شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • گرفتاری خانم کلینتون - یک تناقض فاحش

    گرفتاری خانم کلینتون - یک تناقض فاحش

    .

    ... بر اساس یک قانون و حکم دادگاهی داخلی در امریکا خانم کلینتون قرار است تا پایان ماه جاری (مارس 2012) اعلام نماید که سازمان مجاهدین خلق از نظر کشور امریکا در لیست تروریستیشان هست یا خیر. ولی وی با اشاره به این مسئله داخلی کشورش و با استفاده از آن بعنوان یک اهرم سیاسی اعلام کرده است که "اگر سازمان مجاهدین خلق با تصمیمات سازمان ملل و دولت عراق همکاری کند، وی احتمالا آنها را از لیست تروریستی کشورش خارج می سازد". وی در نظر نمی گیرد که همکاری با سازمان ملل و دولت عراق در کشور عراق یک الزام قانونی است و نه یک انتخاب. آن هم برای سران گروهی تروریستی و گروگانگیر. پس واقعا چه چیزی در پس پرده ها اتفاق افتاده که به چنین اطلاعیه هایی منجر شده است؟ ...

    گرفتاری خانم کلینتون

    مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، بیستم مارس 2012
    http://www.iranian.com/main/2012/mar-31

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=11978

    English text

    در نوامبر سال 2011 گروه کثیری از مرتبطین با مسئله مجاهدین خلق در بغداد گرد هم آمدند تا در مورد مشکل و راه حل های پیش رو در "انحلال گروه تروریستی خارجی" و "انتقال اعضای باقی مانده به خارج از عراق" بحث و نتیجه گیری کنند. در این مذاکرات مقامات ذیربط دولت عراق در پاسخ به نگرانی خانواده های افراد گرفتار در کمپ اشرف توافق نمودند تا به صورتی عمل کنند که از هر گونه برخورد فیزیکی امتناع گردد. وزیر خارجه عراق آقای هشیار زیباری متعاقبا اعلام نمود که " داغ شهید شدن در خاکمان را بر دل آنها خواهیم گذاشت". همچنین استاندار دیالی و فرمانده ارتش در این بخش از خاک عراق و دیگر مقامات همت کردند و به صورتی عمل نمودند تا رهبران مجاهدین خلق نتوانند با هدف مغلطه و گل آلود کردن آب، با کشتن و به کشتن دادن گروگانهای داخل کمپ تبلیغات کرده و آن را به گردن دولت و مردم عراق بیاندازند.

    در همین رابطه نخست وزیر عراق آقای نوری المالکی توافقنامه ای را با سازمان ملل امضا نمود و اولتیماتوم برای تخلیه کمپ تروریستی را تمدید نمود تا به سازمان ملل و نمایندگان اتحادیه اروپا و ایالات متحده زمان مکفی برای نظارت و کمک به حل صلح آمیز مسئله داده شود.

    عراقی ها بطور کامل به قول خود پایبند بوده اند و حتی فراتر از آن رفته اند. ضرب العجل اخراج مجاهدین خلق از عراق تمدید شد و مذاکرات با مجاهدین خلق انجام گرفت تا آنان را قانع کنند که از کمپ اشرف به کمپ لیبرتی برده شوند تا در آنجا کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل بتواند وضعیت فرد به فرد و احتمال اعطای وضعیت پناهندگی به افراد را بررسی کند (البته در نظر داریم که از زمان سقوط صدام حسین هنوز هیچ شخصیت حقیقی و یا حقوقی از جمله مقامات دولتی عراق نتوانسته اند به داخل کمپ اشرف وارد شوند). هشتصد تن از این افراد بعنوان اولین گروه اکنون به محل جدید منتقل شده اند و هشتصد نفر بعدی منتظر هستند تا در روزهای آینده در دو گروه چهارصد نفری به کمپ لیبرتی برده شوند. خوشبختانه در این مدت رهبران مجاهدین خلق نتوانسته اند شرایطی را بوجود آورند که بتوانند در آن تعدادی از گروگانها و ساکنین کمپ را به کام مرگ بفرستند که این خود بیانگربصیرت، توان و تسلط دولت عراق بر شرایط موجود است.

    دفتر سازمان ملل (یونامی) بصورتی فعال بر این انتقال نظارت داشته و دارد و با تاکید بر قوانین و ضوابط بین المللی در مقابل تبلیغات مجاهدین بر علیه سازمان ملل مقاومت کرده و اجازه نداده است تا این تبلیغات مانعی در کار سازمان ملل ایجاد کند. زیر ساختار ها و لوازم موجود در کمپ جدید توسط متخصصین سازمان ملل بازرسی و مورد تایید قرار گرفته اند. صلیب سرخ جهانی و در کنار آن فرستاده های ویژه اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا بر صحنه نظارت داشته و دارند. البته رهبران مجاهدین تا جایی که توانستند سعی در ترور شخصیتی دفتر سازمان ملل و نمایندگان آن کردند ولی این تبلیغات پر خرج مجاهدین خلق و ولینعمتان جدیدش نتوانست مسیر و توجه یونامی (سازمان ملل) را از مسیرانجام وظیفه منحرف سازد.

    در این میان ولی یک فاکتور قابل توجه با فعالیتی فوق العاده سعی در جلو گیری از انجام این ماموریت جامعه جهانی داشته. حمایت بی چون و چرای اسرائیل و نو محافظه کاران امریکا که بوضوح بدنبال سیاسی کردن مسئله ای هستند که در محتوی مشکلی صرفا انسانی و حقوق بشری است.

    واضح است که رهبران سازمان مجاهدین خلق ابزار و مزدوران سابقه داری در دست این افراد بوده و هستند. واضح است که این ایدئولوگ ها از سازمان مجاهدین خلق بعنوان ابزاری برای دامن زدن به نفرت علیه مردم ایران و عراق استفاده کرده و می کنند و واضح است که برخی دوائر سیاسی تنبل و یا نا آگاه غربی را هم ممکن است برای مدتی گول زده باشند و البته واضح است که در این جعبه ابزار خالی شان، مجاهدین خلق وسیله ای است که نمی خواهند به راحتی از آن بگذرند. و البته می دانیم که همین اخیرا سازمان مجاهدین خلق باز توسط سازمان موساد برای قتل دانشمندان ایرانی مورد استفاده قرار گرفت.

    این فعالیت ها مسلما کار سازمان ملل را نیز بسیار مشکل تر کرده و عملا امکان انتقال ساکنین کمپ به کشور های ثالث را با مشکلات کلان تری مواجه می سازد. این استفاده ابزاری بی محابا از سازمان مجاهدین خلق بعنوان یک نیروی تروریستی مزدور تاثیر مستقیمی بر وضعیت نگران کننده گروگانهای رجوی در داخل کمپ دارد. این حرکات، آینده این افراد را روز به روز تیره تر و تاریک تر می سازد.

    اکنون دیگر بر کسی پوشیده نیست که هدف ولینعمتان و حامیان مالی، سیاسی، اطلاعاتی مجاهدین خلق حفظ این گروه با شاخصه تروریستی آن و ترجیحا در خاک عراق است و البته نقض اولیه ترین حقوق انسانی گروگانها برای آنها پشیزی ارزش نداشته و ندارد.

    اگر نبود بخاطر حمایت آشکار و نهان اسرائیل و نو محافظه کاران، مسلما رجوی امروز چاره ای جز باز کردن درب های بسته کمپ و آزاد کردن گرفتاران و اسرای داخل آن نداشت و چنین می کرد. طبعا این هدف تمامی جامعه بین المللی بوده و هست. جامعه ای که با تمام توان بدنبال حل مسالمت امیز این مسئله در عراق است. ایالات متحده امریکا و دولت این کشور نیز بعنوان بخشی از جامعه بین المللی باید به وظیفه خود عمل کرده و در حمایت از این خواسته جوامع سعی در پیشبرد کار و انحلال این گروه تروریستی و آزادی گروگانهایش نماید.

    ولی متاسفانه شاهدیم که همزمان با سعی و کوشش بی دریغ بین المللی برای حل صلح آمیز این مسئله، بستن کمپ تروریستی و آزاد سازی گروگانهای داخل آن خانم کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده امریکا بجای حمایت از این خواسته رفتاری متفاوت و عجیب را به نمایش می گذرد. چرا؟

    بر اساس یک قانون و حکم دادگاهی داخلی در امریکا خانم کلینتون قرار است تا پایان ماه جاری (مارس 2012) اعلام نماید که سازمان مجاهدین خلق از نظر کشور امریکا در لیست تروریستیشان هست یا خیر. ولی وی با اشاره به این مسئله داخلی کشورش و با استفاده از آن بعنوان یک اهرم سیاسی اعلام کرده است که "اگر سازمان مجاهدین خلق با تصمیمات سازمان ملل و دولت عراق همکاری کند، وی احتمالا آنها را از لیست تروریستی کشورش خارج می سازد". وی در نظر نمی گیرد که همکاری با سازمان ملل و دولت عراق در کشور عراق یک الزام قانونی است و نه یک انتخاب. آن هم برای سران گروهی تروریستی و گروگانگیر. پس واقعا چه چیزی در پس پرده ها اتفاق افتاده که به چنین اطلاعیه هایی منجر شده است؟

    در ظاهر امر بنظر می رسد که دولت امریکا حاضر شده است تا با بده بستانی سیاسی با سران مجاهدین خلق امکان خارج کردن آنها از عراق را تسهیل کند (و البته بعد طلبکار دولت عراق هم بشود). در ظاهر امر اینگونه تظاهر می کنند که انگار سازمان مجاهدین خلق یک گروه خارج از دسترس در کوهها ست که خارج از کنترل امنیتی امریکا بعنوان یک تهدید برای این کشور باید با آن بصورتی حساس و با احتیاط رفتار کرد. در ظاهر امر چنین وانمود می کنند که باید با احتیاط و با بده بستان با آن وارد مذاکره شد و بعد از تحت کنترل در آمدن می شود آن را خلع سلاح و منحل کرد. این ادعا البته فرسنگ ها با واقعیت فاصله دارد.

    آنچه واقعیت دارد این است که پشتیبانان غربی این سازمان تروریستی در راستای مقابله با انحلال این گروه تبهکار، تابحال هر کاری را که امکانش را داشته اند برای حفظ این گروه و مشخصا سران آن انجام داده اند و هر چه در امکاناتشان بوده بکار برده اند تا از باز شدن دربهای کمپ تروریستی مورد علاقه شان جلوگیری کنند و گروگانها را در اسارت نگه دارند و حتی اجازه ملاقات با خانواده هایشان را هم ندهند. و البته این همه بر علیه تمامی قوانین حقوق بشری و حتی قوانین حقوق بین الملل است.

    خانم کلینتون با وسط کشیدن لیست تروریستی کشورش بجای تمرکز بر آنچه در عراق اتفاق می افتد مشخصا تسلیم ولینعمتان تروریسم بین المللی شده است. مطمئنا اگر یونامی اجازه کار بر اساس قوانین سازمان ملل را داشته باشد و جامعه بین المللی بخاطر مقابله با تروریسم و گروگانگیری تهدید نشود، سازمانی باقی نمی ماند که امریکایی ها بخواهند در لیستشان بگذارند یا نگذارند. بنظر می رسد با وسط کشیدن موضوعی بنام لیست تروریستی امریکا در واقع سوال اصلی و تصمیم واقعی شان بر سر این مسئله است که آیا سازمان تروریستی مجاهدین خلق بعنوان یک ابزار و گروه مزدور ارزشش در شرایط بودن در لیست تروریستی ما بیشتر است یا اگر ما آن را خارج از لیستمان قرار دهیم. تعریف بیرونی این انتخاب برای امریکایی ها قبل از هر چیز بیانگر این واقعیت است که اصل نگهداری این گروه تروریستی و جلوگیری از انحلال نهایی آن برای سخنگویان مفروض گرفته شده است و البته هدف از نگهداری از یک گروه تروریستی، مزدور و تبهکار هم چیزی نمی تواند باشد بجز امید به تسلیح آن در آینده و استفاده از آن در ترور و کشتار بیشتر.

    خانم کلینتون و در واقع تمامیت دولت امریکا باید مواضع بین المللی خود را از مواضع داخلی و لیست های کشورشان جدا نمایند. حضور یا عدم حضور مجاهدین خلق در لیست کشورشان مسئله ای درونی و مربوط به کشور امریکا است ولی مسئله مقابله با تروریسم و رسیدگی به جنایات بین المللی سران مجاهدین و همچنین و بخصوص مسئله حقوق بشری موجود در عراق امروز مسئله ای کاملا مجزا است که تمامی جامعه بین المللی را در بر می گیرد.

    بنابر این دولت امریکا بعنوان بخشی از جامعه بین المللی مسئولیت دارد تا با احترام به حضورش در جمع کشورهای پایبند به قوانین بین المللی با همراهی با جوامع دیگر در حل مسئله انحلال این گروه و نجات گروگانهای اسیر در آن عمل کرده و در وحله اول مشخصا موضع حمایتی خود از این خواسته جامعه بین المللی را اعلام نماید.

    English text

    ------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=11076

    استاندار دیالی: حقوق بشر، اخراج مجاهدین خلق و حکومت قانون غیر قابل مذاکره

    .

    ... مسعود خدابنده به نوبه خود و از طرف هیئت از دولت عراق تشکر کرد و از استاندار، دکتر المهدوی و سرتیپ الزیدی درخواست نمود تا کمک کنند تا صدای خانواده ها و فعالان حقوق بشری بداخل کمپ رسانده شده و اطلاع رسانی ممکن به گروگانهای اسیر انجام گیرد. وی بر لزوم اطلاع رسانی در مورد حقوق قانونی افراد و حمایت های هایی که از آزادی آنها بعمل می آید در مقابل دروغهای رهبران فرقه و گروگانها تاکید نمود. مسئولین استان در این رابطه قول مساعدت دادند. خانم عبداللهی نیز به نمایندگی از خانواده های متحصن درخواست کرد تا هنگام شروع عملیات انحلال کمپ رعایت های لازمه انجام گیرد تا حفظ سلامت گروگانها و فرزندان این خانواده ها از حداکثر اولویت برخوردار گردد ...

    ایران اینترلینک، دیالی، عراق، بیست و سوم نوامبر 2011
    لینک به متن انگلیسی
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=11069

    روز دوشنبه بیست و یکم نوامبر 2011، هیئتی از نمایندگان گروگانهای اسیر در کمپ اشرف با مقامات استان دیالی عراق ملاقات کردند.

    استاندار دیالی، دکتر عبدالناصر المهدوی به عنوان نماینده و سخنگوی مردم استان بوضوح اعلام نمود که:

    اولا اخراج سریع و کامل گروه تروریستی مجاهدین خلق بعنوان دشمنان شهروندان استان دیالی قابل مذاکره نبوده و نیست.

    ثانیا اعمال کامل قوانین کشوری و بین المللی در سطح استان دیالی قابل مذاکره نبوده و نیست.

    ثالثا حمایت، رعایت و اعمال قوانین حقوق بشری هم بعنوان یک اصل در استان دیالی قابل مذاکره نبوده و نیست و ما آنها را به اجبار به ایران مسترد نخواهیم کرد.

    وی افزود که تصمیمات کلی در این رابطه با دولت مرکزی عراق است ولی تا جایی که به استان دیالی بر میگردد، جایی برای مجاهدین خلق در این استان وجود ندارد. این موضوع به کرات و بخصوص توسط تمامی سران عشایر و مقامات محلی اعلام شده است. دکتر المهدوی همچنین ادعای حمایت برخی از مردم استان ازاین گروه را بعنوان تبلیغات بی پشتوانه مجاهدین خلق کاملا مردود دانست و گفت بعد از آنچه این سازمان علیه مردم عراق انجام داده است ادعای حمایت مردمی از این گروه هر چند کوچک هم باشد مطمئنا دروغی آشکار و تخیلاتی بی پشتوانه است.

    سرتیپ عبدالامیر الزیدی، فرماندهی ارتش محلی و مسئول حفاظت از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) نیز در این دیدار گفت که وی تاکنون تعداد زیادی از کسانی که موفق به فرار شده اند را دیده است. آخرین دیدار وی با خانمی بود که با سینه خیز رفتن بمدت نیم کیلومتر توانست خود را به نیروهای عراقی برساند. وی گفت که ما شناخت کافی داریم و میدانیم که مشکل اصلی رهبران این گروه هستند و نه گروگانهایی که در داخل اسیر شده اند و تصریح کرد که در صورت دریافت فرمان، آمادگی های لازم را برای انتقال آنها به خارج کمپ تدارک دیده اند و این آمادگی ها شامل رعایت حداکثر احترام و حفاظت و امنیت و حقوق انسانی افراد است. وی افزود که خبرنگاران و سازمانهای حقوق بشری که خواهان حضور و نظارت بر عملیات باشند می توانند در جریان این عملیات حضور داشته باشند.

    سرتیپ الزیدی اعلام نمود که در صورت دریافت دستور تخلیه کمپ، آنها سعی خواهند نمود تا از کشته شدن اعضای ناراضی و گروگانهای داخل کمپ بدست رهبران گروه مجاهدین خلق تا حد امکان جلوگیری کنند و اجازه تکرار صحنه های دلخراش قبلی را نخواهند داد. بنابر گفته های سرتیپ، بیشترکشته شدگان آوریل 2011 از مخالفین رهبری سازمان مجاهدین خلق بوده اند که با اصابت تیر به سر و یا قلبشان جان خود را از دست داده اند ولی رهبران سعی کردند تا واقعیات را و حتی شواهد و مدارک غیر قابل انکار موجود را تحریف کنند و از بین ببرند. وی گفت گزارش این واقعه به مقامات مسئول داده شده است تا بر این اساس پرونده قتل این افراد بدست گروگانگیرهای داخل کمپ بررسی و پیگیری گردد.

    مسعود خدابنده به نوبه خود و از طرف هیئت از دولت عراق تشکر کرد و از استاندار، دکتر المهدوی و سرتیپ الزیدی درخواست نمود تا کمک کنند تا صدای خانواده ها و فعالان حقوق بشری بداخل کمپ رسانده شده و اطلاع رسانی ممکن به گروگانهای اسیر انجام گیرد. وی بر لزوم اطلاع رسانی در مورد حقوق قانونی افراد و حمایت های هایی که از آزادی آنها بعمل می آید در مقابل دروغهای رهبران فرقه و گروگانها تاکید نمود. مسئولین استان در این رابطه قول مساعدت دادند.

    خانم عبداللهی نیز به نمایندگی از خانواده های متحصن درخواست کرد تا هنگام شروع عملیات انحلال کمپ رعایت های لازمه انجام گیرد تا حفظ سلامت گروگانها و فرزندان این خانواده ها از حداکثر اولویت برخوردار گردد.

    خانم سنجابی (عضو سابق شورای رهبری مجاهدین خلق) که اخیرا توانسته است از داخل این کمپ به سلامت فرار کند در مورد آخرین تغییرات و اخبار داخل کمپ توضیحاتی دادند و همچنین به تشریح برخی از آماده سازی های نظامی و ترفندهای جدید رهبران مجاهدین خلق پرداخت. رهبران سازمان همواره بدنبال برنامه ریزی مقاومت های خشونت آمیز برای خونریزی و به کشتن دادن اسرای داخل کمپ هستند.

    آقا و خانم محمدی از کانادا که از سال 2003 بدنبال نجات دخترشان از چنگال فرقه رجوی و کمپ اشرف هستند مدارک و شواهدی را ارائه نمودند که شامل حکم جلب تعدادی از سران سازمان در داخل کمپ می گردید. سرتیپ الزیدی دستور داد تا کپی این احکام برای بررسی و اجرای حکم به دفتر ایشان منتقل گردد.

    دیگر اعضای هیئت:

    خانم مهدیان که همسر ایشان اکنون بعنوان گروگان در داخل کمپ اسیر است. همسر خانم مهدیان از اسرای ثبت شده جنگ است که بصورت غیرقانونی توسط صدام به رجوی داده شده است.

    آقای حسن عزیزی، عضو قدیمی و سابق و فعال حقوق بشر از هلند،

    آقای عباس صادقی از آلمان که یکی از معدود کسانی بود که توانست در زمان صدام از زندان اشرف فرار کند.

    آقای علی قشقاوی از آلمان یکی از کسانی که در زندان ابوغریب بعنوان ودیعه رجوی نگهداری می شد و در سال 2003 آزاد گردید.

    آقای ابولفضل فریدونی که اخیرا توانست با موفقیت از کمپ فرار کند.

    مطبوعات رسمی و شبکه های تلویزیونی کشور در این ملاقات که در فرمانداری دیالی برگزار گردید حاضر بودند.

    در پایان این ملاقات کنفرانس مطبوعاتی برگزار گردید که در آن مواضع مقامات استان باطلاع عموم رسید. اخبار کنفرانس مطبوعاتی مقامات استان، همراه با مصاحبه هایی با اعضای هیئت، از شبکه های تلویزیونی و مطبوعات رسمی و سراسری عراق منتشر گردید.

    ------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=11089

    عدنان الشحماني رئیس کمیته پیگیری اخراج مجاهدین در پارلمان: جوامع در قبال نقض حقوق قربانیان فرقه مجاهدین خلق بی تفاوت نباشند

    .

    ... الشحمانی همچنین از عملکرد دولت عراق انتقاد کرده وبا این بیان که فرقه مجاهدین خلق درجهان بعنوان یک سازمان تروریستی شناخته میشود؛ گفت: چرا دولت سعی در جامه عمل پوشانیدن به قانون حقوق بشر دارد ولی در عین حال نسبت به حقوق خانواده های قربانیان اقدامات فرقه تروریستی مجاهدین خلق بی تفاوت است؟ این نماینده پارلمان عراق با ابراز حمایت کامل خود از تصمیم دولت عراق برای بستن پادگان اشرف تا پایان سال جاری، خواستار محاکمه عناصر این فرقه تروریستی توسط عراق - و نه در محافل بین المللی - تا قبل از خروج آنها از این کشور شد. وی از عملکرد برخی کشورهای مدافع حضور این فرقه تروریستی در عراق اظهار تعجب کرده و گفت ...


    (مسعود خدابنده در ملاقات با آقای عدنان الشحمانی)

    المراسلون، بیست و هفتم نوامبر 2011
    ترجمه انجمن عدالت
    http://edalatjusticesociety.com/pages/?id=2268

    نماینده پارلمان عراق عدنان الشحماني از اعضای ائتلاف ملی در پارلمان عراق و رئیس "کمیته پیگیری پرونده فرقه مجاهدین خلق" خواستار بستن پادگان اشرف شده و وجود آنرا نشانگر نقض واقعی قانون اساسی عراق برشمرد. شحماوی گفت: تصمیم به بستن این پادگان برگشت ناپذیر است و پس از روی دادن تحولات جدید سیاسی و کنار رفتن رژیم سابق در عراق، دولت جدید به هیچ وجه حضور هرگونه سازمان ویا نهاد تروریستی را در عراق نمی پذیرد.


    (نمایندگان خانواده ها درخواستهای خود را با آقای عدنان الشحمانی مطرح می کنند)

    این عضو ائتلاف ملی در پارلمان عراق درجریان کنفرانسی که انجمن عراقي «عدالت در دفاع از قربانيان عراقی جنایات سازمان تروريستی مجاهدين خلق» دیروز جمعه آنرا برگزار کرد، تاکید کرد که این موضوع از چارچوب فرایند قانون اساسی خارج بوده و از اینرو جهان میبایستی صدای بستگان قربانیان جنایات مجاهدین خلق را که بعلت منافع سیاسی برخی، کمرنگ شده است، بشنود. وی گفت محافل بین المللی، قربانیان اقدامات تروریستی این فرقه را از حقوق خود محروم داشته و چون مانعی دربرابر جامه عمل پوشانیدن به عدالت عمل کرده است.


    (آقایان عباس صادقی و علی قشقاوی در ملاقات با آقای الشحمانی)

    الشحمانی همچنین از عملکرد دولت عراق انتقاد کرده وبا این بیان که فرقه مجاهدین خلق درجهان بعنوان یک سازمان تروریستی شناخته میشود؛ گفت: چرا دولت سعی در جامه عمل پوشانیدن به قانون حقوق بشر دارد ولی در عین حال نسبت به حقوق خانواده های قربانیان اقدامات فرقه تروریستی مجاهدین خلق بی تفاوت است؟

    این نماینده پارلمان عراق با ابراز حمایت کامل خود از تصمیم دولت عراق برای بستن پادگان اشرف تا پایان سال جاری، خواستار محاکمه عناصر این فرقه تروریستی توسط عراق - و نه در محافل بین المللی - تا قبل از خروج آنها از این کشور شد. وی از عملکرد برخی کشورهای مدافع حضور این فرقه تروریستی در عراق اظهار تعجب کرده و گفت: ما چگونه از وجود این فرقه تروریستی در خاک عراق راضی باشیم در حالیکه همان کشورهایی که از این فرقه حمایت میکنند، حاضر به پذیرش آنها در خاک خود نیستند؟!


    (حضور آقای الشحمانی در کنفرانس بزرگ العدالة العراقية در بغداد)

    این نماینده مجلس عراق در قسمت دیگری از سخنان خود به حکم دستگاه قضایی عراق برای بازگرداندن تمامی اراضی تحت تصرف این فرقه تروریستی به طرف عراقی، اشاره کرده و گفت ما نمیخواهیم که نسبت به کشورهای همسایه؛ ازجمله ایران تجاوزی صورت پذیرد یا اینکه عراق تبدیل به گذرگاهی برای اجرای عملیات جنایتکارانه شود.

    رئیس انجمن عدالت عراق نافع عیسی نیز به نوبه خود تاکید کرد که این انجمن دعاوی جنایی دراختیار دارد که فرقه تروریستی مجاهدین خلق را محکوم خواهد کرد، وی از مجلس عراق خواست تا پیش از خروج این فرقه از عراق، این دعاوی را به جریان بیندازد. وی افزود: این فرقه تروریستی با همکاری خود با رژیم بعث و کشتن عراقیها در جای جای عراق و بویژه در جریان انتفاضه شعبانیه، مرتکب جنایات بیشماری شده است.


    (سخنرانی آقای الشحمانی در کنفرانس بزرگ العدالة العراقية در بغداد)

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=11621

    دانیل فراید: زمان خروج مجاهدین خلق از اشرف فرا رسیده

    مارتین کوبلر: سری اول نفرات از اشرف به لیبرتی منتقل می شوند

    .

    ... دانیل فراید با اشاره به اینکه دولت عراق متعهد شده در زمان انتقال این گروهک به کمپ لیبرتی از آنان حفاظت کند، افزود: روز دوشنبه نمایندگان دولت عراق با رهبران کمپ اشرف درباره چگونگی انتقال ساکنین کمپ اشرف به مذاکره پرداختند؛ مذاکراتی که مفید و مثبت بوده است. بر اساس توافق نامه میان دولت عراق و سازمان ملل قرار است به محض جابجایی ساکنان پادگان لیبرتی به کمپ اشرف، دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به تعیین وضعیت پناهندگی آنان خواهد پرداخت. به گفته دانیل فرید ممکن است برخی به صورت داوطلبانه به ایران بازگردند و برخی به کشورهای ثالثی که شهروندی شان را دارند. لازم به ذکر است سازمان مجاهدین خلق در سال 1997 توسط وزارت امور خارجه امریکا به عنوان سازمانی تروریستی شناخته شد...

    انجمن عدالت به نقل از منابع غربی، هشتم فوریه 2012
    http://edalatjusticesociety.com

    لینک به متن اصلی گزارش وزارت خارجه امریکا و بریف دانیل فراید (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=11615

    آمریکا از فرقه مجاهدین خلق خواست پادگان اشرف را تخلیه کنند

    انجمن عدالت، هشتم فوریه 2012
    http://edalatjusticesociety.com/pages/?id=2557

    دولت امریکا از مجاهدین خلق خواست پادگان اشرف را تخلیه و به کمپ لیبرتی، پایگاه نظامی سابق این کشور در نزدیکی بغداد بروند.

    به گزارش انجمن دفاع از قربانبان تروریسم خاورمیانه دانیل فراید، مشاور ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور کمپ اشرف اعلام کرد : زمان آن فرا رسیده که مجاهدین خلق تصمیم بگیرند از پادگان اشرف به کمپ لیبرتی بروند. به گفته وی دولت امریکا از جابجایی صلح طلبانه و موقت آنها در کمپ لیبرتی سپس بازاسکان دائم و نهایی ساکنین کمپ اشرف در ایران یا کشورهای ثالث استقبال و حمایت می کند.

    دانیل فراید با اشاره به اینکه دولت عراق متعهد شده در زمان انتقال این گروهک به کمپ لیبرتی از آنان حفاظت کند، افزود: روز دوشنبه نمایندگان دولت عراق با رهبران کمپ اشرف درباره چگونگی انتقال ساکنین کمپ اشرف به مذاکره پرداختند؛ مذاکراتی که مفید و مثبت بوده است.

    بر اساس توافق نامه میان دولت عراق و سازمان ملل قرار است به محض جابجایی ساکنان پادگان لیبرتی به کمپ اشرف، دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به تعیین وضعیت پناهندگی آنان خواهد پرداخت.

    به گفته دانیل فرید ممکن است برخی به صورت داوطلبانه به ایران بازگردند و برخی به کشورهای ثالثی که شهروندی شان را دارند.

    لازم به ذکر است سازمان مجاهدین خلق در سال 1997 توسط وزارت امور خارجه امریکا به عنوان سازمانی تروریستی شناخته شد. در طی دهه 1970، این گروه 6 امریکایی در ایران را به قتل رسانده و در دفاتر شرکت های امریکایی در این کشور بمب گذاری کرد.

    این گروه کمپینی در کشور امریکا به راه انداخته اند تا حمایت دولت امریکا را به دست آورده و از فهرست سازمان های تروریستی وزارت امور خارجه امریکا خارج شوند. از حامیان این سازمان شامل رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک و هاوارد دین، استاندار سابق ورمونت می باشند.

    پس از پایان سال 2011 و تمدید ضرب العجل دولت عراق برای تخلیه کمپ اشرف، ساکنین این کمپ قرار بود به کمپ لیبرتی منتقل شوند. هفته گذشته سازمان ملل اعلام کرد که این پایگاه آماده سکونت می باشد.

    در همین حال مریم رجوی دیروز در پارلمان اروپا اظهار داشت ساکنین کمپ اشرف تمایل دارند به مکان جدید منتقل شوند ولی خواستار حداقل ضمانت ها و برخوردی محترمانه و انسانی در محل جدید استقرار هستند.

    وی گفت : اتحادیه اروپا، امریکا و سازمان ملل باید به صورت فعال و بی درنگ وارد عمل شوند تا از تبدیل شدن کمپ لیبرتی به یک زندان جلوگیری کنند. این در حالی است که مارتین کوپلر نماینده ویژه سازمان ملل در امور عراق، و کمیساریای عالی پناهندگان اعلام کردند کمپ لیبرتی دارای استانداردهای لازم برای سکونت ساکنان پادگان اشرف است.

    ---------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=11585

    ساکنان کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) و تعیین تکلیف وضعیت پناهندگی متقاضیان

    .

    ... کمیساریا بر اهمیت یافتن راه حلی صلح آمیز تاکید دارد و این شامل این مسئله نیز می گردد که هر گونه انتقال به محل جدید بصورت غیر اجباری انجام پذیرد و پس از انتقال امکان ترددات کاملا آزادانه افراد وجود داشته باشد .. ساکنین کمپ اشرف که درخواست پناهندگی کتبی ارائه داده اند بر اساس قوانین بین المللی "متقاضی پناهندگی" تلقی می گردند و منتظر تصمیم گیری در قبال تقاضایشان هستند. در شرایط کنونی که سیستم تصمیم گیری کشوری در این رابطه در عراق موجود نیست، کمیساریا این تصمیم گیری را بر مبنی مصاحبه شخص به شخص و بصورتی عادلانه و با راندمان بالا انجام خواهد داد. هر پرونده و هر فردی با توجه به شرایط مشخص شخصی اش و بر طبق قوانین بین المللی مورد بررسی قرار خواهد گرفت ...

    کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد، اول فوریه 2012
    ترجمه ایران اینترلینک

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=11577

    - کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد (از این پس بنام کمیساریا آورده می شود - م) مدتی است که آماده شروع تعیین تکلیف و تصمیم گیری در باره وضعیت پناهندگی ساکنان کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) می باشد. کمیساریا در این رابطه تیم هایی را مشخص کرده است تا با حضور خود در صحنه بتواند زمینه های لازم و پشتیبانی مورد نظر برای این کار را تدارک ببینند. مشخص است که مصاحبه های فرد به فرد باید در محیطی امن، خنثی و خصوصی برگزار گردند.

    - این پروسه بر اساس قراردادی که با دولت عراق منعقد شده است الزاما می بایست در بیرون کمپ عراق جدید و در محلی صورت پذیرد که ساکنین کمپ بصورت غیر اجباری به آن محل منتقل گردیده و در این محل در شرایطی امن و قابل قبول بصورت موقت نگهداری خواهند شد.

    - کمیساریا بر اهمیت یافتن راه حلی صلح آمیز تاکید دارد و این شامل این مسئله نیز می گردد که هر گونه انتقال به محل جدید بصورت غیر اجباری انجام پذیرد و پس از انتقال امکان ترددات کاملا آزادانه افراد وجود داشته باشد.

    زمینه و پیشینه

    ساکنین کمپ اشرف که درخواست پناهندگی کتبی ارائه داده اند بر اساس قوانین بین المللی "متقاضی پناهندگی" تلقی می گردند و منتظر تصمیم گیری در قبال تقاضایشان هستند. در شرایط کنونی که سیستم تصمیم گیری کشوری در این رابطه در عراق موجود نیست، کمیساریا این تصمیم گیری را بر مبنی مصاحبه شخص به شخص و بصورتی عادلانه و با راندمان بالا انجام خواهد داد. هر پرونده و هر فردی با توجه به شرایط مشخص شخصی اش و بر طبق قوانین بین المللی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

    اصل عدم بازگرداندن اجباری به کشور مبدا (ایران- م)

    کمیساریا با همراهی دولت عراق و یونامی (دفتر سازمان ملل در بغداد) و دیگر دست اندرکاران بدنبال دستیابی به راه حلی دراز مدت است که شامل مهاجرت و جابجایی افراد به کشورهای ثالث می گردد.

    کمیساریای عالی پناهندگی،
    اول فوریه 2012

    -
    این سند بر حسب ضرورت بروز خواهد شد

    (پایان)

    -----------

     

    همچنین
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=11432

    از جان رجوی چه میخواهیم؟

    مسئله حقوق بشر نبایستی به ملاحظات سیاسی مشروط گردد

    .

    ... وقتی تعداد کثیری که توانسته اند از اشرف فرار کنند همگی یک مطلب را میگویند و همگی بر بسیاری حقایق که در استانداردهای جهانی امروزی نقض فاحش اولیه ترین حقوق انسانی تعریف میگردد صحه میگذارند، باید پذیرفت که موضوع حداقل ارزش رسیدگی و دخالت سازمان های بین المللی حقوق بشری را دارد و نمیتوان صرفا آنرا به پارامتر های دیگر، از جمله مسائل سیاسی، مشروط کرده و از روی آن گذشت. واقعیت اینست که هیچ کس از درون اشرف اطلاعی ندارد و مسئولین سازمان مجاهدین خلق اجازه هیچگونه دسترسی به افراد داخل آنرا نمیدهند و لذا تنها منبع خبری از اشرف کسانی هستند که توانسته اند از آنجا فرار کنند و این واقعیت هم غیر قابل انکار است که اشرف جائی است که افرادی از آنجا فرار میکنند ...

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، یازدهم ژانویه 2012
    http://www.saharngo.com/fa/story/1684

    نامه ای مطول و مفصل داشتیم که بعد از توضیحات مبسوط در دفاع از سازمان مجاهدین خلق و آوردن دلایل سیاسی در توجیه عملکردهای این سازمان، نهایتا به این جمله ختم شده بود که "از جان رجوی چه میخواهید؟".

    باید عرض شود که ما از جان رجوی و از جان هر کس دیگری که طرف هستیم چیزی نمی خواهیم. به هیچ عنوان با مسعود رجوی بحث سیاسی و ایدئولوژیکی هم نداریم. اصلا کار ما سیاسی نیست و هر کداممان یک ایده ای داریم. ما صرفا یک سری سؤالات مشخص مربوط به حقوق اولیه انسان ها داریم که به هیچ پارامتری هم نمیتواند مشروط شود و مایلیم رجوی، یا هر کس دیگری از جانب او، در این خصوص پاسخگو باشد. اینرا بدون اغراق میگوئیم که پرونده جرائم حقوقی رجوی، خصوصا در قبال اعضای فرقه خودش، در محاکم قضائی عراق از پرونده صدام حسین هم قطورتر است و هزاران برگ سند و مدرک در آن وجود دارد.

    سؤال شده بود که آیا اساسا چنین امکانی وجود ندارد که جداشده ها (بریده ها به زعم نویسنده) در اظهارات خود، به علت دشمنی که با سازمان پیدا کرده اند، غلو نمایند و خلاف واقع بگویند؟

    جواب ما اینست که البته که چنین امکانی وجود دارد.

    آیا هر آنچه که فراریان از اشرف (اخراج شدگان به زعم نویسنده) میگویند را باید بدون چون و چرا به عنوان حقایق محض پذیرفت؟

    قطعا اینطور نیست.

    اما از طرف دیگر ما هم هرگز نمیتوانیم همه حرفهای رجوی و حامیان ایرانی و غیر ایرانیش را حقیقت محض پنداشته و هیچ شکی نسبت به ادعاهایشان نداشته باشیم.

    وقتی تعداد کثیری که توانسته اند از اشرف فرار کنند همگی یک مطلب را میگویند و همگی بر بسیاری حقایق که در استانداردهای جهانی امروزی نقض فاحش اولیه ترین حقوق انسانی تعریف میگردد صحه میگذارند، باید پذیرفت که موضوع حداقل ارزش رسیدگی و دخالت سازمان های بین المللی حقوق بشری را دارد و نمیتوان صرفا آنرا به پارامتر های دیگر، از جمله مسائل سیاسی، مشروط کرده و از روی آن گذشت. واقعیت اینست که هیچ کس از درون اشرف اطلاعی ندارد و مسئولین سازمان مجاهدین خلق اجازه هیچگونه دسترسی به افراد داخل آنرا نمیدهند و لذا تنها منبع خبری از اشرف کسانی هستند که توانسته اند از آنجا فرار کنند و این واقعیت هم غیر قابل انکار است که اشرف جائی است که افرادی از آنجا فرار میکنند.

    عین الله شعبانی 7 ماه است که از اشرف فرار کرده است. او 23 سال بطور کامل و شبانه روزی و بدون کوچکترین ارتباطی با دنیای خارج در پادگان اشرف و زیر نظر 24 ساعته تشکیلات بوده است. او در جنگ ایران و عراق سرباز بود. در سال 1367 در آخرین عملیات از ناحیه پا تیر خورد و مجروح شد و اسیر نیروهای عراقی گشت. او را ابتدا به یک اردوگاه و سپس به زندان ابوغریب بردند و هرگز در دستگاه صلیب سرخ به عنوان اسیر جنگی به ثبت نرسید و صلیب از وجود او هیچ اطلاعی نداشت. هیچگونه رسیدگی درمانی در قبال او صورت نگرفت و او را با همان حالت مجروح در حالیکه خون بسیاری از دست داده بود در زندان ابوغریب رها کردند تا اینکه مسئولین سازمان مجاهدین خلق به سراغ او رفتند و او از سر ناچاری دعوت آنان را قبول کرد و البته گرفتارتر شد. خانواده اش تا سال 1382 هیچ اطلاعی از وضعیت او نداشتند و او را مفقود جنگی به حساب می آوردند تا اینکه از طریق جداشدگان اطلاع یافتند که او در اشرف است.

    او میگوید: "در اشرف که بودم چند بار درخواست کردم که با صلیب سرخ دیدار داشته باشم ولی موافقت نکردند. خیلی ها مثل من ثبت نشده بودند. صلیب سرخ خواسته بود تا با اسرای جنگی که به سازمان پیوسته اند ملاقات کند. سازمان حتی از کسانی که ثبت نام شده بودند پای یک نامه انگلیسی امضا گرفت که اینها نمیخواهند با صلیب دیدار داشته باشند. این افراد، که سازمان یقین داشت در صورت دیدار با صلیب جدا خواهند شد، ابتدا متوجه نشدند که پای چه چیزی را امضا کرده اند. سازمان صرفا تعدادی را که فکر میکرد جدا نخواهند شد به صلیب نشان داد که بسیاری از آنها همان موقع (بعد از آتش بس) جدا شده و به ایران رفتند. هیچ ایده ای از شرایط خارج از قرارگاه نداشتم و می ترسیدم که فرار کنم یا جدا شوم و باز گرفتارتر گردم. اما بالاخره صدای خانواده ها که از بلندگوها پخش میشد مرا تشویق کرد تا تصمیم خودم را بگیرم".

    روز 23 اردیبهشت امسال (1390)، محمدرضا گلی اسکاردی (بعد از 23 سال) و غفار بال افکنده (بعد از 10 سال) با کمک یکدیگر و بعد از ریختن یک طرح فرار مشترک، موفق شدند از پادگان فرقه ای اشرف بگریزند و خود را به جمع خانواده ها برسانند.

    محمدرضا از سال 1357 وقتی دانشاموز دبیرستان بود هوادار سازمان مجاهدین خلق شده بود. او فکر میکرد که این بهترین سازمانی است که تاکنون بر روی کره زمین وجود داشته است. با این دید و با تبلیغاتی که از رادیو مجاهد شنیده بود به عراق رفت و به سازمان پیوست.

    خانواده او از ابتدا از وجودش در اشرف اطلاع داشتند. او چندین نوبت طی این 23 سال از عراق به دلایل مختلف که عمدتا برای جذب نیرو یا کمک مالی بود مأمور شد تا با خانواده اش در ایران تلفنی صحبت کند. این مکالمات همیشه توسط مسئولین سازمان که حضور فیزیکی داشتند کنترل میشد. او هر بار مجبور بود به خانواده اش بگوید که جایش خوب است و کاملا از شرایط خود راضی است و آنها را هم تشویق به آمدن بکند. خانواده او هم البته حرفش را باور میکردند و خیالشان راحت بود.

    او میگوید: "آنچه در اشرف طی این سالیان دیدم کاملا مغایر با آنچیزی بود که در ایران تصور میکردم. هر آنچه که در تبلیغاتشان میگفتند دروغ محض بود. خفقان در داخل اشرف حد و مرز نداشت و واقعا اشرف جای ماندن نبود. از طرفی سازمان هر روزنه ای به بیرون از اشرف را کور کرده بود و هیچ تصویری از آنچه که بعد از جدا شدن بر سرمان خواهد آمد نداشتیم. صدای خانواده ها که از بلندگو ها پخش میشد نور امیدی بر دلهای ما تاباند. من و غفار در یک مقر بودیم و با هم تصمیم گرفتیم که طرحی ریخته و فرار کنیم و نهایتا خود را به عراقی ها و خانواده ها رساندیم".

    غفار بال افکنده میگوید: "سه نفر بودیم که برای یافتن کار و ارتقای زندگی مان به ترکیه رفتیم، غافل از اینکه سازمان از قبل در ترکیه تور پهن کرده تا امثال ما را بدام بیندازد. عاقبت مثل خیلی های دیگر گول ترفندهای سازمان را خوردیم و به این طریق سر از اشرف در آوردیم. از همان روز اول گفتم که نمیخواهم اینجا بمانم که مرا مخیر کردند که یا بمانم و یا توسط عراقی ها به اتهام ورود غیر قانونی محاکمه شده و به زندان ابوغریب فرستاده شوم. یکی از ما موقع آمدن آمریکائی ها و دیگری بعد از آن جدا شدند و رفتند. من اما از جداشدن و فرار میترسیدم. هر زمان که میگفتم میخواهم بروم فورا تحت شدیدترین فشارهای روحی و فیزیکی قرار میگرفتم و تا حرفم را پس نمیگرفتم دست از سرم بر نمی داشتند. صدای خانواده ها به من قوت قلب داد و مطلع شدم که تعدادی توانسته اند فرار کنند و امیدوار شدم که در پشت حصارهای اشرف زندگی به گونه ای دیگر در جریان است که میتواند نوید بخش باشد. با محمدرضا قرارهایمان را گذاشتیم و تعهد کردیم که کسی بوئی نبرد و بالاخره طرح فرارمان را اجرا کردیم. حاصل یک لحظه غلفت در ترکیه، تلف شدن 10 سال از عمرم در عراق و شکنجه روحی و جسمی بود که این مدت متحمل شدم".

    اگر بخواهیم به همین منوال ادامه دهیم و فاکت و نمونه و استشهادیه بیاوریم چندین کتاب قطور خواهد شد. چگونه میشود تصور کرد که تمامی این سرگذشت ها قلابی و ساختگی بوده و تنها رجوی راست می گوید. آیا کسی هست که با دلیل و مدرک این اظهارات را از اساس رد کند؟

    اگر مختصری در خصوص فرقه های مخرب کنترل ذهن مطالعه کنید و نمونه های آنرا با رفتار و کردار سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی مقایسه نمائید، یقین خواهید کرد که این یک گروه معمولی که با جمهوری اسلامی مبارزه میکند نیست. این گروه افراد خود را سوژه مغزشوئی قرار داده و اراده آزاد را از آنان گرفته و این نفرات را برده وار استثمار میکند. فرقه رجوی مصداق بارز برده داری نوین است که این روزها توسط جامعه شناسان و روان شناسان خیلی مطرح میشود.

    کسانی که از فرقه ها جدا میشوند معمولا سخت لب به سخن باز میکنند و از 100 واقعیت یکی را هم برملا نمی نمایند. جداشدگان فرقه ها دلایل خاص خودشان را دارند و آنان نسبت به اینکه با تمام تحصیلات و هوش و ذکاوتی که داشته اند اینچنین بازیچه دست یک قدرت طلب مال دوست شهوت پرست شده اند شرم دارند و ترجیح میدهند خاطرات خود را برای همیشه در درون خود نگاه دارند. خانم بتول سلطانی سالها نزد ما در عراق بود و زمانی که به اروپا رفت پرده از خیلی از مسائل مربوط به شخص رجوی برداشت و تا آن زمان چیزی نگفته بود.

    فرقه ها تلاش میکنند منتقدین خود را سرکوب و منکوب نمایند و آنها را مورد اتهام قرار بدهند و بگویند که آنان این حرف ها را از روی دشمنی میزنند. اولا چرا آنها باید بعد از جدا شدن دشمن شوند؟ مگر هر کس از هر حزب و گروهی جدا میشود بلافاصله به دشمنی با آن می پردازد؟ کسی که 23 سال و بعضا 30 سال از عمر خود را بلاوقفه در این سازمان گذرانده چرا باید بعد از خروج دیگر ذره ای سمپاتی به آن نداشته باشد؟ ثانیا آیا همه کسانی که جدا شده اند و تعداد آنها تا جائی که ما ارتباط داریم به صدها تن میرسد و استشهادیه های آنان در دستگاه قضائی عراق موجود است همگی از اول تا آخر دروغ میگویند؟ آیا یک کلام راست از اینهمه نمونه های نقض اولیه ترین حقوق بشر در داخل پادگان اشرف وجود ندارد؟ آیا همه آنها کارمندان و مأموران وزارت اطلاعات و نیروی قدس و غیره بوده اند؟

    اگر منطقی فکر کنیم همین نمونه که رجوی مانع دیدار خانواده ها با عزیزانشان که سالیان سال است آنها را ندیده اند میشود کافی است تا پی به ماهیت او و مناسبات درونی فرقه اش ببریم. آیا به نظر شما هیچ دلیل سیاسی میتواند نقض حقوق اولیه انسان ها، خصوصا کسانی که تمامی هست و نیست خود را در راه مبارزه گذاشته و داوطلبانه به این راه وارد شده اند، توجیه نماید؟

    ما میخواهیم سؤال کنیم که آیا ساکنان اشرف دسترسی آزاد به اطلاعات لازم را دارند؟ آیا آنها واقعا در شرایطی هستند که بتوانند آگاهانه و مستقل تصمیم بگیرند؟ آنا آنان که بعضا بیش از دو دهه است که از دنیای خارج قطع شده و تحت مانیپولاسیون ذهنی تحت عنوان عملیات جاری قرار داشته اند صاحب اراده آزاد هستند؟ همه میدانند که چنین چیزی نیست و رجوی اجازه باز شدن حصارها را نمیدهد. سازمان های بین المللی هم بنا بر مصالح سیاسی کاملا منفعل شده اند ولی این انفعال نمیتواند واقعیت را بپوشاند. واقعیت اینست که افرادی که در اشرف مستقر هستند بر اساس استانداردهای بین المللی اسیر ذهنی و عینی محسوب میشوند که ابتدا باید اطلاعات کافی از دنیای بیرون از فرقه در اختیار آنان قرار گیرد تا بتوانند با اراده آزاد که از آنان سلب شده تصمیم بگیرند.

    مایلیم که دوستان و عزیزان، موافق یا مخالف، نظرات خود را به اطلاع ما برسانند تا ما هم بتوانیم مسیر حرکت خود را بهتر انتخاب نمائیم.

    بنیاد خانواده سحر
    بغداد 11 ژانویه 2012

    ---------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=11289

    دو سال پشت سیم‌خاردارهای چهار لایه اشرف؛ «فقط می‌خواهم فرزندم را ببینم»

    .

    ... بار‌ها و بار‌ها من از سازمان ملل و حقوق بشر و از کمیساریای عالی پناهندگان و دولت عراق درخواست کمک کرده‌ام که من شرایط خاصی دارم و هر جور شده می‌خواهم این فرزندم را حداقل دو سه دقیقه ببینم و شرایط زندگی خودم را برایش بگویم. و شرایط بیرون از کمپ اشرف را هم برایش روشن کنم. اما متأسفانه کسانی که در درون سازمان هستند، هیچ اطلاعی از بیرون سازمان ندارند. هیچ رسانه‌ای در اختیارشان نیست و هیچ نمی‌دانند. فقط یک کانال تلویزیونی آنهم به صورت کاملا سانسور شده در اختیار آنهاست. نه رادیو، نه تلویزیون و نه روزنامه در اختیارشان نیست. و از هیچ چیزی خبر ندارند... اگر واقعاً این ادعایشان درست است پس تمام سیم خاردار‌ها را بردارند. تمام کانکس‌های نگهبانی را جمع کنند. هر صد متری یک کانکس گذاشته‌اند و ...

    گلناز اسفندياری، رادیو فردا، بیست و دوم دسامبر 2011
    http://www.radiofarda.com/content/f7_IV_with_Soraya_
    Abdollahi_mother_of_Ashraf_camp_resident/24430667.html

    لینک جهت دانلود فایل صوتی

    در حالی که هنوز آینده ساکنان اردوگاه اشرف مشخص نیست، شماری از خانواده‌های این افراد نیز از مدت‌ها پیش در وضعیت بلاتکلیفی به سر می‌برند. اردوگاه اشرف واقع در شمال بغداد اعضای سازمان مجاهدین خلق را در جای داده است.

    ثریا عبداللهی، مادر یکی از ساکنان اردوگاه اشرف، می‌گوید که از دو سال پیش به قصد دیدن فرزندش امیر در اطراف اردوگاه ساکن شده، اما به گفته او سازمان مجاهدین از دیدار آنان ممانعت به عمل می‌آورد.

    خانم عبداللهی به رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی می‌گوید که فرزندش از ۱۰ سال پیش ساکن اردوگاه اشرف است:
    (لینک به فایل صوتی)

    ثریا عبداللهی: من بهمن ماه سال ۱۳۸۸ خورشیدی به اینجا آمدم و متأسفانه تا به امروز اصلاً نتوانسته‌اند بچه‌ام را ببینم. او را دوباره به تلویزیون سیمای آزادی آورده‌اند. بچه‌ام به حالت خیلی عصبی شروع به فحاشی کردن؛ تهدید کردن و بسیجی خواندن من کرد.

    به هر حال من ۲۰ سال زحمت بچه‌ام را کشیده‌ام. می‌دانست که من با چه شرایطی او را بزرگ کرده‌ام. نمی‌دانم چه بر سر او گذشت و چه تهدیداتی شد؟ اصلاً چرا تهدیدش کردند و چرا به این صورت به تلویزیون آورده بودندش؟ چرا او را بر علیه مادرش، مادری که جوانی‌اش را برای فرزندانش گذاشته، او را تحریک کرده بودند و چرا باید این جور صحبت کند؟ من تعجب می‌کنم.

    با‌شناختی که از پسرتان دارید، فکر می‌کنید علت این اتفاقات چیست؟

    با توجه به اینکه من الان دو سال است اینجا هستم. از طریق کسانی که از سازمان فرار کرده‌اند، چه کسانی که در سال‌های گذشته فرار کرده‌اند و چه کسانی که در طول این دو سال گذشته که ما اینجا بوده‌ایم فرار کرده‌اند، من فهمیدم که بچه من زیر فشار جسمی و روحی خیلی شدیدی قرار دارد.

    نه تنها فرزند من؛ بلکه بچه‌هایی که خانواده‌هاشان اینجا هستند، و نمی‌گذارند که به هیچ عنوان ما فرزندانمان را ببینیم.

    آنوقت شما از ایران به آنجا رفتید تا پسرتان را ببینید؟

    بله. من از استان اردبیل به اینجا آمدم.

    و در طول این دوسال شما کجا زندگی می‌کنید؟

    اول که من به اینجا آمدم حدود سه یا چهار خانواده بیشتر نبودیم. ما فکر می‌کردیم می‌آییم و بچه‌هایمان را می‌بینیم و برمی‌گردیم. به همین دلیل هم برای ما یک [محل] اسکان جلوی درب اشرف قرار دادند و بعد از آن بود که اسکان‌هایمان زیاد‌تر شد و از حدود ۱۰ نفر به ۱۰۰ نفر رسید.

    الان که حدود دو سال از این ماجرا می‌گذرد، چیزی حدود ۴۰۰ یا ۵۰۰ نفر در اینجا مستقر هستند.

    خانم عبداللهی؛ ممکن است به طور کوتاه و خلاصه توضیح بدهید که اصلاً چه شد که پسر شما ساکن اردوگاه اشرف شد؟

    فرزند من سال ۱۳۸۱ قرار بود به آلمان برود، اما متأسفانه هر کاری کردیم ویزای آلمان را به او ندادند. دوستی داشت که می‌خواست او را از طریق ترکیه به آلمان ببرد، من هم موافقت کردم و او به ترکیه رفت و در هتل آنکارا ساکن بود.

    از هتل آنکارا با من تماس گرفت و گفت مردی به اسم علی آنکارایی پیدا شده که حدود ۶۰۰ یا ۷۰۰ نفر را می‌خواهد به آلمان ببرد ولی برای این کار مقداری پول می‌خواهد.

    بچه من در این میان حدود سه سال و نیم یا نزدیک به چهار سال بعد از این اتفاق گم شد. از طریق شخصی که از سازمان فرار کرده بود و من و پسرم را می‌شناخت، و آمد مرا پیدا کرد از طرف فرزندم بعد از چهار سال خبر آورد. من پرسیدم شما کجا هستید که این جور گم شده‌اید؟ او هم گفت ما در کمپ اشراف هستیم.

    پیش از این پسر شما عضو سازمان مجاهدین بود؟ تا جایی که شما می‌دانستید؟

    نه. نه. نه تنها عضو این تشکیلات نبود بلکه ما این سازمان و این نام‌ها و عنوان‌ها را هم نمی‌شناختیم.

    بار‌ها و بار‌ها من از سازمان ملل و حقوق بشر و از کمیساریای عالی پناهندگان و دولت عراق درخواست کمک کرده‌ام که من شرایط خاصی دارم و هر جور شده می‌خواهم این فرزندم را حداقل دو سه دقیقه ببینم و شرایط زندگی خودم را برایش بگویم. و شرایط بیرون از کمپ اشرف را هم برایش روشن کنم.

    اما متأسفانه کسانی که در درون سازمان هستند، هیچ اطلاعی از بیرون سازمان ندارند. هیچ رسانه‌ای در اختیارشان نیست و هیچ نمی‌دانند. فقط یک کانال تلویزیونی آنهم به صورت کاملا سانسور شده در اختیار آنهاست. نه رادیو، نه تلویزیون و نه روزنامه در اختیارشان نیست. و از هیچ چیزی خبر ندارند.

    مقامات سازمان مجاهدین خلق این گونه حرف‌ها را رد می‌کنند و می‌گویند که افرادی که در کمپ اشرف هستند، به میل خودشان آنجا زندگی می‌کنند، هیچ محدودیتی ندارند و با میل خودشان در آنجا مانده‌اند.

    اگر واقعاً این ادعایشان درست است پس تمام سیم خاردار‌ها را بردارند. تمام کانکس‌های نگهبانی را جمع کنند. هر صد متری یک کانکس گذاشته‌اند و بچه‌های آنجا چهار نفر، چهار نفر دارند نگهبانی می‌دهند، این‌ها را جمع کنند.
    دوربین‌های مدار بسته را جمع کنند. دوربین‌های دید در شب را جمع کنند. به طور کامل تمام درهای مقر‌ها را باز کنند.

    الان دو سال است که من اینجا هستم. سیم خاردار‌ها به طور چهار لایه، چهار لایه به طرف سازمان چیده شده است.

    شما گفتید که پسرتان هم گفته است که نمی‌خواهد شما را ببیند.

    پسرم به اجبار این حرف را زده است. به من که نگفته است. عرض کردم خدمت‌تان که این حرف را پشت تلویزیون سیمای آزادیشان گفته است.

    گزارش‌هایی وجود دارد که سازمان مجاهدین خلق اعلام کرده است که در صورت دریافت تضمین‌های امنیتی، این سه هزار عضو خود را از اردوگاه اشرف خارج می‌کند. نظر شما در این مورد چیست؟

    انشاءالله که موافقت کنند. آن کسانی که از درون سازمان فرار کرده‌اند، می‌گویند که قرص‌های سیانور در اختیار اکثر اعضای این سازمان قرار داده شده است و هر کس بخواهد به زور از اینجا برود باید حتماً قرص سیانورش را بخورد.

    این اطلاعات را شما از کجا دارید خانم عبداللهی؟

    از طریق اشخاصی که در عرض همین یکی دو هفته گذشته از کمپ اشرف فرار کرده‌اند فهمیده‌ام. تمام اطلاعات راجع به درون سازمان را ما از این افراد فرار کرده دریافت کرده‌ایم.

    اگر فرض را بر این بگیریم که اجازه جا به جایی داده بشود، خواست شما چیست؟ اینکه فقط پسرتان را ببینید یا اینکه می‌خواهید به ایران برگردد؟ خواسته واقعی شما چیست؟

    نه تنها من بلکه خانواده تمام این ۶۰۰ یا ۷۰۰ نفری که به کمپ اشرف رفته‌اند، خواسته‌مان این است که این افراد اول باید از کمپ بیایند بیرون. در مرحله نخست باید روشن سازی بشوند. در جریان تمام مسائل روز و اخبار روز قرار بگیرند. چون این افراد چیزی بین ۳۰ یا ۲۰ یا ۱۰ سال در محیطی کاملا بسته و ایزوله زندگی کرده‌اند.

    به همین دلیل من مادر در کنار سایر خانواده‌ها این انتظار و درخواست را دارم که اول از همه ذهن این‌ها را روشن کنند. پیش از ملاقات با خانواده‌ها آن‌ها را در جریان مسائل واقعی روز قرار بدهند، آن وقت اجازه ملاقات این اشخاص با خانواده‌ها را بدهند.

    یعنی منظورتان از «روشن سازی» این افراد این است که با حق و حقوقشان آشنا بشوند؟ ببینند که در خارج از اردوگاه چه امکاناتی برایشان وجود دارد؟ و بر این اساس خودشان آگاهانه تصمیم بگیرند که می‌خواهند چکار کنند؟

    دقیقاً. من هیچ اجباری در انتخاب اینکه پسرم باید حتما با من بیاید، ندارم.

    اگر الان می‌توانستید به طور کوتاه با پسرتان صحبت کنید، به او چه می‌گفتید؟ مهم‌ترین چیزی که می‌خواستید به او بگویید چه بود؟

    به او می‌گفتم که امیرم، واقعاً دوستت دارم و زندگی و نفسم را به پایت می‌ریزم تا زمانی که پرواز کنی و به اوج برسی. به آنجایی که خودت ایمان و عقیده داری. من دوست ندارم در عقیده کسی، حتی فرزند خودم مداخله کنم. ولی می‌خواهم فرزندم آزاد زندگی کند. در محیط بسته نباشد.

    چرا باید ازدواج کردن برای بچه من حرام باشد؟ چرا کار کردن، خانه داشتن، حق فرزند داشتن، ملاقات با خانواده و دوستان، دیدار با مادر و خواهر و وابستگان برای فرزندم باید ممنوع باشد؟

    می‌خواهم مثل بقیه مادر‌ها وقتی فرزندم را می‌بینم به وجودش افتخار کنم. به همین سادگی. غیر از این دیگر هیچ چیزی نمی‌خواهم.

    ------------

    Home


    Date: 2012-03-20
    (C) 2006