شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • بیانیه شماره 3 ینیاد خانواده سحر (بغداد)

    بیانیه شماره 3 ینیاد خانواده سحر (بغداد)

    .

    ... در خصوص بحث های سیاسی آقای بهزاد صفاری لازم است گفته شود که از آنجا که ما و وکلایمان سیاسی نیستیم و هیچگونه دعوای سیاسی و اعتقادی هم با سازمان نداریم مطالبی از قبیل اینکه رژیم توطئه کرد و آمریکا و اروپا سازمان را تروریست شناختند و رژیم توطئه کرد و آمریکا و انگلستان اشرف را بمباران کردند و رژیم توطئه کرد و فرانسه مریم رجوی را در پاریس به اتهام اقدامات تروریستی و کلاهبرداری دستگیر و بازداشت نمود و رژیم توطئه کرد و حکومت عراق حکم اخراج سازمان مجاهدین خلق از این کشور را صادر کرد و رژیم توطته کرد و خانواده ها خواهان دیدار با عزیزان گرفتارشان در اشرف شدند و رژیم توطته کرد و . . . را نمیفهمیم. اما ارائه مدارک و شواهد حقوقی و ادله و اسناد کتبی و ذکر تاریخ و محل وقوع وقایع و نام شاهدان عینی را متوجه میشویم ...

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، سیزدهم آوریل 2008
    http://www.saharngo.com/index.html

    بیانیه شماره یک بنیاد سحر (عراق)
    بیانیه شماره دو هیئت مدیره بنیاد خانواده سحر

    هیئت مدیره بنیاد خانواده سحر
    بغداد 13 آوریل 2008

    آقای تیمور ختار، پدر زنده یاد سهیل


    زنده یاد سهیل ختار، نفر وسط

    شبکه ماهواره ای سازمان مجاهدین خلق در برنامه "پرونده" به موضوع دادخواهی خانواده ختار در خصوص کشته شدن فرزندشان زنده یاد سهیل ختار توسط سازمان مجاهدین خلق پرداخته است که البته در این برنامه از هر دری سخن گفته شده ولی به هیچ وجه صحبتی از چزئیات نحوه کشته شدن سهیل در سازمان مجاهدین خلق که اصلی ترین موضوع است به میان نیامده است.

    در این برنامه مجری مربوطه عنوان میکند که: "بلافاصله بعد از پایان جنگ اسامی مجاهدین قهرمانی که زیر بمباران ناشی از زد و بند رژیم و یا تهاجمات گسترده ایادی و عوامل وزارت اطلاعات و سپاه قدس که در آن موقعیت از مرزها وارد شده بودند به شهادت رسیدند در نشریه شماره 623 در بهار 82 چاپ شد".

    سازمان مجاهدین خلق در این برنامه تلویحا علت کشته شدن سهیل ختار را بمباران های نیروهای آمریکایی ذکر میکند و البته در عین حال پای رژیم و سپاه قدس و ورود آنها به خاک عراق را هم وسط میکشد و بالاخره معلوم نمیشود قضیه از چه قرار بوده است و نهایتا چه کسی سهیل را کشته است!؟

    خانواده ختار در مراجعات مختلف به قرارگاه اشرف داستانهای متفاوتی شنیده اند. یک بار به آنها گفته شد که سهیل توسط نیروهای رژیم کشته شده است. بار دیگر گفته شد که شلیک ناخواسته هنگام تنظیف سلاح صورت گرفته است که آخرین بار نیز از جانب آقایان اسدالله مثنی و فرهاد الفت (منوچهر) روی همین موضوع تأکید شده است. یک بار هم در گذشته از خودکشی او صحبت به میان آمده است. اما در پرونده حقوقی سهیل در دستگاه قضایی عراق استشهاد سه نفر از جمله آقای کیوان رادبین که در کانادا مستقر است موجود می باشد که بیان شده در خلال جنگ دوم خلیج فارس در مقر سپاه (فیلق) دوم ارتش صدام حسین در شهر مقدادیه در استان بعقوبه که نفرات سازمان مستقر بودند صدای شلیک سه گلوله پیاپی شنیده شد و سپس جسد سهیل را بردند و پزشک قرارگاه جای سه گلوله بر روی بدن و پای جسد را گزارش نمود. شهود بسیاری شهادت داده اند که سهیل خواهان جدایی بوده است.

    بحث هایی از قبیل اینکه رژیم از یک شهید هم صرف نظر نمیکند برای پرونده مفتوحه حقوقی در دادگاه دردی را دوا نمیکند. ادله و شواهد آنقدر واضح و روشن است که جای هیچگونه انکاری را باقی نمیگذارد. حرف درست اینست که گفته شود سازمان از خونی که خود به ناحق ریخته است هم صرف نظر نمیکند و میخواهد از آنهم استفاده تبلیغاتی به نفع خود نماید. حرفهای نخ نمای توطئه علیه اشرف و بکارگیری خانواده علیه خانواده و در بن بست بودن رژیم و ساخت سلاح هسته ای و خطر سرنگونی و تهدیدات سپاه قدس و انفجار پمپ آب و غیره دیگر کهنه و تکراری شده است. وقتی پای دادگاه و دستگاه قضایی به میان می آید باید جواب مشخص محکمه پسند ارائه شود. پدر و مادر سهیل ختار اساسا کاری با بحث های سیاسی ندارند. آنها فقط یک جواب روشن در خصوص نحوه کشته شدن فرزندشان میخواهند که بعد از گذشت بیش از 4 سال هنوز هیچ جوابی دریافت نکرده اند و مجبور شده اند به محاکم عراقی مراجعه کنند.

    آقای بهزاد صفاری که ظاهرا مسائل حقوقی قرارگاه اشرف را دنبال میکند در این برنامه ادعا می نماید که کشته شدن سهیل ختار جنایت رژیم بوده است. آیا وی حاضر است به بغداد آمده و بیانات خود را با ارائه ادله و جزئیات کافی در ارگان های ذی ربط به ثبت برساند تا مسئله هر چه زودتر برای ما و دیگران روشن شده و ابهامات از روی سازمان برطرف گردد؟ ما و وکلایمان خیلی مایل هستیم بدانیم که دقیقا به چه صورت رژیم در کشته شدن وی نقش داشته است. همچنین آیا آقای قربانعلی (فرشاد) پورنمازی اجازه خواهد داشت به بغداد آمده و استشهاد بیان شده خود در برنامه مربوطه را به ثبت برساند و با ذکر جزئیات مربوطه، ضمیمه پرونده سهیل ختار در دستگاه قضایی عراق نماید و به سؤالات در این زمینه پاسخ دهد؟ چون این پرونده تنها شامل شهادت شاهدان عینی که عنوان مینمایند سهیل ختار همچون بسیاری دیگر به دلیل اعلام نارضایتی و درخواست جدایی توسط سازمان کشته شده بسته شده است.

    در خصوص بحث های سیاسی آقای بهزاد صفاری لازم است گفته شود که از آنجا که ما و وکلایمان سیاسی نیستیم و هیچگونه دعوای سیاسی و اعتقادی هم با سازمان نداریم مطالبی از قبیل اینکه رژیم توطئه کرد و آمریکا و اروپا سازمان را تروریست شناختند و رژیم توطئه کرد و آمریکا و انگلستان اشرف را بمباران کردند و رژیم توطئه کرد و فرانسه مریم رجوی را در پاریس به اتهام اقدامات تروریستی و کلاهبرداری دستگیر و بازداشت نمود و رژیم توطئه کرد و حکومت عراق حکم اخراج سازمان مجاهدین خلق از این کشور را صادر کرد و رژیم توطته کرد و خانواده ها خواهان دیدار با عزیزان گرفتارشان در اشرف شدند و رژیم توطته کرد و . . . را نمیفهمیم. اما ارائه مدارک و شواهد حقوقی و ادله و اسناد کتبی و ذکر تاریخ و محل وقوع وقایع و نام شاهدان عینی را متوجه میشویم.

    در این برنامه همچنین عنوان شده است که در سال 82 آنچه که در جریان بمباران اشرف گذشته بود به عمه سهیل توضیح داده شده و بعدا برای پدر و مادر وی نیز شرح داده شده است. آیا مایل هستید آن توضیحات را یکبار و برای همیشه جهت ثبت در تاریخ و در محاکم عراق، با ذکر جزئیات و مکان و زمان و اسامی نفراتی که شاهد قضیه بودند در برنامه خود بیان نمائید؟ همچنین آیا سازمان تمایل دارد توضیحات داده شده به مقام وزارت کشور مراجعه کننده به قرارگاه اشرف را هم جهت اطلاع عموم پخش کند؟

    اشاره میشود که پدر و مادر سهیل تحت تأثیر دروغ های وزارت اطلاعات هستند. حرف راست بدون حاشیه و طفره رفتن از زبان سازمان چیست؟ در جریان کشته شدن سهیل ختار رژیم به عنوان جلاد معرفی شده است. خواهش میشود در این خصوص توضیح مفصل داده شود. آیا کسی از تمامی نفرات سازمان شاهد کشته شدن او بر اثر بمباران نیروهای آمریکایی و انگلیسی و یا نفوذ و تهاجم سپاه قدس (که هنوز معلوم نیست کدام درست است) بوده است؟ محل و تاریخ و نحوه حادثه چگونه بوده است؟ آیا عکسی از جسد یا مراسم تدفین قابل ارائه می باشد؟

    مجددا تکرار شده است که رژیم نفراتی را از انگلستان و نروژ و کانادا و ایران جهت توطئه علیه قرارگاه اشرف وارد عراق کرده است. ما هم باز می پرسیم که چگونه این افراد با دستور رژیم محل امن خود را رها کرده و خطرات ناشی از سفر به عراق و عزیمت به قرارگاه اشرف بدون همراه را قبول کرده اند ولی نفرات شما در حصارهای قرارگاه اشرف که روزمره تحت فشارهای روانی نشست های عملیات جاری هستند آزادانه و مختارانه جلوی دوربین صحبت میکنند؟ چطور اقدام خانواده ها برای دیدار عزیزانشان با دستور وزارت اطلاعات صورت گرفته است ولی فحاشی های این عزیزان در برابر خانواده های غم دیده خود و یا نامه هایی که از قول سهیل در برنامه مربوطه خوانده میشوند آزادانه و مختارانه بوده اند؟

    و اما در خصوص کلاهبرداری 60 میلیون تومانی آقای بهزاد صفاری از پدر و مادرشان در اصفهان که خود وی به آن اشاره کرده است باید پرسید که آیا آقای بهزاد صفاری به صراحت تماس با خانواده و درخواست پول به بهانه جدا شدن از سازمان و گرفتاری در عراق و قصد خروج از این کشور را تکذیب میکند؟ لازم به ذکر است که این پرونده از نظر بین المللی هم در حال رسیدگی و بررسی است و رد پول از کانادا به نروژ و انگلستان دنبال شده و نقش سازمان در آن و تشویقی که آقای بهزاد صفاری از بابت این کلاهبرداری در قرارگاه اشرف دریافت نمود ثبت گردیده است. آقای صفاری عنوان میکند که مبلغ مربوطه پول قابل ملاحظه ای نبوده است. اولا البته که برای سازمان با مخارج هنگفتی که دارد این پول ها حساب نمی آید ولی برای یک خانواده متوسط در اصفهان پول قابل ملاحظه ایست. ثانیا مشکل دکتر صفاری و خانم صفاری یعنی پدر و مادر بهزاد اصلا پول نیست و حاضر هستند سر و جان را فدای فرزند خود کنند. ناراحتی آنان صرفا بخاطر اینست که فرزند بغایت صادقشان تحت تأثیر القائات فرقه ای به اعتماد بی شائبه پدر و مادر خود خیانت میکند و کلاهشان را بر میدارد. تأثیرات روانی این اقدام بر روی این پدر و مادر سالخورده بسا بیشتر و بالاتر از آنست که فرضا تمامی هستی شان را از دست بدهند. آنها هم الان شکایتی از فرزند خود ندارند و موضوع را از کانادا و سایر نقاط صرفا جهت محکوم کردن سازمان و رهبری آن دنبال می نمایند. در تمامی فرقه ها اعضا موظف هستند برای اثبات وفاداری خود به رهبر بر علیه هر آنکس که احساس و عاطفه ای نسبت به او دارند اقدام نمایند. بهرحال پیشنهاد میکنیم آقای بهزاد صفاری مانند زمانی که برای کسب پول مربوطه مدام با خانواده شان تماس میگرفتند مجددا به آنها تلفن بزنند. مسلما پدر و مادر و برادر و خواهر چشم براه بهزاد از شنیدن صدای او علیرغم همه این مسائل خوشحال خواهند شد.

    آخرین سؤال ما از مسئولین سازمان که سؤال همیشگی ماست اینست که چگونه و با چه مکانیزمی خانواده ها با دیدار با عزیزانشان در قرارگاه اشرف میتوانند مجاهدین را از هم بپاشند؟ اگر افراد سازمان خودشان بر مبنای آرمانهایشان راهشان را انتخاب کرده اند که قاعدتا باید عنصر مبارزاتی پیچیده تر بر روی عنصر ساده تر و عادی اجتماعی تأثیر بگذارد و او را جذب نماید و لذا سازمان باید از این به اصطلاح توطئه رژیم یعنی فرستادن خانواده ها به قرارگاه اشرف نهایت استقبال را بعمل آورد.

    --------------

    دادخواهی آقای تیمور ختار و خانم ختار به مراجع قانونی عراق در خصوص مرگ مشکوک فرزندشان سهیل ختار در قرارگاه سازمان مجاهدین خلق در این کشور موسوم به کمپ اشرف

    (پدر و مادر زنده یاد سهیل ختار خواستار تحویل و خارج کردن جسد و وسائل باقی مانده سهیل از قرارگاه اشرف شدند)

    .

    .

    بنیاد سحر، بغداد، بیست و نهم فوریه 2008
    http://www.saharngo.com/articles.html

    لینک به متن اصلی (عربی)
    http://www.saharngo.com/a-articles.html

    لینک به متن انگلیسی
    http://www.saharngo.com/en-articles.html

    آقای تیمور ختار، پدر زنده یاد سهیل

    مقام محترم قضایی جمهوری عراق،

    اینجانب تیمور ختار فرزند محمد متولد 1948 در شهر همدان در ایران و ساکن کرج در استان تهران به اتفاق همسرم مایلیم نسبت به مرگ مشکوک فرزندمان سهیل ختار در قرارگاه سازمان مجاهدین خلق در عراق که به کمپ اشرف معروف است از مراجع انتظامی و قضایی عراق درخواست رسیدگی نماییم.

    لازم به ذکر است که سهیل ختار در اواخر سال 2001 به همراه فرزند خواهرم به نام مهران رستگار با گذرنامه ایرانی و بطور قانونی جهت کار در اروپا از ایران خارج شده و به ترکیه رفتند. بعد از حدود یک هفته الی ده روز اقامت در ترکیه برادر من به نام منوچهر ختار که در کشور هلند اقامت دارد با آنان تماس گرفته و پیشنهاد کمک میکند. وی به آنان مطرح نموده بود که یک جایی در خارج در نظر گرفته است که مدتی در آنجا زبان بخوانند و سپس آنان را به هلند و نزد خود خواهد برد. اما بر خلاف قول هایی که داده بود نهایتا آنان سر از قرارگاه اشرف در عراق در آوردند که خلاصی از آنجا برایشان غیر ممکن بود.

    بیش از چهار ماه از وضعیت آنان بی اطلاع بودم تا اینکه بعد از این مدت یک تماس تلفنی از آنها داشتم که میگفتند جایشان خوب است و در حال گرفتن آموزش هستند. ما هم خیالمان راحت شد. آنها هیچ اشاره ای به عراق و قرارگاه اشرف نکردند. بعد چند عکس و نامه فرستادند که از اروپا پست شده بود. آنطور که بعدا مطلع شدم او با سازمان مجاهدین خلق اختلاف پیدا کرده و به آنها گفته بود که قرار بوده به اروپا فرستاده شود ولی در عراق مانده است و حتی اعلام کرده بود که هر زمان امکان آنرا بیابد از اشرف فرار خواهد کرد. من از طریق نفراتی که بعدا جدا شده و به ایران آمدند از ماجراهای او مطلع شدم. او حتی یک بار به علت مخالفت با سازمان به مدت 48 ساعت در سلول انفرادی بازداشت بوده است.

    تا تابستان سال 2003 هیچگونه خبری از او نداشتیم تا اینکه برادرم منوچهر از هلند تماس گرفت و اطلاع داد که سهیل حدود 4 ماه قبل در عراق در یک درگیری مرزی کشته شده است. اینکه بعد از 4 ماه خبر کشته شدن وی داده میشد به نظر مشکوک می آمد.

    من و همسرم و یکی از اقوام در اوایل سال 2004 به عراق و پایگاه اشرف رفتیم. در آنجا داستان دیگری گفته شد. در حالیکه سازمان در نشریه خود کشته شدن وی را در اثر بمباران طی جنگ آمریکا در عراق اعلام کرده بود به ما گفتند که وی در موقع تنظیف سلاح شلیک ناخواسته داشته و تیر به زیر چانه اش اصابت کرده و کشته شده است.

    ما به عراق و قرارگاه اشرف رفته بودیم تا جسد و وسایل وی را تحویل بگیریم که نهایتا هیچکدام را به ما ندادند و ما با حالت قهر و دعوا آنجا را ترک کردیم. حتی یک عکس از جسد یا خاکسپاری وی نشان ندادند. یکی از افراد آنجا که ترجیح میدهم فعلا برای حفظ امنیت وی نامش را نبرم (در صورتی که تضمین داده شود که او برای دادن شهادت از سیطره سازمان مجاهدین خلق بیرون آورده شود حاضرم نام و مشخصات وی را به مراجع ذی صلاح بدهم) به من در یک فرصتی مراجعه کرد و اطلاع داد که فرزندمان سهیل به دلیل اینکه ناراضی و خواهان جدایی بوده است توسط سازمان کشته شده است. او گفت که موضوع شلیک ناخواسته کاملا دروغ است. ظاهرا فرزند ما را بخاطر مخالفتش با سازمان سر به نیست کرده اند.

    برادر خواهرم مهران رستگار که همراه فرزندم از ایران خارج شده بود از قرار گاه اشرف فرار کرده و به ایران بازگشت و تمامی جریانات را به ما اطلاع داد و گفت که از ترکیه چند روزی به دبی و سپس به بغداد برده شدند. زمانی که او از عراق به ایران آمد یک آسیب دیده روحی کامل و به شدت افسرده بود و میگفت که در آنجا مدام تحت اذیت و آزار روحی و جسمی بوده است. او دو سال پیش در اثر عواقب فشارهای روحی که در قرارگاه اشرف متحمل شده بود در سن 25 سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت. سهیل نیز زمانی که از ایران خارج میشد 20 سال داشت که در 22 سالگی کشته شد.

    زمانی که در عراق بودیم یک فرمانده سازمان مجاهدین خلق که هیکل درشتی داشت و اسد نامیده میشد گفت که ظاهرا سهیل خودکشی کرده است و البته بعدا گفت که وی فردی با روحیه بالا و شاداب بوده است که من از وی پرسیدم چگونه یک فردی با روحیه بالا و شاداب خودش را میکشد. بعدا دریافتم که در خصوص دختری به نام آلان محمدی هم همین حرف زده شده بود که شلیک ناخواسته به زیر چانه اش اصابت کرده و برخی هم میگفتند که خودکشی کرده است.

    حسام شاکری و بیژن رضاوندی که ساکن کرج هستند از جمله افرادی هستند که از قرارگاه اشرف فرار کرده و به ایران مراجعت نموده اند و در خصوص فرزندمان سهیل ختار اطلاع داشته و میگویند که سهیل را خود سازمان مجاهدین خلق کشته است.

    حال کدام داستان را باور کنیم؟ کشته شدن در درگیری مرزی توسط نفرات سپاه پاسداران آنطور که برادرم اطلاع داده بود، کشته شدن در بمباران هواپیماهای آمریکایی آنطور که در نشریه مجاهد درج گردیده بود، شلیک ناخواسته هنگام تنظیف سلاح آنطور که در قرارگاه اشرف گفته میشد و یا اقدام به خودکشی آنطور که این فرمانده اطلاع میداد. به عقیده من هیچکدام از اینها درست نبوده و همه اینها برای پوشاندن قتل فرزندم در عراق به دست سازمان مجاهدین خلق است.

    در حال حاضر خواسته من و همسرم این است که علت مرگ فرزندمان سهیل ختار مورد رسیدگی قضایی قرار گیرد. فرزند ما در خاک عراق کشته شده است و این به عهده مسئولین انتظامی و قضایی عراق است که علت مرگ را مورد تحقیق و رسیدگی قرار دهند.

    لازم به ذکر است که من خودم زمانی طرفدار سازمان مجاهدین خلق بودم و حتی به ترکیه رفته و با این سازمان ارتباط برقرار کردم و نفراتی را هم معرفی نمودم ولی الان به حدی از این سازمان منزجر هستم که حاضر نیستم جسد و حتی هیچگونه وسیله ای از فرزندم نزد این سازمان باقی بماند.

    بنابراین خواسته های خودم را به صورت زیر بطور خلاصه مجددا مطرح میکنم و از مراجع قانونی عراق درخواست یاری دارم:

    1. موضوع کشته شدن فرزندم سهیل ختار در مراجع قضایی عراق مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته و مسببین آن محاکمه شوند.

    2. درخواست دیدار با فردی که خودم مشوق وصل شدن وی به سازمان بوده ام و الان در قرارگاه اشرف است را بدون حضور مسئولین سازمان در بغداد یا جای دیگر دارم.

    3. مایلم با یاری مراجع قانونی در عراق به سر قبر فرزند خود در قرارگاه اشرف رفته و همچنین جسد وی و وسایلش را از این سازمان تحویل بگیرم.

    ----------

    مراجعه خانواده ختار به قرارگاه اشرف برای تحویل گرفتن جسد فرزندشان زنده یاد سهیل ختار که به طرز مشکوکی در عراق به قتل رسیده است

    .

    ... من همانجا در حضور حدود 50 نفر با صدای بلند اعلام کردم که آمده ام تا جسد فرزندم، حتی اگر چند تکه استخوان از آن مانده باشد، بعلاوه متعلقات وی را تحویل گرفته و با خود ببرم. در ضمن همانجا گفتم که از نظر من سازمان مجاهدین خلق فرزند مرا کشته است و برای اثبات این امر دلیل و شاهد کافی در اختیار دارم. اسدالله مثنی به من گفت که تو حرف رژیم را میزنی و بعد هم وقتی بحث بالا کشید عصبانی شد و گفت که شما را رژیم فرستاده است. من همانجا به همه گفتم که سازمان تابحال چندین حرف مختلف در خصوص کشته شدن فرزند من زده است که هیچکدام درست نبوده است. واقعیت اینست که پسر من ناراضی بوده و میخواسته جدا شود ولی جدا شدن از یک فرقه جرم است که مجازات آنهم مرگ است ...

    بنیاد سحر، ششم آوریل 2008
    http://saharngo.com/

    آقای تیمور ختار به اتفاق همسرش، یعنی پدر و مادر زنده یاد سهیل ختار که به شکل کاملا مشکوکی توسط سازمان مجاهدین خلق در عراق به قتل رسیده است، جهت انجام اقدامات قانونی برای تحویل گرفتن جسد فرزندشان از سازمان به عراق عزیمت نموده و سپس به قرارگاه اشرف مراجعه کردند. آقای تیمور ختار شرح ما وقع را به صورت زیر برای بنیاد خانواده سحر در بغداد توضیح داد:

    " . . . جلوی قرارگاه اشرف از تاکسی پیاده شدیم و به طرف قرارگاه حرکت کردیم. دو نفر که فارسی صحبت میکردند ولی لباس شخصی داشتند جلویمان را گرفتند. گفتیم که میخواهیم به مزار فرزندمان که در قرارگاه دفن است برویم. بیش از یکساعت مقابل درب معطل شدیم. خانمی مدام سرکشی کرده و ما را برانداز میکرد. بالاخره بعد از ظهر شد و دو آقا آمدند و بعد از بازرسی بدنی مفصل و گرفتن مدارک و دوربین و موبایل ما را به طرف مقر خودشان بردند. از ما دعوت به ناهار کردند که قبول نکردیم و گفتیم ناهار خودمان را آورده ایم. ما اصرار داشتیم که هر چه زودتر به مزار و سر خاک فرزندمان برویم. اسدالله مثنی و منوچهر (فرهاد الفت) با ما صحبت میکردند و مدام از ساخت و سازهایی که در قرارگاه شده است میگفتند. جلوی ما چای و میوه و شیرینی میگذاشتند و مدام عکس میگرفتند ولی ما در حال و هوای دیگری بودیم و دائما اشک میریختیم و بی تاب بودیم. بیش از یکساعت هم آنجا معطل شدیم. بعد ما را به سر مزار بردند که عده ای را آنجا جمع کرده بودند و سرود خواندند. در تمام لحظات از ابتدا تا انتهای حضور ما در قرارگاه به تهیه فیلم و عکس مشغول بودند.

    من همانجا در حضور حدود 50 نفر با صدای بلند اعلام کردم که آمده ام تا جسد فرزندم، حتی اگر چند تکه استخوان از آن مانده باشد، بعلاوه متعلقات وی را تحویل گرفته و با خود ببرم. در ضمن همانجا گفتم که از نظر من سازمان مجاهدین خلق فرزند مرا کشته است و برای اثبات این امر دلیل و شاهد کافی در اختیار دارم. اسدالله مثنی به من گفت که تو حرف رژیم را میزنی و بعد هم وقتی بحث بالا کشید عصبانی شد و گفت که شما را رژیم فرستاده است. من همانجا به همه گفتم که سازمان تابحال چندین حرف مختلف در خصوص کشته شدن فرزند من زده است که هیچکدام درست نبوده است. واقعیت اینست که پسر من ناراضی بوده و میخواسته جدا شود ولی جدا شدن از یک فرقه جرم است که مجازات آنهم مرگ است.

    ژیلا دیهیم با ما برخورد کرد و گفت که مهران پسر عمه سهیل که به کمپ آمریکایی ها رفت شاهد قضیه بوده که صرفا یک شلیک ناخواسته حین تنظیف سلاح صورت گرفته است. گفتم چرا در گذشته نگفتید که مهران شاهد بوده است و الان که مهران مرده است او را شاهد گرفته اید. چند مرد و زن ما را دوره کرده بودند و حرفهای متناقضی میزدند اما برخی بعد از برخورد ما کاملا منقلب شده و اشک میریختند.

    من به آنها گفتم که از لحظه ای که وارد قرارگاه شده ام مدام در حال عکس گرفتن هستید و میدانم که از تمام مراسم خاکسپاری و اجساد هم عکس تهیه میکنید ولی چرا حتی یک عکس از جسد سهیل یا مراسم خاکسپاری او ارائه نمیدهید و میگویید هیچ عکس و فیلمی تهیه نشده است.

    من مصر بودم که همانجا نبش قبر شود و هرچه از جسد سهیل مانده است را تحویل دهند. اسدالله مثنی گفت که اگر جسد را بگیری و به ایران ببری رژیم اجازه نخواهد داد آنرا در ایران دفن کنی. گفتم ابتدا که میگفتی مرا رژیم فرستاده است تا جسد را تحویل بگیرم و به ایران ببرم و حالا میگویی که رژیم نخواهد گذاشت که جسد را در ایران دفن کنم. بعد از این حرف او گفت که در ایران اجازه سنگ قبر برای مزار او نخواهند داد که گفتم بدون سنگ قبر در مملکت خودش بهتر از این ناکجا آباد است. گفتم در ضمن من همه مسائل قانونی آنرا تا جائی که به ایران برمیگردد حل کرده ام و شما اصلا نگران آن نباشید.

    منوچهر و ژیلا میگفتند که اینها هویت و افتخار و سرمایه ما هستند و برای ما مقدسند و ما آنها را به کسی نمیدهیم. من هم گفتم که اتفاقا من به همین معترضم که فرزند من را خودتان میکشید و سپس همان خونی که ریخته اید را هویت و سرمایه خود هم میکنید و از آن ارتزاق می نمائید. بر سر مزار سهیل فریاد زدم که ما پدر و مادر دلسوخته جسد بچه مان را میخواهیم ولی اینها نمیدهند. در این زمان خیلی ها گریه میکردند.

    ما را زود از سر خاک سهیل بلند کردند و اجازه ندادند خودمان به تنهایی با قبر فرزندمان خلوت کنیم. بالاخره با حالت اعتراض محل را ترک کردیم و من به آنها اطمینان دادم که موضوع را همچنان در مراجع قانونی عراق دنبال خواهم کرد. آنها نگذاشتند زیاد در مزار بمانیم و موقع خروج هم باز به شدت بازرسی بدنی کردند. گفتیم که از اینهمه عکس و فیلم که تهیه کرده اید به خودمان هم بدهید که موقع خروج یک سی دی به ما دادند که وقتی بعدا چک کردیم تنها یک عکس در آن بود. لازم به ذکر است که فضای امنیتی شدیدی بر قرارگاه حاکم بود و انسان وحشت میکرد. من و همسرم در تمام مدتی که در آنجا بودیم حالت ترس و دلهره داشتیم و احساس میکردیم که واقعا جانمان را کف دستمان گرفته و به آنجا رفته ایم.

    در ضمن من از هتل در کربلا با آقای کیوان رادبین در کانادا مفصلا تلفنی صحبت کردم که او میگفت که دکتر حسن عارف که جسد سهیل را معاینه کرده گفته بود که سه محل اصابت گلوله روی بدن و پایش بوده است در حالیکه شلیک ناخواسته یکی بیشتر نیست و در ضمن گفته بودند که به زیر چانه اش خورده است. یکی دیگر از شهود که الان در بغداد است میگوید که آنروز در فیلق صدای شلیک سه گلوله پی در پی آمد و بعد محل را بستند و اجازه ورود به ما ندادند و گفتند که در این خصوص سؤال نکنید و هیچ صحبتی هم نشود که بعدا معلوم شد سهیل ختار در آنجا کشته شده است.

    در جلسه ای که با قاضی دادگاه در بغداد داشتیم او میگفت که سازمان در خصوص خیلی ها اعلام کرده که به دلیل شلیک ناخواسته کشته شده اند که در پرونده های شکایات موجود است ولی همه را دروغ میگوید. او میگفت که اینهمه شلیک ناخواسته حین تنظیف سلاح در مدتی محدود در یک ارتش سه الی چهار هزار نفره واقعا بی سابقه است. اینها البته غیر از موارد متعددی است که گفته اند خودسوزی یا خودکشی نموده یا توسط نفوذی به قتل رسیده و یا خودبخود فوت کرده اند. . . "

    لازم به ذکر است که خانواده ختار موضوع رسیدگی و تحقیقات در خصوص نحوه قتل فرزندشان را در محاکم عراق دنبال کرده و خواهان تحویل گرفتن جسد و وسایل زنده یاد سهیل ختار از سازمان مجاهدین خلق هستند.

    ------------

    در همین رابطه:

    بخش دوم مصاحبه بنیاد خانواده سحر با خانم بتول سلطانی (رجوی بچه های من را گروگان گرفته است تا حرف نزنم)
    جهت اطلاع هموطنان عزیز و پاسخ به اطلاعیه گشتاپوی اورسورواز (بانوی اور سورواز! از چه می ترسی؟)
    استیصال باند رجوی و بیانیهای مستعمل
    شکاف در شورا پس از مصاحبهی 7 جداشده و مقاله سیاست یك بام و دو هوا

    کنفرانس خبری اعضاء جدا شده از مجاهدین در پاریس و سکوت مجاهدین

    گفتگوی بنیاد خانواده سحر با دو تن از نجات یافتگان از سازمان مجاهدین خلق در عراق که از TIPF خارج شده بودند

    رشد روند فرار و جدایی از زندان بزرگ اشرف در عراق

    بی بی سی:اولین گروه جداشدگان از مجاهدین خلق به فرانسه رسیدند

    خلاصه گزارش کنفرانس خبری جدید ترین اعضاء جدا شده از سازمان مجاهدین در پاریس

    -----------

    لینک های دیگر:

    دیدار با آقای طارق الحرب رئیس کانون وکلای عراق

    مراجعه خانواده ختار به قرارگاه اشرف برای تحویل گرفتن جسد فرزندشان زنده یاد سهیل ختار که به طرز مشکوکی در عراق به قتل رسیده است

     دادخواهی آقایان اصغر فرزین، رضا صادقی، و علی بیگلری اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، به مراجع قضایی عراق علیه این سازمان و درخواست رسیدگی م�

    توطئه نفرات سازمان مجاهدین خلق مستقر در قرارگاه اشرف در عراق علیه آقای رضا صادقی در مراجعه به مقر TIPF و رسوا شدن آنان

    سمیه در دادگاه به قاضی می گوید که زیر۱۸ سال بود ه است که به عراق آمده است

    مصاحبه اسماعیل هوشیار و دو تن دیگر از اسرای کمپ امریکایی ها با روزنامه سوئیسی

    خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها

    مشاهدات آقای اکبر مرادی در مراجعه به قرارگاه اشرف در عراق برای دیدار با برادرش آقای حسین مرادی

    نامه آقای کیوان رادبین به بنیاد خانواده سحر

    نامه آقای رضا اکبری نسب به بنیاد خانواده سحر  

    نامه آقای امیر صفائیان به بنیاد خانواده سحر در خصوص شرح ماجرای مراجعه ایشان و خانم بتول سلطانی و آقای اکبر مرادی به قرارگاه اشرف جهت دیدار با

    بیانیه شماره دو هیئت مدیره بنیاد خانواده سحر

    استمداد یک مادر دردمند از تمامی ایرانیان مقیم خارج از کشور خصوصا هواداران سازمان در سوئد و هلند (و ضمیمه دادخواهی)

    (ضمیمه دادخواهی خانم بتول سلطانی - فارسی)

    (ضمیمه دادخواهی خانم بتول سلطانی - انگلیسی) 

    ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)

    اولین شماره نشریه خبری بنیاد خانواده سحر به زبان عربی منتشر و در سطحی گسترده پخش شد

    گزارشي از سفر به عراق

    ------------


    Date: 2008-04-17
    (C) 2006