ضدانسانی رجوی و برهم خوردن تشکیلات راه رابرای تحت تعقیب قراردادن سران فراری این گروه درعراق وفرانسه واردن هموار خواهد نمود.

    به امید آزادی همه هم میهنان اسیرمان در عراق وبرگزاری جشنی واقعی برای رهایی ۀنها

    به امید دستگیری سران خائن وفراری این گروه ومحاکمه آنها دردادگاه بین المللی رسیدگی به جنایت سازمان یافته علیه بشریت وبه امید ریشه کن شدن ترور وتروریسم وبنیادگرایی در همه جهان.

    الف .مینو سپهر پژوهشگر وتلاشگرحقوق بشر وزنان 2009 / 10 / 23

    Home

     

     


    Date: 2009-11-08
    (C) 2006