شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • اعلام جدائی محمد رضا نجاریان از فرقه رجوی

    اعلام جدائی محمد رضا نجاریان از فرقه رجوی

    .

    ... بعد از پیوستن به این فرقه درعراق، و طی بیش از یک دهه عضویت در آن، متحمل دردها و رنجهای فراوان و غیر قابل وصفی گردیدم. اما سرانجام به این واقعیت دردناک رسیدم که همه اش دروغ و دغل و بخاطر هیچ و پوچ بود و سازمانی که من و هزاران نفرهمچون من با خلوص نیت و با صداقت و فداکاری قدم در آن نهادیم چیزی جز یک فرقه مخرب کیش شخصیتی نیست که فقط در جهت ارضای مطامع جاه طلبانه شخص رجوی قدم بر داشته و در این راه از هیچ جنایت و خیانتی کوتاهی نکرده است. آنچه موجب شد تا خیلی دیر به این واقعیت تلخ و دردناک برسم همانا ماهیت فرقه ای و وجود تشکیلات بسته و درونگرای این سازمان بود؛ تشکیلاتی که همه ما را از دنیای آزاد بیرون از خود قطع کرده و راه ورود هر نوع اطلاعات و خبر را به روی ما بسته بود ...

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و نهم ژانویه 2012
    http://www.saharngo.com/fa/story/1690

    آقای محمدرضا نجاریان، که مدتی قبل توانست از اسارت فرقه رجوی در پادگان اشرف رها شده و به جمع خانواده ها بپیوندد و بعد از سالیان با پدر و مادر خود دیدار نماید، در مطلب زیر ضمن اعلام جدائی از این فرقه، شرح حال مختصر خود را نیز بیان نموده است:

    بنام خدا

    من محمدرضا نجاریان عضو سابق سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) هستم که بدین وسیله جدائی خود را از این فرقه اعلام میدارم.

    قریب به 11 سال از عمرم را در عضویت این فرقه از دست دادم و برای این سازمان و رهبریش، خانواده ام، زندگی ام، جوانی ام، آرزوهایم، و همه دلبستگی هایم را در مسیر به اصطلاح آزادی و با توهم مبارزه برای بهروزی ملت ایران کنار گذاشتم.

    بعد از پیوستن به این فرقه درعراق، و طی بیش از یک دهه عضویت در آن، متحمل دردها و رنجهای فراوان و غیر قابل وصفی گردیدم. اما سرانجام به این واقعیت دردناک رسیدم که همه اش دروغ و دغل و بخاطر هیچ و پوچ بود و سازمانی که من و هزاران نفرهمچون من با خلوص نیت و با صداقت و فداکاری قدم در آن نهادیم چیزی جز یک فرقه مخرب کیش شخصیتی نیست که فقط در جهت ارضای مطامع جاه طلبانه شخص رجوی قدم بر داشته و در این راه از هیچ جنایت و خیانتی کوتاهی نکرده است.

    آنچه موجب شد تا خیلی دیر به این واقعیت تلخ و دردناک برسم همانا ماهیت فرقه ای و وجود تشکیلات بسته و درونگرای این سازمان بود؛ تشکیلاتی که همه ما را از دنیای آزاد بیرون از خود قطع کرده و راه ورود هر نوع اطلاعات و خبر را به روی ما بسته بود.

    ما در بی خبری مطلق، در حصار ذهنمان که زندانبانان ما در اشرف برایمان درست کرده بودند، اسیر و محبوس شده بودیم و هراز گاهی فقط یک یا چند نفری موفق می شدند این حصار را بشکنند و خود را خلاص نمایند و پا به دنیای آزاد بیرون از فرقه بگذارند، که آنها را هم فرقه رجوی سعی میکرد با منتسب کردن به رژیم ایران و با زدن مارک بریده و مزدور و خائن و ... تخطئه نماید.

    من در اوج شور و جوانی ام اسیر فرقه رجوی شدم. سران فرقه مرا به اسم آزادی و دمکراسی و با فریب به سازمان جهنمی خود کشاندند و در حالیکه هیچ شناختی از آنها نداشتم مرا به عراق و به محلی که نامش اشرف بود بردند. اما دریغا که در آنجا فقط بی شرافتی و بی صداقتی سران سازمان موج می زد بطوری که به اعضایشان و بچه ها و خانواده خودشان هم رحم نمی کردند و به همه دروغ میگفتند. در آن کمپ قریب به 11 سال از بهترین سالهای عمرم را در زیر ضرب بی حرمتیها، محدودیت ها، نامردی ها و شرایط سخت و شکنجه های روحی و روانی از دست دادم؛ درحالیکه مسعود و مریم رجوی با وقاحت تمام همواره اعلام می کنند که کمپ اشرف، شهرآزادی و مبارزه برای رهائی است.

    در این اسارتگاه تمامی افراد از کوچکترین حقوق اولیه انسانی محروم بوده و امکان دسترسی به هیچ جا را ندارند. اشرف از همه جهات تنها شهر کاملا ممنوعه در سراسر جهان در طول تاریخ می باشد.

    ارتباط با دنیای بیرون و کسب خبر ممنوع، دیدار با خانواده و دوستان ممنوع، تلفن، اینترنت، پست، کتاب، روزنامه، تلویزیون، کانال ماهواره ای ممنوع، صحبت با همرزم و همکار ممنوع، حتی نظر دادن، دوست داشتن، و فکر کردن هم البته مطلقا ممنوع است.

    در طی سه سال اخیر خانواده من بارها برای دیدن من اقدام کرده و به پشت درب های بسته اشرف آمده بودند ولی علاوه بر اینکه هیچگاه به من اطلاع ندادند که مادر و پدر سالخورده ام این همه رنج سفر تحمل نموده و به دیدارم آمده اند، آنها را نیز بدون دیدار و حتی دادن خبری از من با تهدید و ارعاب مجبور به بازگشت می نمودند.

    رجوی در طی سالیان با دجالگری تمام فقط برای خودش در عراق کاخ و برج و بارو برپا می کرد. او در طی یک دهه اخیر فقط آتش جنگ و تروریسم را در عراق شعله ور تر می نمود. تنها چیزی که برای رجوی هیچ قیمتی ندارد حرمت انسانی و آزادی و جان رزمندگان و اعضایش می باشد.

    می خواهم با استناد به اظهارات خود مسعود رجوی بر این نکته تاکید کنم که برای او تنها چیزیکه واقعا هیچ ارزش و مفهومی نداشته و ندارد و براحتی آن را بذل و بخشش میکند جان انسانهاست. او همواره از قربانی شدن افراد استقبال میکند و هیچگاه به جان آدم ها و زندگی آنها فکر نمی کند. در اندیشه وی اگر هزاران نفر هم قربانی شوند باکی نیست. حتی از اینکه شنیده بود در 19 فروردین سی و چند نفر کشته شده اند ناراحت بود چرا که فکر می کرد که آمار می بایست سی صد و اندی نفر میشد و این را بارها و بارها مطرح می کرد. او اذعان داشت که با این آمار کم کشته شده ها نمی تواند دولت عراق را جزء جنایت کاران جنگی در تبلیغاتش بیاورد و طرح مسخره او طبق معمول شکست خورده بود و از این آمار کشته شدگان که دنبالش بود می خواست که سیاست شوم و کثیف خودش را پیش ببرد و این موضوع را رجوی بارها اعلام کرده است.

    آری من از فرقه ای سخن میگویم که از زندانی کردن و به قتل رساندن اعضای ناراضی و وارد آوردن فشار های طاقت فرسا به اعضایش ابایی ندارند. رجوی بارها و بارها گفته است که اگر شرایط مناسب بود و اگر شما ظرفیت آن را داشتید میبایست در درون سازمان برای بریده ها اعدام هم می داشتیم. او حتی از قتل یک سری نفرات و از خودکشی تعدادی دیگر به دلیل فشارهایی که بر آنها وارد می آورد شرم نداشت.

    امیدوارم روزی دنیا متوجه شود که در درون فرقه رجوی بر اعضای بیگناه آن چه گذشت و چگونه سالیان است که هزاران نفر در درون این کمپ اسیر و زندانی هستند و از حق دسترسی به اولیه ترین حقوق انسانی محروم بوده و ارتباط آنها با دنیای خارج قطع می باشد.

    بیش از 8 سال است که دولت عراق اعلام نموده که حضور سازمان مجاهدین خلق در این کشور غیر قانونی است. این فرقه نه تنها اهمیتی به این خواسته نداده بلکه همواره بر طبل جنگ و خونریزی کوبیده و پیوسته اعلام کرده که ما مقاومت خواهیم کرد و در اشرف باقی خواهیم ماند.

    مریم رجوی ادعا دارد که سازمان مجاهدین خلق به همه اصول و قوانین بین المللی و به قوانین رسمی کشور میزبان پایبند است، درحالیکه طی 8 سال گذشته رهبران فرقه با زندانی کردن اعضا در درون کمپ، و با ایجاد جنگ و درگیری با ارتش عراق در طی این نزدیک به سه سال اخیر، حدود 50 تن را به کام مرگ فرستادند و جان و روح سایر افراد را نیز در معرض خطر قرار دادند تا اثبات کنند که جاده هموار است و همه چیز درست می شود و دوباره رجوی برای خودش کاخ و حرم سرا می سازد و بقیه هم بردگی ایشان را میکنند. رجوی به همین دلیل بر ماندن در عراق اصرار می ورزد و حاضر نیست بپذیرد که استراتژیش شکست خورده و کشتی اش در عراق به گل نشسته است.

    رجوی و سلسله مراتب تشکیلاتی سازمان اینطور القا میکنند که بیرون از حصارهای اشرف، جز ذلت و تسلیم و خیانت چیز دیگری نیست. اما واقعیت اینستکه همه کسانی که از حصارهای تشکیلاتی و فکری و فیزیکی اشرف خارج شدند، پس از رهایی از کمپ به هرکجا که مایل بودند رفتند و هرکاری که خواستند انجام دادند و هر موضعی که دوست داشتند گرفتند.

    تا به حال از خودتان پرسیده اید که چرا در یک نشست و جلسه 3200 نفری فقط 400 نفر به کار مراقبت تحت عنوان نگهبان پارکینگ، انتظامات سالن، نیروی واکنش سریع برای شرایط اضطراری، دفاع مدنی، نیروی آماده، دژبان مقرات مختلف، انتظامات مجموعه های بهداشتی و... مشغول هستند. حتی برای بیماران بستری درمقرات مراقب گمارده میشود (چه کسی است که نداند سرویس بهداشتی و بیمارستان انتظامات نمیخواهد؟)

    سازمان تاکنون چندین بار گفته است که برای کسانیکه در تیف TIPF تحت کنترل آمریکاییها باقیمانده بودند، هنگام خروج آمریکاییها از اشرف که آنها را در بیابان رها کرده بودند، به هر نفر 300 دلار داده اند که سندهایش هم هست. سوال اینستکه اگر واقعا این 300 دلاری که صرفا هزینه مایحتاج اولیه یک نفر بیشتر نیست را برای کمک داده است، چه نیازی به سند گرفتن داشت و بعد هم تکرار مکرر و در بوق و شیپورکردن چه مناسبتی دارد؟ هر آدم عادی هم به نیازمند کمک میکند. اینکار را هم مخفیانه انجام میدهد و زود دور میشود تا طرف شرمنده نشود و خلاصه بدهکارش نگردد. آیا کمک به در راه مانده و نیازمند درعرف معمول غیر از اینست؟ البته فرقه به روی مبارک هم نمیآورد که عامل درماندگی این افراد هم از ابتدا خودش بوده است که تمام عمر خود را به پای هوس های جاه طلبانه رجوی تباه کردند.

    تمامی افراد در داخل تشکیلات با دیگر خواهران و برادرانشان در طی سالیان همراه، همکار، هم یکان، هم تیم و ... بوده و با هم کار و فعالیتهای مشترک در زمینه های مختلف سیاسی و تشکیلاتی و اجتماعی و... در جهت تامین اهداف سازمان داشته اند. اما اگر همین افراد بخواهند به سراغ همان همکار و همراه و هم یکان سابق خودشان که هم اکنون در فاصله 100 تا 200 متری شان قراردارد بروند باید اجازه یا اصطلاحا ویزا بگیرند که عموما هم داده نمیشود. راستی چه نیازی به اینکار هست؟ آایا سازمان دوست دارد که برای خودش ریلهای دست و پاگیر اداری و باصطلاح سیستم عریض و طویل بوروکراسی درست کند؟ آیا نمیداند که افراد از اینگونه امور ناراضی میشوند و به دل میگیرند؟ قطعا اینها را میداند چرا که کمتر کسی است که به این موضوعات از طریق همان سلسله مراتب تشکیلاتی و در نشستهای تشکیلاتی و... اعتراض نکرده باشد. اما اگر سازمان و تشکیلات این مراقبتها و اهرمهای دست و پاگیر را نداشته باشند، مسایل یکی بعد از دیگری شروع میشوند. سازمان از ارتباط هر دو نفر در داخل اشرف جدا وحشت دارد. چه کسی است که نداند ویزا و پاسپورت برای روادید بین دو کشوری است که دارای مرز رسمی و بین المللی با قوانین خاص و سیستم حکومتی مخصوص به خودشان میباشد. سازمان که مدعی است یک تشکیلات منسجم و مستحکم و افرادی با اراده و انتخاب قوی و مصصم به استمرار مسیر رجوی دارد، چه نیازی به چنین روادیدی دارد؟ در کدام شهر دنیا تردد از یک محله به محله دیگر می بایست با کسب اجازه و ویزا باشد که البته این اجازه یک در صد هم داده نمیشود. در کجای دنیا اگر دو نفر برای چند نوبت با همدیگر سر یک میز هنگام صرف غذا در یک سالن عمومی و نه خصوصی بنشینند مشکل امنیتی و ... ایجاد میشود و باید مؤاخذه شوند؟ چراسازمان افراد را از حداقلهای ارتباطات انسانی و عرف اجتماعی حتی در داخل تشکیلات هم محروم میکند؟

    چه نیازی هست که 90% وقت شبانه روزی افراد در تشکیلات صرف شنیدن و بیان و نوشتن موضوعات تشکیلاتی و جنسی و خیالی بشود؟ پس چه موضوع و چه وقت و انرژی برای مبارزه با رژیم میماند؟

    چرا سازمان در هر نشست کوچک و بزرگ و سر هر موضوع خرد و کلان، شاید روزی صد بار این جمله را در گوش افراد تکرارمیکند که نه از شما کارمیخواهیم و نه ... بلکه اولویت اول و آخر تشکیلات، حفاظت از مناسبات تشکیلاتی و عملیات جاری است. عملیات جاری چیزی جز مغزشوئی سیستماتیک روزمره نیست. مسئولین به تنها چیزی که خوب بها میدهند شگردهای کنترل ذهن است.

    اگرمجموع ضوابط مناسبات درونی سازمان را یکجا جمع کنیم، کمیت و حجم آنها اگر دو برابر یک رساله توضیح المسایل نباشد، کمترنیست. آخر این همه ضابطه و قانون و مرزسرخ برای چیست؟ آیا شنیدن صدای خانواده و پدر و مادر و خواهر و برادر پشت بلندگو از راه دور هم مرز سرخ است و مرزبندی با رژیم را مخدوش میکند؟

    آخر اگر مادری اسم فرزند خودش را پشت بلندگو از بیرون از اشرف صدا کند و افراد دیگری در معرض صدای او قرار گیرند (نه اینکه عامدانه گوش کنند و یا پدر و مادر و خانواده خودشان باشد)، چرا باید در نشستهای داخلی و همان روز اعتراف گرفته شود که یک جمله از مادری که فرزند خودش را صدا میکرد شنیده و صد بار از اینکه صدایی به گوشش خورده و به رهبری و آرمان والای سازمان و غیره خیانت کرده و مزدور رژیم شده عذر تقصیر بخواهد.

    قطع ارتباط با دنیای خارج و محرومیت از هرگونه رسانه جمعی اعم از صوتی یا تصویری یا کتاب و محرومیت از هرگونه وسیله ارتباطی در دنیای تکنولوزی در عصرمعاصر و ... اما از آنطرف پمپاژ و بمباران فکری یکطرفه با نشست های مطول برای چیست؟ اگرچنین چیزهائی ضرورت دارد (البته که برای مغزشوئی ضرورت دارد) پس دروغ میگویید و فرافکنی میکنید که تشکیلاتی منسجم با افرادی مصمم و داوطلب دارید. اگر این افراد اینقدر مصصم و مومن به مسعود رجوی هستند و او را پرستش میکنند، پس چرا بیم آن دارید که صدای مادری که فرزندش را صدا میکند را بشنوند؟ چرا رجوی درست مثل جن از بسم الله از صدای یک مادر سالخورده میترسد و وحشت میکند؟

    رجوی میداند که اگر به قوانین بین المللی و انسانی و عرف معمول اجتماعی تن بدهد:

    اولا: نه از تاک نشان ماند و نه از تاکنشان.

    ثانیا: آنچه که در این سالیان بر سر اعضایش آورده با رسیدن آنها به دنیای خارج افشا خواهد شد و بساط دروغ و ریای تشکیلات وی فرو خواهد پاشید.

    آنچه که مشخص است اینست که چنین تشکیلات مخوفی هیچگاه راه به جلو نخواهد برد و تاریخ در آینده نشان خواهد داد، کما اینکه در گذشته هم بارها نشان داده است، که هیچگاه نمیتوان با دروغ و نیرنگ یک ایدئولوژی را تبلیغ کرد و انسان های بیگناه را برای مدت های طولانی فریب داد و آن روز دور نیست. از قدیم گفته اند بار کج به منزل نمیرسد.

    محمد رضا نجاریان
    بغداد 2012/1/27

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=11528

    پیام خانم فرح صالحی به خواهرش ویدا صالحی

    این چه آرمانی است که دایره وار باید حرکت کرد و چرخید و راه خروج ندارد؟

    .

    ... ننه همیشه آرزو می کرد که تو هم پیش ما باشی در اروپا همه دور هم ماهائی که زنده هستیم با یاد و برآورده کردن خواسته های رفتگان زندگیمان را شکل قشنگتری بدهیم. ویدای عزیز همه ما در انتظار آمدن تو لحظه شماری می کنیم وهرلحظه اخبار را دنبال می کنیم آرزوی قلبی من و تمامی فامیل است که تو را در آغوش گرفته و به آغوش خانواده ات برگردی . ویدا جان شاید پیش خودت فکر کنی پدرم را از دست داده ام برادرم را از دست داده ام مادرم را از دست داده ام پس چه آغوش گرم خانواده ای دارم؟ عزیزم جواب دادن به خواسته های پدر و مادرت که همیشه آرزو می کردند تو هم در کنار ما در آلمان یا در اروپا باشی برگشت تو در کنار ما جواب دادن به خواسته های آنهاست. ویدای عزیز نگران رفته ها نباش ...

    فرح صالحی، ایران قلم، بیست و هشتم ژانویه 2012
    http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/5697-Salehi-Payame_Soti-28.01.2012.htm

    لینک دانلود پیام صوتی خانم صالحی

    ویدا جان فریاد بزن ، فریاد بزن، فریادت را در دل نهان نکن

    با سلام

    ویدای عزیزم، سلام می خواهم بعد از سالها از طریق این نوار صدایم به گوش ات برسد. سالها تلاش کردم که بطور خصوصی با تو صحبت کنم ولی نشد، تنها راه چاره را در این دیدم که با این پیام صوتی شاید صدایم به تو برسد.

    ویدا جان عزیزم بسیار بسیار دوستت داریم همه اعضای این خانواده تک تک منتظر تو هستند ما هیچ وقت تو را فراموش نکرده و نمی کنیم ویدا جان نمی خواهم در این پیام صوتی، طولانی سخن بگویم ولی یادت هست که رهبری مجاهدین با نام خدا و خلق قهرمان آغاز کردند با این نام شروع شد و به کجا انجامید؟ سپس رهبری مجاهدین خود خدا شد و بقیه بنام خدایش مریم و مسعود آغاز کردند می خواستند ایرانی آزاد با انسانهائی آزاد بسازند اما چه شد؟ آنها آمدند آزادی اعضای خودشان را گرفتند و در بندشان کردند. ویدای عزیزم نور چشمم تصمیمات گرفته شد و نظرها داده شد و ما به انتظار اخبار بی خبر نشستیم. عزیزم بعد از آن زمانی که تو به فرمان خدایگان مسعود رجوی از من خواستی از طریق صلیب سرخ پیگیر کارت نباشم من به احترام وجود خودت این را پذیرفتم دست روی دست گذاشتم بدون اطلاع از درون کمپ اشرف خواسته ات را عملی کردم ولی الان دیگر به حرف تو گوش نمی دهم و عزمم را جزم کرده بدنبال نجات تو هستم چرا که بعد از جدا شدن تعدادی از اعضاء از آن کمپ نه جدا شده نه نه بگویم نجات یافته از آن اندرونی در تماسی که با آنها داشتم متوجه شدم در آن اندرونی چه می گذرد آنقدر که اسارت هست آزادی نیست کسی نمی تواند خودش باشد کسی نمی تواند آزادانه فکر کند نظر بدهد.

    ما را بر این داشت که از طریق سازمانهای حقوق بشری و نهاد های دیگر و صلیب سرخ پیگیر کارت باشیم چه از طریق نوشتن نامه و چه تلفنی و از آنها تقاضای کمک برای نجات تو را کرده ایم.

    ننه همیشه آرزو می کرد که تو هم پیش ما باشی در اروپا همه دور هم ماهائی که زنده هستیم با یاد و برآورده کردن خواسته های رفتگان زندگیمان را شکل قشنگتری بدهیم.

    ویدای عزیز همه ما در انتظار آمدن تو لحظه شماری می کنیم وهرلحظه اخبار را دنبال می کنیم آرزوی قلبی من و تمامی فامیل است که تو را در آغوش گرفته و به آغوش خانواده ات برگردی .

    ویدا جان شاید پیش خودت فکر کنی پدرم را از دست داده ام برادرم را از دست داده ام مادرم را از دست داده ام پس چه آغوش گرم خانواده ای دارم؟ عزیزم جواب دادن به خواسته های پدر و مادرت که همیشه آرزو می کردند تو هم در کنار ما در آلمان یا در اروپا باشی برگشت تو در کنار ما جواب دادن به خواسته های آنهاست.

    ویدای عزیز نگران رفته ها نباش رفته ها آنچه را کردند که تو می خواستی پس وقتش رسیده که تو آنچه را بکنی که آنها می خواستند نه فقط بخاطر آنها بلکه به خاطر خودت ویدا جان الان چند ساله ای؟ چرا تا به الان باید زندگی را داشته باشی ؟ زندگی بدون خانواده آیا شش ملیارد مردم جهانی که خانواده را بعنوان هسته اولیه جامعه به رسمیت می شناسند و برای آن احترام قائل هستند نمی فهمند و تنها مسعود و مریم رجوی می فهمند؟

    من دختر گلم را می شناسم که با اراده ای آهنین هر حلقه تنگی را بازو در آن حلقه عبور خواهد کرد و خودش را به خواسته اش خواهد رساند .گلم ،عزیزم دوستت دارم تا الان به آرمانهایت به خواسته هایت به آقا و رهبرت فکر کرده ای حالا هم به خودت و به ما فکر کن تا به الان عمر عزیز و گرانمایه ات را در حصار آنها به چهل و اندی رساندی حالا بقیه اش را در خانه بی حصار خودت بگذران همه ما آرمان و هدف داریم انسان بدون هدف وجود ندارد ولی هدف و آرمانمان را زندانی نمی کنیم و آن را فریاد می زنیم چون در خانه بی حصاریم ولی در حصارهیچ فریادی جواب ندارد و فقط یک نفر جواب می دهد و آنهم تکرار تکرارها است شما هم در حصار و بی خبر از دنیای آزاد بیرون، آیا این چه آرمانی است که بوی عاطفه نمی دهد؟ چه آرمانی است که محدود به تعدادی آدم است بقای نسل در آن اهمیت ندارد؟ معنی ندارد.

    آرمانی است که سیستم ارتباطی اش فقط یک کانال است.

    این چه آرمانی است که دایره وار باید حرکت کرد و چرخید و راه خروج ندارد ؟

    چه آرمانی است که هیچ دریچه ای به دنیای ارتباطات ندارد؟

    آرمانی که بوی انسانیت و عاطفه نمی دهد .

    آرمانی که سلاح گرم دارد آرمانی که سلاح سرد دارد، قرص سیانور دارد و فقط برای حصار خودش و برای دردمندهای خودش می خواهد کسی که آرمان و هدف دارد نقطه مقابلی هم دارد.

    دوستت داریم منتظرت هستیم تمام فامیل چشم به انتظار تو هستند همه چیز برای تو در بیرون برای تو مهیاست از عاطفه گرفته تا چیزهای دیگرتو همه کس را داری تو بی کس و تنها نیستی همه ما در بیرون آماده کمک به تو هستیم فریاد بزن فریاد بزن فریادت را در دل نهان نکن پشت تو خانواده ات و تمام نهادهای بین المللی هستند آنچه نتیجه می دهد فریاد است و آنچه نابود می کند سکوت است. سکوت راه رهائی نیست فریادم را به تمام جهانیان می رسانم تا تو را که بیصدا و بی فریاد در سکوت و خفقان حصار در حصار هستی نجات دهم تو زندگی ما هستی تو خواهی آمد ما به هم نیاز داریم تلاش کن تلاش کن قربونت برم ویدا جان خدا نگهدار همه شما باشد.

    خواهرت فرح صالحی

    ---------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=11070

    ما خانواده ها تا آخر ایستاده ایم: گردهمائی در شهرک آزادی در مقابل پادگان اشرف

    .

    ... در میان خانواده ها سرکار خانم زهرا جهان تاب اهل مازندران که به اتفاق همسرشان جناب آقای رفیعی آمده بودند نیز دیده میشدند. خانواده ها و اعضای سابق فرقه رجوی در حال فاتحه خواندن بودند که ناگهان فریاد خانم جهان تاب نظر همگان را جلب کرد. آنان متوجه شدند که خانم جهان تاب خود را بر روی یکی از قبرها انداخته و به شدت گریه میکند و با زاری میگوید: "برادرم، برادر عزیزم". روی این سنگ قبر نوشته شده بود: "احمد جهان تاب سال وفات 1384". لازم به ذکر است که خانواده جهان تاب تاکنون 4 بار به عراق آمده اند و هر بار که به دلیل مشکلات ویزا و غیره مجبور به بازگشت بوده اند مجددا به فاصله کوتاهی برگشته اند. همچنین تاکنون تعداد 7 نفر از خانواده جهان تاب به کرات در جمع خانواده ها حضور داشته اند...

    بنیاد خانواده سحر، شهرک آزادی، دیالی، هجدهم نوامبر 2011
    http://www.saharngo.com/fa/story/1655

    ه

    روز جمعه 18 نوامبر 2011، صدها تن از سران عشایر و مقامات و شخصیت های حقوقی و سیاسی عراقی، به حمایت از خانواده های متحصن در برابر پادگان فرقه ای اشرف که یکسال و نه ماه است چشم انتظار دیدار عزیزان خود هستند، به محل استقرار آنان آمدند.





    تعدادی از اعضای سابق فرقه رجوی که توانسته بودند طی این سالیان از پادگان اشرف فرار کرده و خود را به اروپا برسانند نیز به منظور همدردی با خانواده های رنج کشیده و رساندن پیام خود به رفقای گرفتارشان و برای شرکت در این گردهمائی به عراق و شهرک آزادی آمده بودند.





    افرادی که به تازگی توانسته بودند علیرغم تمامی مشکلات و خطرات از قلعه مخوف اشرف فرار کنند نیز در جمع خانواده ها بودند.

    تعدادی از خبرنگاران رسانه های عراقی و بین المللی در این گردهمائی حضور بهم رسانده و به تهیه عکس و خبر پرداختند.

    در این گردهمائی آخرین شماره های نشریه سحر به زبان عربی و بروشورهائی که به همین منظور تهیه شده بود در میان شرکت کنندگان عراقی توزیع گردید.

    در همین حال طبق معمول تعدادی از قربانیان کنترل ذهن فرقه رجوی در پشت حصارهای تودرتوی پادگان اشرف حاضر شده و شروع به فحاشی و توهین نسبت به خانواده ها و حتی مقامات عراقی نموده و به پرتاب سنگ مبادرت ورزیدند. البته آنان زمانی که خبرنگاران را در حال تهیه عکس و فیلم دیدند از استفاده از سلاح مخفی و پیشرفته شان که لابد از آخرین ابداعات و اختراعات رهبری است (یعنی همان فلاخن) منصرف شدند.

    خانواده ها در مقابل آنان مستمرا شعار "ملاقات، ملاقات، حق مسلم ماست" را تکرار میکردند که شعار دادن یک لحظه هم قطع نمیشد.

    تصاویر زیادی از این گردهمائی توسط بنیاد خانواده سحر تهیه شده که به مرور و پس از تأیید کسانی که در عکس ها دیده میشوند منتشر خواهند شد.

    اعضای سابق رها شده از فرقه رجوی که از کشورهای مختلف به عراق آمده بودند از مقر استقرار خانواده ها در شهرک آزادی دیدار کردند و از خانواده ها به خاطر پایداری و استقامت 21 ماهه شان تشکر و قدردانی نمودند.

    روز بعد از این گردهمائی نفراتی که از خارج از کشور آمده بودند علاقه نشان دادند تا به مزار اشرف بروند و فاتحه ای برای بستگان و رفقای خود بخوانند. خانواده های متحصن هم اظهار تمایل کردند که همراه آنان باشند. لازم به ذکر است که مزار اشرف در شمال خیابان صد از 8 آوریل امسال تحت کنترل نیروهای عراقی می باشد.

    در میان خانواده ها سرکار خانم زهرا جهان تاب اهل مازندران که به اتفاق همسرشان جناب آقای رفیعی آمده بودند نیز دیده میشدند.

    خانواده ها و اعضای سابق فرقه رجوی در حال فاتحه خواندن بودند که ناگهان فریاد خانم جهان تاب نظر همگان را جلب کرد. آنان متوجه شدند که خانم جهان تاب خود را بر روی یکی از قبرها انداخته و به شدت گریه میکند و با زاری میگوید: "برادرم، برادر عزیزم".

    روی این سنگ قبر نوشته شده بود: "احمد جهان تاب سال وفات 1384"

    لازم به ذکر است که خانواده جهان تاب تاکنون 4 بار به عراق آمده اند و هر بار که به دلیل مشکلات ویزا و غیره مجبور به بازگشت بوده اند مجددا به فاصله کوتاهی برگشته اند. همچنین تاکنون تعداد 7 نفر از خانواده جهان تاب به کرات در جمع خانواده ها حضور داشته اند.

    سران فرقه رجوی طی این سالها خبر فوت وی که به مدت 24 سال تمام در فرقه اسیر بود را منتشر نکرده و به کسی هم اطلاع نداده اند. حتی وقتی مسئولین پادگان اشرف مطلع شدند که خانواده وی در مقابل دروازه اشرف هستند هم از گفتن حقیقت به آنان خودداری نمودند.

    بنیاد خانواده سحر مصیبت وارده را به خانواده محترم جهان تاب تسلیت میگوید. متأسفانه هنوز علت و نحوه فوت مرحوم احمد جهان تاب مشخص نیست.

    بنیاد خانواده سحر – بغداد
    21 نوامبر 2011

    ---

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=11099

    گزارش کنفرانس بزرگ عراق

    "اخراج سازمان تروریستی مجاهدین خلق از عراق"

    .

    ... آقای عدنان الشحمانی، ریاست کمیته پارلمانی نظارت بر اخراج مجاهدین خلق، در این کنفرانس اعلام نمود که زمانبندی اخراج این گروه تمدید نخواهد شد و این کمپ تا پایان سال جاری منحل خواهد گردید. وی همچنین توضیح داد که قوه قضاییه عراق آخرین رای و تصمیم خود را در مورد این محل اعلام نموده و بنابر این رای کمپ بسته شده و زمین آن به صاحبان اصلی آن مسترد خواهد شد. آقای الشحمانی در سخنرانی خود از سکوت غرب در قبال جنایات این گروه علیه غیرنظامیان انتقاد کرد و از جوامع بین المللی خواست تا در مقابل نقض حقوق خانواده های قربانیان مجاهدین خلق ساکت ننشینند. آقای الشحمانی همچنین با نمایندگان خانواده های گروگانهای رجوی در داخل کمپ اشرف و هیئت اعزامی دیدار کرد ...

    گزارش تصویری پرس تی وی

    Link to the Video file

    ایران اینترلینک، بغداد، بیست و پنجم نوامبر 2011

    لینک به متن انگلیسی گزارش
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=11098

    این کنفرانس توسط انجمن العدالة العراقية در روز جمعه بیست و پنجم نوامبر در دانشگاه بغداد برگزار گردید. انجمن العدالة العراقية به ریاست دکتر نافع العیسی خانواده های قریب به بیست و پنج هزار قربانی عراقی را نمایندگی می کند که بدست سازمان مجاهدین خلق به قتل رسیده اند.

    کنفرانس در سالن الحکیم در مرکز دانشگاه بغداد برگزار گردید و صدها تن از شیوخ و رهبران عشایر، استادان دانشگاه، نمایندگان دولتی و مقامات رسمی و همچنین نمایندگان انجمن های غیر دولتی و خبرنگاران در این سالن حضور یافتند.

    اگر چه مسئله انحلال کمپ اشرف و اخراج سازمان تروریستی مجاهدین خلق مسئله ای صرفا مرتبط با دولت و مردم عراق است ولی با این وجود برگزار کنندگان کنفرانس از سازمان های غربی همچون نمایندگی سازمان ملل در بغداد (یونامی) و دیپلمات های اتحادیه اروپا که بشدت مدعی علاقه به مسئله کمپ اشرف و نگرانی در مورد آینده سازمان مجاهدین خلق هستند نیز دعوت بعمل آوردند ولی متاسفانه بنظر می رسد دعوت شدگان با این بهانه که بخاطر حفاظت، امکان خارج شدن از "منطقه سبز بغداد" را ندارند از شرکت در کنفرانس و شنیدن سخنان و تبادل نظر با هیئت های شرکت کننده خودداری کردند.

    دکتر نافع در مقدمه برگزاری کنفرانس و به نمایندگی از طرف خانواده های قربانیان خشونت و ترور سازمان مجاهدین درعراق درخواست کرد تا رهبران این سازمان که مسئولیت اعمال خشونت ها را بر عهده دارند قبل از اخراج در دادگاه محاکمه گردند.

    کلیه سخنرانان دولتی و سازمانهای غیر دولتی در این کنفرانس بر عدم تمدید زمان برای اخراج مجاهدین خلق تاکید داشته و خواستار پایبندی همه طرفها به قوانین عراق، قوانین بین المللی و قوانین ضد تروریسم و جنایت شدند.
    دیگر سخنرانان، بخصوص سران عشایر، از جنایات مجاهدین خلق در سالهای اخیر در عراق و بالاخص در استان دیالی سخن گفتند. آنها بشدت از شکست نیروهای ارتش امریکا در منحل کردن کمپ تروریستی پس از سال 2003 انتقاد کردند و از ادامه حمایت امریکایی ها از این گروه که باعث ادامه استفاده از کمپ در جهت برنامه ریزی و آموزش تروریسم بر علیه مردم عراق شده است ابراز انزجار نمودند.

    در همین زمینه آقای جاسم العبادی، نماینده پارلمان عراق و عضو کمیسیون حقوق بشر پارلمان از وقت سخنرانی خود استفاده نمود تا از فعالیت های اتحادیه اروپا در جهت جلوگیری از انحلال این گروه تروریستی و سنگ اندازی این اتحادیه در روند اخراج تروریستها انتقاد کند. وی در سخنرانی خود گفت که "اگر اینها بدین حد عاشق این گروه تروریستی هستند، چرا آنها را به کشورهای خودشان نمی برند"؟


    (Mr. Al- Shahmani, MP)

    آقای عدنان الشحمانی، ریاست کمیته پارلمانی نظارت بر اخراج مجاهدین خلق، در این کنفرانس اعلام نمود که زمانبندی اخراج این گروه تمدید نخواهد شد و این کمپ تا پایان سال جاری منحل خواهد گردید. وی همچنین توضیح داد که قوه قضاییه عراق آخرین رای و تصمیم خود را در مورد این محل اعلام نموده و بنابر این رای کمپ بسته شده و زمین آن به صاحبان اصلی آن مسترد خواهد شد.

    آقای الشحمانی در سخنرانی خود از سکوت غرب در قبال جنایات این گروه علیه غیرنظامیان انتقاد کرد و از جوامع بین المللی خواست تا در مقابل نقض حقوق خانواده های قربانیان مجاهدین خلق ساکت ننشینند.


    (Mr. Al- Shahmani, meeting families)

    آقای الشحمانی همچنین با نمایندگان خانواده های گروگانهای رجوی در داخل کمپ اشرف و هیئت اعزامی از کشورهای اروپایی که برای یافتن راه حلی صلح آمیز در رودررویی های کمپ به عراق سفر کرده اند دیدار و گفتگو نمود.


    (Mr. Khodabandeh)

    مسعود خدابنده، از مرکز "مشاورین استراتژی خاورمیانه" در انگلستان که با دولت عراق در حل مسئله کمپ اشرف همکاری می کند کتاب جدید خود "داستان کمپ اشرف – مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار" را به کنفرانس معرفی نمود. این کتاب با معرفی مجاهدین خلق بعنوان ابزاری تحت تملک بیگانگان به این مسئله می پردازد که این صاحبان و اربابان خارجی گروه تروریست بر روی توان مجاهدین خلق در ترور و خشونت سرمایه گذاری کلانی کرده اند و این علت اصلی مقاومت غرب در قبال انحلال این کمپ است. کتاب همچنین بصورت مشروح به مسئله خانواده های قربانیان و گروگانها و همچنین نقض مستمر و اولیه ترین حقوق انسانی افراد در این کمپ پرداخته است.


    (Ms. Abdollahi)

    خانم عبدللهی در سخنرانی خود به نمایندگی از طرف خانواده های متحصن برای آزاد سازی گروگانها از کمپ اشرف (که پسر خود وی نیز یکی از همین گروگانها ست) درخواست کمک کرد. خانم عبداللهی به کنفرانس یادآوری نمود که کوشش خانواده ها در یافتن جگرگوشگانشان از سال 2003 شروع شده و تحصن مستمر در مقابل این کمپ از دو سال قبل تا کنون ادامه دارد. وی تاکید کرد که در یافتن هر گونه راه حلی برای پایان دادن به این گروگانگیری، خانواده ها خواستار تضمین امنیت و حفاظت جان عزیزانشان هستند. وی گفت که البته خانواده ها یک تقاضای بسیار ساده و راحت الوصول هم دارند و آن ملاقات با جگرگوشگانشان است که البته ربطی به موضوع اخراج سازمان مجاهدین خلق از عراق ندارد. حصول این هدف البته کاری است که باید به سادگی امکانپذیر باشد. متاسفانه می بینیم مسعود و مریم رجوی، رهبران مجاهدین خلق تنها مانع این درخواست انسانی هستند. خانم عبداللهی گفت که اگر حامیان غربی گروگانگیرها بخواهند، این مسئله بسادگی و با یک دستور ساده برای اجازه ملاقات بین اسرا و خانواده هایشان امکانپذیر است.


    (Ms. Sanjabi)

    خانم سنجابی، عضو سابق شورای رهبری مجاهدین خلق (که تماما زن هستند) می باشد. وی اخیرا موفق به فرار از کمپ اشرف شده است. وی در سخنرانی خود در مورد وضعیت داخلی کمپ و بخصوص وضعیت اسفناک زنان در این قرارگاه توضیحاتی داد که شامل نقض شدید و شوکه کننده حقوق اولیه و انسانی افراد داخل کمپ بود. متاسفانه این نقض حقوق بشر اسرا توسط رهبران این فرقه هنوز هم بصورت روزمره ادامه دارد.


    (Ms Mahdian)

    خانم مهدیان که همسرشان بعنوان گروگان در این کمپ به اسارت گرفته شده است توضیح داد که چگونه سازمان امنیت صدام حسین همسر وی را بعنوان برده به مجاهدین خلق و رجوی تحویل داده است. و این در حالی بوده که همسر وی بعنوان اسیر جنگی که در اوایل جنگ به اسارت در آمده، توسط صلیب سرخ جهانی ثبت نام شده است. خانم مهدیان توضیح داد که پسر ایشان بعد از بیش از ربع قرن هنوز نتوانسته پدرش را ملاقات کند و مجاهدین خلق حتی بعد از دو سال تحصن خانواده ها در جلوی کمپ، اجازه این ملاقات ساده را نمی دهند.


    (Mr. Sadeghi)

    آقای صادقی از آلمان یکی از معدود کسانی است که در زمان حکومت صدام موفق به فرار از کمپ اشرف شده است. وی در مورد دخالت های قبلی و اخیر مجاهدین خلق در امور داخلی عراق و همکاری آنها با بقایای رژیم صدام و دیگر گروههای تروریستی و رابطه آن با ترورهای اخیر در عراق توضیحاتی را به همراه شواهد مربوطه ارائه نمود.


    (Mr. Ghashghavi)

    آقای قشقاوی از آلمان نیز حدود هشت سال از عمر خود را فقط بخاطر عدم تن دادن به اجرای دستورات و همکاری در جنایات مسعود رجوی، بدون محاکمه در زندانهای صدام حسین و از جمله زندان بدنام ابوغریب سپری کرده است. آقای قشقاوی توضیح داد که چگونه رجوی و صدام افراد را مجبور می کردند تا یا دیگران را بکشند و یا به سیاهچال ها و شکنجه گاهها افتاده و خود کشته شوند.


    (Mr. Ezati and Ms. Sanjabi)

    یکی دیگر از اعضای سابق و جدا شده از مجاهدین، آقای عزیزی که اکنون در هلند زندگی می کند در مصاحبه های متعدد با مطبوعات به تشریح وضعیت داخلی کمپ پرداخت و به موارد متعدد و مستمر نقض حقوق انسانی قربانیان اشاره نمود. آقای عزتی بشدت از سکوت تاسفبار مطبوعات در رابطه با این موارد نقض حقوق بشر انتقاد نمود و آن را در راستای سو استفاده این "تروریست های خوب" و پشتیبانان غربی آنها دانست.


    (Nejat delegation)

    همچنین ده ها تن از اعضای جدا شده از سازمان که اکنون با انجمن نجات در ایران همکاری می کنند نیز در این کنفرانس شرکت نمودند و با خبرگزاری ها مصاحبه هایی را انجام دادند. آنها توضیح دادند که انجمن نجات در همکاری نزدیک با خانواده های گروگانها اکنون به نقطه ای از توانمندی رسیده است که می تواند به نجات یافتگانی که خواستار بازگشت به کشور خود هستند کمک هایی را ارائه دهد. آنها توضیح دادند که مقامات ایران از سال 2003 (با قبول این واقعیت که اعضای مجاهدین خلق تحت مغز شویی و فشار و کنترل رهبران این فرقه بوده اند) فرمان عفو عمومی داده اند که تا بحال نیز با نظارت صلیب سرخ جهانی بر این قول خود پابرجا بوده اند.

    شرکت کنندگان در کنفرانس بخصوص علاقه زیادی به شهادت های سه تن از کسانی که به تازگی موفق به فرار از کمپ شده اند نشان دادند. این سه تن بصورت مبسوط وضعت اسفناک و واقعیات سخت داخل کم را برای خبرنگاران حاضر تشریح کردند. آنها توضیح دادند که ارتباط و رساندن اطلاعات جهان خارج به داخل کمپ بشدت کنترل می شود و نفرات در ایزولاسیون روحی و اجتماعی کامل بسر می برند. آنها تاکید کردند که رهبران مستمرا به گروگانها اطلاعات غلط می دهند و دروغ می گویند تا اسرا هیچ گونه ایده ای از دنیای خارج نداشته باشند. آنها چنین وانمود می کنند که رهبران سازمان مجاهدین از پشتیبانی مطلق و مستقیم امریکایی ها برخوردار هستند و اگر کسی قصد فرار داشته باشد یا مستقیما با شلیک گلوله خواهد مرد و یا اگر هم موفق شود توسط نیروهای عراق شکنجه شده و سپس برای اعدام بدون محاکمه به ایران تحویل داده خواهد شد. آنها گفتند که اگر اطلاعات و واقعیات به افراد داخل کمپ برسد، حدود نه سال پس از خلع سلاح، حتی یک نفر هم خواستار ادامه حضور در بیابانهای عراق نخواهد بود.

    آنها از سازمانهای بین المللی و بخصوص نمایندگان دولت امریکا و نمایندگی سازمان ملل در عراق (یونامی) که تنها نیروهایی هستند که رابطه ای نزدیک با گروگانگیرها برقرار نموده اند درخواست کردند تا با استفاده از تردد هفتگی خود به داخل کمپ و در ملاقاتهای مستمرشان با سران مجاهدین و گروگانگیرها، آنها را متقاعد سازند تا راه ارتباطی و رساندن اطلاعات به داخل کمپ توسط نامه و تلفن و غیره را باز کرده اجازه ملاقات و حق دیدار با خانواده ها را به اسرا بدهند.

    نجات یافتگان اخیر همچنین از نمایندگی سازمان ملل در عراق (یونامی) خواستند تا در چهره خارجی و مطبوعاتی خود "گروگانگیرها" را بعنوان "نمایندگان گروگانها" معرفی نکرده و در عوض بصورت واضح این واقعیت را بیان کنند که "رجوی نماینده هیچ کس نیست" و تا زمانی که با گروگانها بصورت انفرادی و بدون حضور گروگانگیرها در خارج از کمپ ملاقات نکرده باشند حق ندارند هیچ چیز از طرف گروگانها اعلام کنند.

    آنها اعلام کردند که معتقدند نمایندگی سازمان ملل (یونامی) و پشتیبانان امریکایی فرقه تروریستی مجاهدین خلق با قرار دادن خود در کنار تروریست ها قوانین بین المللی را نقض کرده اند چرا که حقوق انسانی بیش از سه هزار تن گروگان طی دهه های اخیر توسط سران این گروه و زیر چتر همین حمایت ها نقض گردیده است. نجات یافتگان اخیر گفتند که اکنون بدنبال گرفتن مشورت و کمک برای شکایت حقوقی از دست اندرکاران این جنایات بخاطر خسارات وارده می باشند.

    Home

     


    Date: 2012-01-29
    (C) 2006